0:00 در زندگی آدم فقط با دو جور درد روبهرو میشه درد پشیمانی و درد تلاش ولی تفاوتشون خیلی مهمه درد تلاش تو رو جلو میبره درد پشیمونی سالها باهات میمونه و میسوزوندت ناپلون هیل یه چیزی گفته که واقعاً توی ذهنم موند کسی که بتونه ذهنش رو کنترل کنه میتونه ارزش زندگیش رو کنترل کنه یه سؤال ازت دارم تا حالا جدی سعی کردی ذهن خودت رو کنترل کنی. نظرت رو همین الان بنویس. کامنتات واقعاً مسیر کارم رو بهتر میکنه. فصل یک تلقین ذهنی. ناپلون هیل میگفت توو همون چیزی میشی که بیشتر وقت بهش فکر میکنی و این فقط یه حرف انگیزشی نیست.
0:46 کاملاً علمیه. توی مغز انسان چیزی هست به اسم نوروپلاستیسیتی. یعنی مغز با تکرار یه فکر اون فکررو کمکم تبدیل میکنه به باور و واقعیت. اگه مرتب به خودت بگی من نمیتونم، من استعداد ندارم، ذهن ناخودآگاهت اونها رو به عنوان قانون زندگیت ثبت میکنه و طبق همون زندگیت رو میسازه. ولی اگه هر روز به ذهنت فرمان بدی، باور بدی، احساس بدی، آنوقت مغزت شروع میکنه به ساختن همون واقعیت. محمدعلی کلی قبل از اینکه قهرمان جهان بشه، سالها قبل بارها میگفت من بهترین هستم. این خودستایی نبود. این تکنیک بود. برنامهریزی ذهن بود. او این جمله رو
1:33 آنقدر تکرار کرد که مغز و بدنش مجبور شدن رفتاری مطابق با بهترین باشن. تمرینش تغییر کرد، اعتماد به نفسش تغییر کرد، استراتژیش تغییر کرد و در نهایت واقعاً بهترین شد. جیم کری هم وقتی هیچ پول و فرصتی نداشت یه چک ۱۰ میلیون دلاری برای خودش نوشت. تاریخ زد روز شکرگزاری ۱۹۹۵ هر روز نگاهش کرد هر روز تصورش کرد هر روز با احساس گفت من این ارزش رو دارم چند سال بعد دقیقاً در سال ۱۹۹۵ برای فیلم دامندامر دقیقاً ۱۰ میلیون دلار گرفت معجزه نبود نتیجه سالها باور
2:18 تصویرسازی احساس تکرار و اقدام بود تلقین ذهنی مثل یه آپدیت نرم نرمافزاریه برای ذهن. اگه ذهنت پر از برنامههای قدیمی و منفیه، نسخه جدیدی از خودت نمیسازی. ولی اگه هر روز فرمان درست وارد کنی ذهنت دوباره سیمکشی میشه. یه نکته مهم اگه این برنامهریزی رو خودت انجام ندی، جامعه، خانواده و محیطت ناخواسته این کار رو میکنن و معمولاً این برنامهریزی به نفع رویاهای تو نیست. پس راننده ذهن خودت باش نه مسافلش. فصل ۲ گروه مستر مایند یه جمله قدیمی هست که میگها اگه میخوای سریع بری تنها برو اگه میخوای دور بری با جمع برو
3:06 هیل توی تحقیقاتش یه اصل مهم کشف کرد مستر مایند یعنی خودت رو با آدمهایی احاطه کن که تو رو رشد میدن نه عقب میکشن کسایی که الهامت میدن چالشت میکنن انرژیت رو بالا میبرن و توی سختیا نگهت میدارن هیل میگفته هیچ ذهنی به تنهایی کامل نیست. ذهنها باید با ذهنهای دیگه برخورد کنن تا رشد کنن. این فقط فلسفه نیست. علم هم ثابتش کرده. طبق تحقیقات دانشگاه هاروارد کسانی که یه شبکه حمایتی و هدف محور دارن ۸۵ بیشتر از بقیه پیشرفت میکنن. چرا؟ چون توی گروه افکار ضرب میشه. انرژی چند برابر میشه. ایدهها رشد
3:53 میکنن. مثال تاریخیش برادران رایتن. اگه یکیشون تنها بود شاید جامعه متقاعدش میکرد که پرواز خیالبافیه ولی اونا کنار هم بودن. به ذهن هم جهاد دادن. ایرادها رو با هم برطرف کردن. انرژی هم رو کامل کردن. نتیجه اختراع هواپیما. جذابترین بخش مستر مایند سینرژیه. قدرت ترکیب. دو ذهن با هم میتونن خروجی تولید کنن که هیچکدوم به تنهایی قادر به تولیدش نیستن. چطور مستر مایند بسازی؟ آدمهای همفکر پیدا کن. از حوزههای مختلف انتخاب کن تا زاویه دیدت گسترده بشه. جلسات منظم بذار. هفتگی یا ماهانه. همه باید هم دهنده
4:41 باشن هم گیرنده و تعهد مهمترین اصل گروهه. هیل میگفت اندرو کارنگی ۹۰ ثروتش رو مدیون شبکه و گروه مستر مایندش بود. یادت باشه تنها هم میشه رویا داشت ولی تبدیل کردن رویا به یه حرکت جمعی فقط با مستر مایند ممکنه. اگه تا اینجا برات مفید بود یه لایک کوچیک بزن که انرژی بگیرم ادامه بدم. فصل سوم میل سوزان. خواستن آسونه. همه میخوان ولی میل سوزان چیز دیگهایه. اون چیزیه که نمیذاره راحت بخوابی. چیزی که ۲۴ ساعته توی ذهنته. چیزی که اگه انجامش ندی حس میکنی یه چیزی کمه.
5:29 هیل میگفت میل سوزان اولین و مهمترین قدم موفقیته و من واقعاً فکر میکنم حق داره. بیشتر آدمها وسط راه جا میزنن. چرا؟ چون خواستنشون سطحیه. عمق نداره. اما وقتی میل سوزان داری موانع دیگه همون جلوه رو ندارن. ادیسون ۱۰ ه۰۰ بار شکست خورد. ۱۰ هزار بار. اگه میلش سطحی بود تو تلاش پنجم ول میکرد ولی نکرد. هر شکست براش یه اطلاعات جدید بود. اون معروف گفته من شکست نخوردم. فقط ۱۰ هزار راه پیدا کردم که جواب نمیده. این ذهنیت رو فقط میل سوزان میسازه. میل سوزان یه اتفاق جالب توی
6:15 ذهنت میاندازه. ذهن ناخودآگاهت رو هک میکنه. توی روانشناسی بهش میگن اصل فکر. هر چیزی که بیشتر در ذهن تکرار کنی رفتار و تصمیمات رو کنترل میکنه. اگه میلت قوی باشه حواسپرتیها قطع میشن، تنبلی له میشه و تو کشیده میشی به سمت هدفت. ولی چطور میل سوزان بسازیم؟ جواب هیل اینه. رویات باید آنقدر بزرگ و حیاتی باشه که احساس کنی بدونش زندگیت ناقصه. اگه هدفت فقط یه چیز خوب باشه با اولین سختی رهاش میکنی. ولی اگه هدفت تبدیل بشه به بخشی از هویتت، بخشی از دلیل زندگیت دیگه رهاش نمیکنی.
7:00 وقتی کسی داره غرق میشه برای هوا میجنگه. میل سوزان هم همینه. وقتی هدفت مثل اکسیژن بشه دیگه نمیتونی ازش بگذری. یه هشدار هم بدم. اگه هدفت رو فقط برای پول، پز یا چشم و همچشمی میخوای خیلی زود رهاش میکنی. اینها انگیزههای کم عمقن. ریشه ندارن. فصل چهارم به رویات ددلاین بده. رویا دیدن همه بلدن ولی رسیدن به رویا این فقط کار کسیه که یه تاریخ بهش زده. هیل گفته هدف همون رویاییه که ددلاین داشته باشه. جمله سادهایه ولی وقتی بهش فکر میکنی میفهمی چقدر عمیقه. فکر کن یکی بگه میخوام ثروتمند بشم. خب کی؟ ۵
7:47 سال دیگه؟ ۱۰ سال یا هیچوقت از همین جاست که بازی شروع میشه. تا وقتی رویات در هواست ذهنت هیچوقت جدیش نمیگیره. ولی وقتی بگی من باید در یه سال به این عدد برسم از همون لحظه یه صدای تیکتا توی مغزت شروع میشه. این قدرت ددلاینه. رویا رو از یه تصور مبهم تبدیل میکنه به یه هدف واقعی و قابل اندازهگیری. جالبه که تحقیقات نشون داده آدمهایی که هدفشون رو نوشتند و براش زمان تعیین کردن ۴۲ بیشتر موفق شدن. چرا؟ چون مغز انسان زیر فشار و فوریت طور دیگهای فکر میکنه و عمل میکنه. ذهن ما استاد تعویقه. اگه
8:34 حس کنه وقت بینهایت داری قانعت میکنه که از فردا شروع کنی ولی وقتی ددلاین داری فردا تبدیل میشه به یه توهم هر روز ارزش پیدا میکنه یه مثال ساده اگه تاریخ امتحانت رو ندونی درس میخونی احتمالاً نه ولی وقتی بدونی ماه دیگه امتحان داری سبک زندگیت عوض میشه تمرکز میاد برنامه میاد حواسپرتی کمتر میشه همین اصل توی زندگیم هست. میخوای کسب و کار راه بندازی، میخوای وزن کم کنی، میخوای یه مهارت یاد بگیری. ددلاین تفاوت بین آرزو و تعهده. ولی یه نکته مهم ددلاین اشتباه میتونه انگیزت رو نابود کنه. باید واقعی باشه اما
9:21 چالشی. نه اونقدر سخت که خوردت کنه نه اونقدر راحت که حسی بهت ندن. د نفر میرن باشگاه. اولی میگه میخوام فیت بشم. دومی میگه میخوام توی ۶ ماه ۱۰ کیلو کم کنم. کدوم موفقتره؟ دومی چون شمارش معکوس داره. هدف داره نه فقط آرزو. یه تکنیک خیلی مهمم اینجاست. مهندسی معکوس. وقتی ددلاین تعیین کردی از آخر به اول حساب کن. برای رسیدن به این هدف هر ماه، هر هفته، هر روز چی لازمه؟ وقتی هدف بزرگ تبدیل میشه به قدمهای کوچیک دیگه وحشتناک نیست. قابل لمسه، قابل انجامه. کارنگی به هیل گفته بود ثروتمندان واقعی رویا رو در هوا
10:07 رها نمیکنن. تاریخ مینویسن و بعد ناهودآگاهشون رو مجبور میکنن که براش کار کنه. ذهنشون رو طوری تنظیم میکردن که رفتار روزانهشون خودبهخود با هدف هماهنگ بشه. یه چیزی که خیلیا نمیدونن اینه که ددلاین فقط یه تاریخ روی کاغذ نیست. یه وعده با خودته. وقتی مینویسیش داری به خودت قول میدی و این قول مستقیم وصل به احترام به خودت. هر بار که امروز رو عقب میندازی، ذهن ناخودآگاهت اون رو مثل یه قول شکسته ثبت میکنه. هرچی این بیشتر تکرار بشه، اعتماد به نفست آروم آروم پایین میاد. ولی وقتی ددلاین میذاری و انجامش میدی، حتی اگه هدف کوچیک باشه، سطح
10:54 اعتماد درونیت بالا میره. این پیروزیهای کوچیک یه زره انضباط درونت میسازن. زرهی که برای رویاهای بزرگتر آمادت میکنه. یه چیزی هم هست به اسم قانون پارکینگسون. میگه کار تا جایی طول میکشه که براش وقت گذاشتی. اگه یه هفته وقت بدی به یه کار یه هفته طولش میدی. اگه مجبور بشی همون کار رو در ۲ روز انجام بدی معمولاً توی ۲ روز تمومش میکنی. ددلاین مغز رو مجبور میکنه در زمان کمتر خروجی بیشتری تولید کنه. حالا چطور شروع کنی؟ بزرگترین هدفت رو بنویس. یه ددلاین چالشی ولی واقعی بذار. اون رو به قدمهای کوچیک تقسیم کن. از تقویم یا ریمایندر استفاده کن و یه کار
11:41 مهم دیگه یه تعهد عمومی بساز. به دوستات، خانوادهت یا توی شبکههای اجتماعی اعلام کن. این کار سطح پاسخگوییت رو بالا میبره. یادت باشه رویا بدون تاریخ مثل ابره. زیباست ولی با کوچکترین بادی از بین میره. رویایی که تاریخ داره مثل سنگه. محکم قابل لمس آماده شکل گرفتن. و اگه فکر میکنی وقت نداری واقعیت اینه که تفاوت آدمها در زمان نیست. در اولویتهاست. عدهای فقط برگهای تقویم رو عوض میکنن. عدهای دیگه روی همون تقویم اسم خودشون رو به عنوان کسی که انجام داد مینویسن. فصل پنجم پشتکار. پشتکار بزرگترین کلید
12:29 موفقیته. هیل میگفت پشتار همون قدرتیه که سر پا نگهت میداره وقتی دنیا میگه ولش کن. آمار میگهحدود ۸۰ آدمها اهدافشون رو در ۲ هفته اول رها میکنن. فقط ۲ هفته. لحظهای که سختی شروع میشه برمیگردن به منطقه امن ولی اون ۲۰دی که ادامه میدن همونها که آینده رو میسازن. پشتکار مثل عضله است. هرچه بیشتر استفاده کنی قویتر میشه. اوائل درد داره، سخته افتادن داره ولی کسانی که برمیخیزن دوباره تلاش میکنن و شکست رو درس میبینن نه مرگ. همونهایین که آخر کار پیروز میشن. کلونل
13:14 ساندرس بنیانگذار کیف سی ۹ بار رد شد. درهای زیادی برش بسته شد. همه گفتن طرحت جواب نمیده ولی او ادامه داد. تسلیم نشد. هر بار بهتر شد و در نهایت برندی ساخت که جهانی شد. هیل میگفتش فقط جمعآوری داده است. تجربه جدید برای تصمیم بهتر. اگه شکست خوردی بپرس چه اشتباهی بود؟ درس بگیر. استراتژی رو اصلاح کن ادامه بده. هر روز حتی یه قدم کوچیک بردار. این تمرین روزانه پشتکارت رو تبدیل میکنه به یه نیروی شکست ناپذیر. یادت باشه در مسیر موفقیت تعداد دفعاتی که برمیخیزی مهمتر
14:00 از دفعاتیه که زمین میخوری و این برخواستن همون نقطهایه که تو رو از اون ۸۰ دیگه جدا میکنه. فصل ششم قدرت تصمیمگیری یکی از بزرگترین رازهای موفقیت توانایی تصمیمگیری سریع و استواره. هیل میگه بزرگترین ضعف خیلی از آدمها تعلل در تصمیمگیریه. کسانی که سریع تصمیم میگیرن و بهش متعهد میمونن اکثراً موفق میشن. ولی کسانی که دائماً تصمیم رو به تعویق میندازن فرصتها رو از دست میدن. تصمیمگیری سریع به معنای بیفکری نیست. به معنای اتلاف نکردن زمانه. ذهنی که مدام تصمیماتش رو تغییر میده به جای تمرکز دچار سردرگمی میشه.
14:46 فورد میگفت تصمیمها رو سریع میگیرم و تغییر دادنشون تقریباً غیرممکنه. همین ثبات صنعت خودرو رو متحول کرد. قانون ۲۴ ساعت. برای هر تصمیم مهم نهایتاً ظرف ۲۴ ساعت تصمیم بگیر و بعدش کاملاً بهش متعهد بمون. اگه حس کردی این حرفها به درد یکی میخوره براش بفرست شاید زندگیش عوض شد. فصل هفتم ایمان و تصویرسازی هلم میگفت آنچه رو بتونی در ذهن ببینی و باور کنی میتونی در زندگی هم به دست بیاری. ایمان یعنی چی؟ یعنی اعتماد عمیق به رویات تا جایی که با وجود تمام طوفانها باورت تکون نخوره. تصویرسازی هم یعنی رویات رو در ذهن
15:34 آنقدر شفاف ببینی که انگار همین الان بخشی از زندگی واقعیته. توی روانشناسی بهش میگن تمرین ذهنی. وقتی چیزی رو غلیظ و مداوم در ذهن تصور میکنی مغزت شبکههای عصبی برای اون میسازه و بدنت هم مثل اینکه اون اتفاق واقعیه واکنش نشون میده. فقط ۵ دقیقه در روز چشماتو بپن. کسب و کار موفقت رو ببین. چطور حرف میزنی؟ چه احساسی داری؟ چه صدایی میشنوی؟ هرچه تصویر واقعیتر باشه اثرش روی ذهن ناخودآگاه قویتره. مثال جیم کری که گفتیم چک که ۱۰ میلیون دلاری تاریخوینگ نوامبر ۱۹۹۵ هر روز نگاه کردن، تصور کردن، گفتن من این
16:20 ارزش رو دارم و دقیقاً در همون سال همون عدد رو دریافت کرد. معجزه نبود. تصویرسازی به علاوه ایمان، به علاوه تکرار، به علاوه اقدام بود. تصویرسازی برای خیالبافی نیست. برای فعال کردن اقدامات واقعیه. وقتی ذهنت باور کنه که رویا حقیقت داره، بدنت مجبور میشه رفتارهای جدید بسازه. تصمیمهای بهتر، عادتهای بهتر، انرژی بیشتر. چطور؟ صبح بعد از بیدار شدن و شب قبل از خواب ۵ دقیقه تصویرسازی کن. همیشه در زمان حال تصور کن نه آینده. من موفقم. کسب و کار من رشد میکنه. رویا رو با احساس تصور کن. بدون احساس اثر نمیکنه. ویژن برد بساز.
17:09 عکسها و کلمات رو جایی بذار که زیاد ببینیشون. هلم میگفت ایمان به علاوه تصویرسازی مثل دانه گیاهه. اگه هر روز آبیاریش کنی مدتی هیچ چیزی رو نمیبینی. ولی زیر خاک ریشه در حال شکل گرفتنه. تا روزی که رویات جلوی تو ظاهر میشه در نهایت در جنگ بین رویاهات و شکهات هر کدوم بزرگتر باشه سرنوشتتو تعیین میکنه فصل ۸ ترس رو شکست بده هرقدر دیوار ترس بزرگ به نظر برسه در اون سوش روشنایی به همون اندازه گسترده است. ترس یکی از قویترین موانع زندگیمونه. ترس از شکست، ترس از قضاوت، ترس از ناتوانی مالی. این سه تا
17:55 رایجترین چیزایین که آدما رو از حرکت باز میدارن. هیل به روشنی گفته ترس تنها با اقدام از بین میره. ترس زمانی ایجاد میشه که از ناشناختهها میترسیم یا اعتمادمون به تواناییامونو از دست دادیم. ولی ترسلو نیست که بشه ازش فرار کرد. تنها سلاح واقعی در برابر ترس عمل کردنه. هر بار که یه کار ترسناک انجام میدی سخنرانی شروع یه کسب و کار جدید یک گفتگوی دشوار اعتماد به نفست بالا میره و قدرت ترس کمتر میشه هیل باور داشت آدمهایی که تسلیم ترس میشن رویاهاشون رو هم از دست میدن ولی کسانی که روزانه حتی با قدمهای کوچیک با ترس روبهرو میشن درون خودشون یه سپهر نامرئی
18:43 میسازن نوعی شجاعتی که حتی دشوارترین موقعیتها هم نمیتونه ه متوقفش کنه. پیشنهاد عملی هر روز یه اقدام کوچیک انجام بده که کمی چالش برانگیزه. با گذشت زمان این کار نه تنها ترس رو کاهش میده بلکه تبدیل میشه به بخشی طبیعی از رفتارت. هر پیروزی کوچیک رو جشن بگیر. همین پیروزیهای کوچیکن که ترس رو از بین میبرن و قدرت درونیت رو بیدار میکنن. فصل نهم دانش کافی نیست. دانش زمانی قدرته که به اقدام تبدیل بشه. دنیا پر از کتاب، سمینار و محتوای انگیزشیه ولی فقط کسانی رشد میکنن که دانش رو به برنامه عملی تبدیل میکنن. خیلیا کتاب موفقیت میخونن،
19:31 ویدیو میبینن، درباره رشد حرف میزنن ولی حرکت نمیکنن، شروع نمیکنن. چرا؟ چون داشتن دانش آسونه ولی پیادهسازیش شهامت و استمرار میخواد. هیل میگفت دانش بدون برنامه و اقدام فقط داده است. هیچ کاری نمیکنه. یه مثال ساده هزاران نفر درباره کارآفرینی کتاب میخونن ولی کارآفرین کسیه که امروز یه ایمیل میفرسته. فردا یه نمونه اولیه میسازه. پس فردا با مشتری صحبت میکنه. پیشرفت با قدمهای کوچکی ساخته میشه. مطالعات نشون داده کسانی که هر روز یه قدم کوچیک برمیدارند عادتهای قویتر، انگیزه بالاتر و نتایج بزرگتری میسازن ولی کسانی که فقط میآموزن و
20:18 اقدام نمیکنن در جا میزنن. راهکار هدف بزرگ توی ذهنت باشه ولی تمرکز روی اقدامهای کوچیک روزانه باشه. هدفها باید قابل اندازهگیری باشن. امروز با ۳ مشتری صحبت میکنم. امروز نسخه اولیه محصولم رو میسازم. دانش به اضافه اقدام مساویه با قدرت واقعی. عمل پلیه که رویا رو به واقعیت وصل میکنه. اگه دستت تکون نخوله هیچ رویایی حرکت نمیکنه. فصل ۱۰ بخشش و بازگرداندن به جهان. وقتی منابع زمان و انرژیت رو صرف کمک به دیگران میکنی جهان چند برابرش رو بهت برمیگردونه. این واقعاً یه حقیقت
21:03 طبیعیه. وقتی فقط برای خودت کار میکنی نتیجه محدود میشه ولی وقتی در مسیر کمک به رویاهای دیگران قدم برمیداری یه جریان قدرتمند ایجاد میشه که رشدت رو چند برابر میکنه. هیل میگه هرچه بیشتر ببخشی بیشتر دریافت میکنی. هفتهای یا ماهانه دستکم به یه نفر کمک کن. دشت، تجربت، وقتت یا حتی فقط گوش دادن. این انرژی همیشه به شکل بهتری به تو برمیگرده. فصل یازدهم زمان بزرگترین سرمایه. زمان ارزشمندترین دارایی آدمه و نحوه استفادهش مسیر زندگی رو تعیین میکنه. طبق آمار انسان متوسط روزانه حدود ۳ ساعت
21:50 وقتش رو در گوشی تلف میکنه. اگه همین زمان صرف فعالیتهای سازنده بشه، ماهانه دهار ساعت کار ارزشمند به دست میاد. ایلان ماسک روزش رو به بازهای ۵ دقیقهای تقسیم میکنه و برای هر فعالیت زمان مشخصی تعیین میکنه. همین روش بهش اجازه میده در یه روز حجم کاری معادل یه هفته آدم معمولی انجام بده. روز خودت رو به بخشهای زمانی کوچک تقسیم کن. حواس پرتیها رو کنار بذار. موبایل رو دور از دسترس قرار بده. چون بدون مدیریت زمان نه انرژی نه پول نه دانش هیچکدوم به نتیجه واقعی نمیرسن. فصل پایانی لحظه ایدآلی وجود نداره. همه
22:36 ما منتظر لحظه کامل میمونیم. زمانی که شرایط ایدآل بشه. وقتی احساس آمادگی کامل کنیم. ولی حقیقت اینه که لحظه مناسب هیچوقت نمیرسه. تمام رویاهای بزرگ جهان در بهترین شرایط آغاز نشدن. در زمانی که تصمیم گرفتن شروع کنن. با هر میزان آمادگیی که داشتن خلق شدند.