0:00 جمهوری اسلامی احساس کرد که بقاش با برنامه هستهایش گره خورد. >> واقعاً هدفمون ساخت بمب بود دیگه. >> اگر ایران و اسرائیل همکاری نمیکردن سرنوشت جنگ ایران و عراق چه میشد؟ >> میگن تحریم چی هست؟ اصلاً تحریم اصلاً نمنتیان گلستی >> اتفاقی که اگر یک سال بعد میفتاد احتمالاً ایران به بنب اتمی رسیده بود. >> کشورهای غربی به طور کلی منابع نفتیشون بعضی چ سال دیگه تمام خواهد شد. سالی که قرار بود پروژه آماد همراه با پ کلاهک اتمی به نتیجه برسه یه جور نیست انواع >> سایت فورد برای ظرفیت حدوداً ۳ هزار سانت فروش طراحی شده >> من که همون روز اول نظرمو گفتم گفتم اینا یه کاغذ پاره است
0:47 >> ما تحریم میکنیم اونها رو در وقتی که مناسب باشه >> من امروز به آنها میگویم آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامهدان شما پاره شود اسم این پروژه بر طبق اسناد سرقتی ادعایی اسرائیل آمان میشه تقریباً مطمئن بود که اون همون دکتر علی محمدی موجود در تصویر صورت جلسه پروژه آمد اولین عملیات پیشگیر تاریخ برای جلوگیری از دستیاری یک کشور به سلاح هست >> فرصتو از دست داده بود سؤالی که هر ایرانی بالغی تا به حال بارها از خودش پرسیده اینه ما داریم تاوان چه چیزی رو پس میدیم؟ این تحریمای سنگین
1:34 هستهای برای چیه؟ چرا ما نمیتونیم مثل مردم دیگه دنیا به اقتصاد جهانی متصل باشیم؟ این غنیسازی چیه که ۲۳ سال سرش با دنیا سرشاخ هستیم. آیا تأکید به غنیسازی و چرخه سوخت هستهای به خاطر توسعه بوده یا بهخاطر امنیت انرژی یا پیشرفت دانش یا کاربردای درمانی یا بهخاطر اینکه حق مسلم ماست و حق گرفتنیه و یا اینکه صرفاً به خاطر بقاست؟ تو این ویدیو سعی میکنیم به این سؤالات و سؤالات دیگهای بپردازیم. سؤالاتی از قبیل اینکه اگه انقلاب ۵۷ اتفاق نمیفتاد امروز ایران کجا بود؟ کشوری با چندین نیروگاه فعال هستهای و شاید صادر کننده انرژی در منطقه یا همین کشوری که هستیم درگیر تحریم و مذاکره و پرونده هستهای یا اینکه چرا پروژههای شاه تو بوشهر و دارخوین متوقف شد؟ چی شد که از
2:19 قراردادهای میلیارد دلاری با آلمان و فرانسه رسیدیم به بازار سیاه و شبکه عبدالقدیر خان؟ محسن فخریزاده کی بود و چرا نامش همیشه با پروژه آماد گره خورده؟ آیا واقعاً ایران در مقطعی دنبال بمب بود یا همش ساخته ذهن سرویسهای اطلاعاتی غربیه؟ چرا بعد از انقلاب تأثیرگذارترین کشور بر روی ایران کشور عراق بوده؟ و مهمتر از همه چرا بنیامین نتانیاهو سالها پیش از جنگ عراق تو کنگره آمریکا ایستاد و گفتاگر عراق رو بزنید بعدش ایران هم فرو میریزه. آیا سرنوشت ما از همون روز تو واشنگتن رقم خورده بود؟ اگه امریکا فقط ۱ سال دیرتر به عراق حمله میکرد چی میشد؟ چرا ممکنه که حمله به برجهای دوقلوی نیویورک مرتبط با برنامه هستهای ایران باشه؟ تحریمها واقعاً چه چیزی رو
3:05 نشونه گرفته بودن؟ برنامه هستهای یا ساقط کردن حکومت جمهوری اسلامی؟ و شاید سؤال بزرگتر اینه چرا با وجود همه این فشارها ایران هیچوقت از مسیر هستهای عقبنشینی نکرد؟ آیا مقاومت بود یا غرور ملی بود یا بازی بود که هر دو طرف راه برگشت رو تو اون بسته بودن یا سر مرگ و زندگی بود؟ اینا پرسشهایین که تاریخ نیمقرنی برنامه هستهای ایران پر از اوناست. سؤلاتی که هنوزم جوابشون مبهمه و دقیقاً همین ابهامهاست که داستان هستهای ایران رو به یکی از جنجالیترین پروندههای سیاسی جهان تبدیل کرده. ما تو قسمت قبل به طور مفصل برنامه هستهای قبل از انقلاب رو بررسی کردیم با دیدن تمام ابعادش و بدون جهتگیری حتی نظر خودمون رو هم نگفتیم.
3:50 این بار هم برنامه ما همینه. صرفاً روایات تاریخ بدون اعلام موضع و نظر خودمون. ما ایرانیا نیاز داریم در مورد برنامه هستهای نظر داشته باشیم. یه مقدمه ریزم اینجا بگم. منبع تحقیقات انجام شده برای این ویدیو که طولانیترین ویدیوی چورازه از اول تاریخش تا الان به جز منابع دسته اولی که خواهید دید اسنادیه که به ادعای اسرائیل از سرقت یک انبار مخفی اطلاعاتی به دست اومده. اسرائیل این اسناد رو در اختیار محققین گذاشته و محققین پس از بررسی اونا در موردش مقاله و کتاب نوشتن و به طور مثال معروفترین کتابی که نوشته شده کتاب پیگیری خطرناک ایران برای سلاح هستهایه که توسط دیوید آلبرایت فیزیکدان و متخصص سلاح و بازپرس پیشین آژانس بینالمللی انرژی اتمی تألیف شده. ما قادر به تأیید یا رد اعتبار این اسناد نیستیم و
4:36 فقط اونا رو داریم نقل میکنیم. اگرچه که اصل سرقت توسط مقامات جمهوری اسلامی ایران تأیید شده ولی ما اسناد رو نمیتونیم تأیید یا رد کنیم و صرفاً از این اسناد به عنوان منبع داریم استفاده میکنیم. فصل اول سایه انقلاب و توقف ناگهانی. انقلاب چه بلایی بر سر برنامه هستهای ایران آورد؟ بهمن ۵۷ و خیابانهای تهران پر از فریادهای انقلابی بوی بارود و امید به آینده نوعه. امام خمینی که به تازگی از تبعید بازگشته با صدایی که انگار از دل تاریخ برمیخیزه در میان جمعیت مشتاق اعلام میکنه که ما نمیخواهیم بار دیگر در مسیر تسلیم فرهنگی به غرب گام برداریم. این کلمات که در اون لحظه همچون رعد در آسمان تنینانداز شده بودند نه تنها سرنوشت سیاسی ایران رو دگرگون کردند بلکه پروژههای عظیم هستهای دوران شاه رو که
5:22 زمانی نماد پیشرفت و خودکفایی ملی بودن یه شبه به خاموشی کشوندن. این پروژهها که با هزینههای هنگفت و همکاری شرکتهای بزرگ غربی مثل زیمنس و قراردادهای چند میلیارد دلاری شکل گرفته بودن قرار بود ایران رو به یک قدرت هستهای تو منطقه تبدیل کنن. رآکتورهای تحقیقاتی، نیروگاههای برق هستهای و برنامه غنیسازی اورانیوم همه و همه بخشی از چشمانداز بلندپروازانه محمدرضا شاه برای ایران مدرن بودند. >> شاهنشاه، آریامه و شهبانی ایران از فرودگاه بوشهر مستقیماً به کارگاه نیروگاه اتمی بوشهر که در ۲۰ کیلومتری این شهر قرار دارد تشریف فرما میشوند. این نیروگاه پدیدهایست که به اراده رهبر دوراندیش ملت ایران در جهت تأمین زیربنای
6:07 رفاهی و صنعتی کشور ایجاد میگردد. پروژه بزرگ نیروگاه بوشه که شامل دو نیروگاه اتمی هر یک به قدرت ۱۲۰ مگاوات است توسط یک شرکت آلمانی ساخته میشود که مسئولیت تهیه طرح، ساختمان و تأمین سوخت آن را به مدت ۱۰ سال به عهده دارد. در تهیه این طرح از پیشرفتهترین اطلاعات فنی و مهندسی استفاده شده و بعضی از مشخصات نیروگاه در نوع خود کمنظیر و یا منحصر به فرد میباشند. در اون زمان این برنامهها نه تنها نمادی از پیشرفت تکنولوژیک بود بلکه نشونهای از اقتدار ملی و خودکفایی در برابر قدرتهای جهانی تلقی میشدن. اما حالا با یک فرمان همه چیز قرار بود متوقف بشم. دیوید پاتریکاکوس
6:52 در کتاب هستهای ایران مینویسه تمام پروژههای هستهای شاهنشاهی یکجا متوقف شد. سانتیفیوژها که قرار بود چرخهای آینده رو بچرخونن حالا تو بنادر زنگزده و فراموش شده خاک میخوردن. برویده روزنامه سیاستمداران انقلابی این تصمیم رو گامی در جهت قطع وابستگی به غرب نشون میداد. اما مردم عادی که شاید درک کاملی از ابعاد فنی نداشتن بیشتر نگران آیندهای نامعلوم بودن. رئیس وقت سازمان انرژی اتمی در خاطراتش که سالها بعد منتشر شد با یه حسرت آشکار مینویسه اولویت کشور جنگ و بازسازی داخلی بود. کورس فناوری هستهای عملاً متوقف شد و بسیاری از همکارانم که سالها آموزش دیده بودن یا به صنایه پتروشیمی رفتن یا چارهای جز مهاجرت به خارج نداشتن. اما شاید دردناکترین لحظه
7:40 شبیه بود که انگار از دل یک فیلم جاسوسی بیرون اومده بود. نیمه شب فرودگاه تهران پر میشه از کارشناسان هستهای. مردان و زنانی که با چمدانهایی پر از اسناد محرمانه و سالها تجربه ایران رو ترک میکنن. یکی از شاهدان عینی اون شب که خودش نیز در آستانه مهاجرت بوده، بعدها در اسناد گفته که انگار روح یک ملت در حال فرار بود. چهرهها درهم و نگران و سکوت سنگینی که فقط با صدای موتور هواپیماها شکسته میشد. این فرار جمعی که به شب چمدانها معروف شد نه تنها یک خلع فنی عمیق به جا گذاشت بلکه اعتماد درون سازمانی رو هم ویران کرد. مهاجرت این نخبگان بعدها به یکی از موانع اصلی احیای برنامه هستهای ایران تبدیل شد. چرا که تجربه و دانش اونا دیگه در دسترس نبود. این دوره که میشه اون رو وقفه ایدئولوژیک نام گذاشت. زمانیه که رویاهای هستهای
8:27 ایران زیر فشارهای مالی، فرار مغزها و نبود اجماع سیاسی به خواب میره. ایران که میتونست در دهههای بعد به یک قدرت علمی و فناورانه در منطقه تبدیل بشه، حالا درگیر جنگ و بحرانهای داخلی بود و برنامههای هستهایش که میتونست نمادی از پیشرفت باشه به فراموشی سپرده شده بود. اما این پایان داستان نبود. فصل دوم جنگ، ترس و بیداری مجدد از ابتدا تا انتهای جنگ ۸ ساله. اگر ایران و اسرائیل همکاری نمیکردن، سرنوشت جنگ ایران و عراق چه میشد؟ شهریور ۱۳۵۹ بود. صدای قرش جنگندهها در دوردست بوی بارود در هوا و سایه سنگین جنگ که بر ایران تازه انقلاب کرده افتاده بود. در این میون تهدیدی نو ظهور از سوی همسایه غربی عراق سر برمیآورد. برنامه هستهای این کشور و
9:13 راکتور اسیراک که به باور بسیاری دروازهای به سوی سلاح هستهای بود. ایران که هنوز زخمهای انقلاب و توقف برنامه هستهایش رو التیام نداده بود در برابر این خطر جدید به تکاپو افتاد. عراق از ۱۹۷۶ با کمک فرانسویها ساخت اولین نیروگاه راکتور اتمی خودش رو در ۱۸ کیلومتری بغداد آغاز کرده بود که میتونست در آینده از محصولات این راکتور برای ساخت بمب اتمی هم استفاده کنه. تنها چند روز پس از حمله صدام به ایران نیروی هوایی ایران در هشتم مهر ۱۳۵۹ در عملیات جسورانه شمشیر سوزان به اوسیراک حمله کرد. با توجه به فاصله اندک حمله از آغاز تجاوز عراق به احتمال نزدیک به یقین طرح این حمله مربوط به قبل از انقلاب و ارتش شاهنشاهی بوده. ۴ فروند فانتوم ایرانی در عملیات شمشیر
9:59 سوزان آسمون رو شکافتند و تأسیسات او سیراک رو هدف قرار دادن. در مقالهای در نشریه نشنال اینترست این حمله اولین عملیات پیشگیرانه تاریخ برای جلوگیری از دستیابی یک کشور به سلاح هستهای بود. خسارت وارد شده شاید محدود بود اما پیامش بلند و رسا بود. اینکه ایران در برابر تهدیدهای منطقهای ساکت نخواهد نشست. در اولین ساعات صبح روز ۸ مهر ۱۳۵۹ ۴ فروند فانتوم مسلح متعلق به گردان ۳۳ پایگاه سوم شکاری همدان با قرار گرفتن در ابتدای باند پرواز آماده پرواز شد. در همین زمان یک فروند هواپیمای سوخرسان ۷۰۷ با اسکورت دو فروند تامکت مسلح به راکتهای فینیکس به پرواز درآمده بودن و به سوی منطقه ملاقات با فانتومها پیش میرفتن. در نقطه مقرر فانتومها با تانکر
10:45 سوختان ملاقات کردن و باکهاشونو پر کردن از سوخت. پس از اتمام عملیات سوختگیری فانتومها به سمت مرز حرکت کردن و پیش از عبور از مرز طبق طرح قبلی به دو گروه دو فروندی تقسیم شدن. گروه اول شروع به افزایش ارتفاع کرد. این افزایش ارتفاع به قدری زیاد بود که رادارهای عراق به راحتی میتونستن او رو ردگیری کنن و به همین دلیل متوجه گروه دیگر که در ارتفاع بسیار پایینی پرواز میکردن نشدن. پس از عبور گروه دوم از مرز گروه اول بلافاصله ارتفاع خودش رو بسیار کم کرد و با سرعت به سمت نیروگاه برق بغداد روانه شد. در این هنگام گروه دوم به لیدری سرگرد محمد حسن قهستانی در راه تأسیسات او سیراک بود. با توجه به سرعت بالای فانتومها و همچنین پرواز در ارتفاع پایین هر لحظه امکان داشت هواپیما با کابلای برق یا عوارض طبیعی مثل درختها و چیزای دیگه برخورد کنند. در حدود ۴
11:31 کیلومتری تأسیسات فانتومها خودشون رو برای ضربه نهایی آماده کردن و به سرعت ارتفاع خودشون افزایش دادن و در یک موقعیت مناسب با شیرجه دقیق همه ۱۲ بمب خودشون رو بر روی هدف رها کردن. بنابر گزارش خلبان ایرانی کل زمانی که فانتومها بر روی تأسیسات بودن به ۶ ثانیه هم نرسید. به همین جهت هم هیچکدوم از پدافندای مستقر در این تأسیسات فرصت اینکه به هواپیما شلیک کنن رو هم پیدا نکردن. در همین زمان و در نقطه دیگه گروه اول به هدف خودشون رسیده بودن و نیروگاه برق نزدیک بغداد رو با موفقیت کامل منهدم کردن. عملیات این گروه به قدری با دقت انجام شده بود که شهر بغداد تا چند روز بعد از اون حمله برق نداشت. با اینکه راکتور اسیراک صدمه کلی ندید و تأسیساتش به طور کامل نابود نشد عملیات شمشیر سوزان پیشرفت برنامه اوسیراک
12:19 رو برای حدود ۳ ماه به تعویق انداخت و در کمال شگفتی بعد از گذشت حدود ۹ ماه از اون در تاریکی بامداد ۱۷ خرداد ۱۳۶۰ در حالی که آخرین فرصتها قبل از بارگذاری سوخت هستهای در راکتور در حال طی شدن بود ۸ فروند جنگنده اف۱۶ نیروی هوایی اسرائیل برای نابود کردن راکتور هستهای وسیراک عراق اسرائیل رو ترک کردن و با پرواز هزار مایلی از طریق خاک دشمن راکتور اسیراک رو نابود و برنامه هسته عراق رو کاملاً متوقف کردن. بله. ایران و اسرائیل دو دشمن ایدئولوژیک که در ظاهر هیچ نقطه مشترکی نداشتن در برابر یک تهدید مشترک یعنی برنامه هستهای صدام حسین برای لحظهای دست به یک اتحاد شکننده زدن. این لطف متقابل نشوندهنده پیچیدگیهای سیاست بینالملل بود. جایی که منافع ملی میتونه
13:06 حتی دشمنان رو به همکاری وادار کنه. این همکاری پنهانی هرچند کوتاه مدت بود اما پیام روشنی به بغداد فرستاد اینکه برنامه هسته عراق تحت نظره و هر حرکتی با پاسخ سختی مواجه خواهد شد. این عملیات البته یک پیام هم برای ایران داشت. اینکه در آینده اگر ایران بخواد بره سمت هستهای همه تأسیساتش رو در یک منطقه متمرکز نکنه که به سادگی نابودش کند بلکه اونا رو در پهنه سرزمینش پخش کنه. تهدید هستهای تنها یکی از لایههای داستان بود. جنگ ایران و عراق که حالا به مرحله خونین رسیده بود زخمهای عمیقتری بر پیکر ایران وارد کرد. حملات شیمیایی عراق که جان هزاران نفر رو گرفت و شهرها رو به وحشت انداخت، واقعیتی تلخ رو به رهبران ایران یادآوری کرد. اینکه در جهانی که دشمنان از هیچ سلاحی فروگذار نمیکنند، بازدارندگی تنها راه بقاست.
13:55 اکبر هاشمی رفسنجانی یکی از معماران اصلی سیاستهای ایران در اون دوران سالها بعد در گفتگویی که سینا ازودی در سال ۲۰۲۰ نقل کرده با اشاره به این تجربه تلخ گفتوقتی برنامه هستهای را در دوران جنگ شروع کردیم هدفمان ایجاد ظرفیت بازدارندگی برای روزی بود که دشمن شاید به سلاح هستهای متوصل شود اما هرگز صرفاً به دنبال ساخت بمب نبودیم. این سخنان که از دل یک تجربه ملی برخواسته بود نشون میداد که ایران در زیر فشار جنگ به فکر احیای برنامهای افتاده بود که در سالهای پس از انقلاب به حاشیه رونده شده بود. احیای مخفیانه برنامه هستهای در سایه جنگ و در حالی که کشور درگیر دفاع از مرزهاش بود. برنامه هستهای ایران اینجا به صورت پنهانی جون تازهای گرفت. در سال ۱۳۶۲ جوانی که به
14:40 سپاه پاسداران پیوسته بود و در جنگ شرکت کرده بود کار خودش رو در واحد ویژه تحقیقات هستهای سپاه تحت نام تیم ۳۲ آغاز کرد. این جوون ۲۶ ساله مدرک کارشناسی فیزیک با گرایش هستهای داشت و اسمش محسن فخریزاده بود که در ادامه ازش بیشتر خواهیم شنید. از اوایل دهه ۶۰ فعالیتهای تحقیقاتی محدودی مثل برگزاری کنفرانسهای علمی و آزمایشهای تبدیل اورانیان به صورت رسمی آغاز شد. اما این تنها ظاهر ماجرا بود. در اواخر دهه ۶۰ ایران از طریق شبکه عبدالقدیر خان دانشمند پاکستانی که به پدر برنامه هستهای پاکستان معروف بود به تجهیزات پیشرفته سانتیفیوژ دست پیدا کرد. فصل سوم پایان جنگ و آغاز تلاش ۱۵ ساله رابرت اپنهایمر ایران چه کسی بود؟ با
15:26 پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ و آغاز دوران سازندگی اکبر هاشمی رفسنجانی که از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ ریاست جمهوری رو بر عهده داشت نقش محوری در احیای برنامه هستهای ایران ایفا کرد. رفسنجانی به خوبی دریافت بود که ایران برای تثبیت جایگاه منطقی خودش نیاز به بازسازی زیرساختها و پیشرفت علمی و نظامی داره. در همین راستا ایران به صورت پنهانی و از طریق شبکههای زیرزمینی به دنبال دسترسی به فناوریهای هستهای رفت. مهمترین گام در این مسیر تماسهای مخفیانه ایران با دانشمند هستهای پاکستانی عبدالقدیر خان در سال ۱۳۶۶ بود. بر طبق مقالهای از مکالمند ایران از طریق شبکه عبدالقدیر خان یک نمونه از سانتیفیوژ از هم جدا شده پی ۱ نقشهها،
16:12 توضیحات، مشخصات تولید و محاسبات برای یک کارخانه کامل و مواد لازم برای ۲۰۰۰ دستگاه سانتیفیوژ و تجهیزات کمکی خلع و محرک الکتریکی رو به دست آورد. این یک موفقیت بزرگ برای ایران بود و به اون امکان میداد تا برنامه غنیسازی خودشو خارج از نظارتهای بینالمللی آغاز کنه. مقاله دیگهای میگه حدود سال ۱۹۸۷ دکتر عبدالقدیر خان با ایران معاملهای کرد که بر اساس اون ایران میخواست ۵۰ هزار سانتیفیوژ از مدل پی ۱ که یک مدل ابتدایی بود بسازه. بازرسان غربی دریافتند که اگر چنین کارخانهای تکمیل میشد به تهران اجازه میداد تا سالانه سوخت برای حدود ۳۰ بمب اتمی تولید کند. رفسنجانی بعدها در مصاحبهای در مهر ۱۳۹۴ این موضوع رو تأیید کرد و گفت که ایران ۴۰۰ سانتیفیوژ دست
16:57 دوم نسل اول رو به همراههاشون از پاکستان خریداری کرده بود. اون هدف از این اقدام رو در نظر گرفتن قابلیت بازدارندگی هستهای برای ایران عنوان کرد. هرچند تأکید داشت که ایده اصلی استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای بوده. این اظهارات تضاد ذاتی در برنامه هسته ایران رو نمایان کردن. از یک سو ادعای صلح آمیز بودن و از سوی دیگه تلاش برای دستیابی به قابلیتهای مرتبط با سلاحهای هستهای. >> آیا شما بمب رو میخواهید؟ >> بمب یه جور نیست. بب انواع بمبها شما میدونید که من در مورد بمب اتمی صحبت میکنم
17:44 اون کاری که کردن دنبال اتمی برن حقیق نیست متنفرم از هست به خدا سوگ کرد احتیاج به قریب پس از دستیابی به این تجهیزات و نقشهها دانشمندان هستهای ایران اولین فاز تحقیق و توسعه رو بر اساس سانتیفیوژ پی ۱ پاکستانی آغاز کردن این مرحله از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۲ به طول انجامید و سپس بین سالهای ۷۳ تا
18:32 ۷۸ ایران نمونههایی از سانتیفیوژهای پیشرفتهتر پی رو نیز به همراه مشخصات دقیق اونا از شبکه عبدالقدیر خان و دیگر منابع خارجی به دست آورد. این حرکت که در سکوت و زیر سایه جنگ انجام شد نشوندهنده تغییر استراتژیک در نگاه رهبران ایران بود. برنامه هستهای دیگه نه فقط یه پروژه علمی بلکه بخشی از راهبرد بقای ملی در برابر تحقیدات خارجی تلقی میشد. در همین دوران برنامه محرمانهای به نام آماد کلید خورد که جدیترین حرکت حاکمان ایران در راستای رسیدن به تسلیحات هستهای بوده. البته بر طبق ادعای اسناد منتشر شده توسط اسرائیل. اما قبل از اینکه ببینیم طرح آماد چی بوده باید ببینیم که چه چیزی باعث شد که حاکمان تصمیم بگیرن ظرف ۴ سال به ۵ کلاهک هستهای دست پیدا کنن. ۲ سال بعد از
19:18 اینکه در تابستان ۶۷ قطعنامه آتشبس ایران و عراق پذیرفته شد در تابستان ۶۹ عراق به کویت حمله کرد و اون رو تصرف کرد. حدود ۵ ماه بعد از اون در عملیات طوفان صحرا به رهبری آمریکا در زمان جرج بوش پدر ۳۵ کشور به عراق حمله کردن. حمله عظیمی که بزرگترین نبرد قرن بیستم بعد از جنگ جهانی دوم از لحاظ تعداد تجهیزات و متحدان بود و در اون متحدان آمریکا با حدود نیم تا یک میلیون نفر سرباز به عراق حمله agan ir attimes [موسیقی]
20:08 souls those wellnown words are so very true today even irce و واقعاً هم بهترین و سنگینترین پشتیبانی ممکن رو داشتن. تو این حمله متحدان حدود ۲۸۰۰ هواپیما به کار بردن که توسط اونا بیش از ۱۱۰ ۰۰۰ سرتی پرواز انجام دادن و ظرف ۵ هفته تمام نیروهای عراق رو سرکوب کردن. این درسته که صدام دشمن ایران بود
20:55 ولی آمریکا هم دوست نبود. حاکمان ایران با چشمانی کنجکاو و نگران ماشین جنگی عظیم آمریکا رو نظاره میکردن که در اوج عملیات در یک روز ۲۵۰۰ سرتی پرواز انجام میداد. پس از اون در بهمن و اسفند همون سال ۶۹ صدام با موشکهای بالستیک به پایگاههای آمریکایی در عربستان حمله کرد که اگرچه که یکی از اون حملات موفقیت آمیز بود و ۲۸ کشته از سربازان آمریکایی به جا گذاشت ولی حدود ۱۰ حمله دیگهش توسط پدافند پاتریوت با موفقیت رهگیری شدن. پس ایرانیا دیدن که اون موشکهای صدام که در جنگ اون همه اذیتشون کرده بود نتونست کار چندانی مقابل آمریکا از پیش ببره. پس از خوابیدن گرد و خاک جنگ طوفان صحرا آمریکا در شمال و جنوب عراق منطقه پرواز ممنوع اعلام کرد که از
21:42 سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۲ برقرار بود. منطقه پرواز ممنوع یعنی هیچ هواپیمایی حق نداره تو اون محدوده پرواز کنه و اگر هواپیمایی وارد بشه هشدار میگیره و اگر بیتوجه باشه سرنگون میشه. به این ترتیب آمریکا کلاً صدام و حکومتش رو فلج کرد. اونم برای ۱۲ سال. خب این برای ایران که آمریکا رو اصلیترین دشمن و استکبار جهانی و شیطان بزرگ میدونست اصلاً جذاب نبود و در واقع خیلی هم ترسناک بود. مک اینیس در مقالهای در مؤسسه جهانی تحقیقات استراتژیک نوشته برای متفکران نظامی ایران جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و عملیات آزادی عراق یعنی تهاجمی به رهبری آمریکا در سال ۲۰۳ برتری قدرت متعارف آمریکا و نیاز به توسعه دکترینهایی را که بتواند قدرت نظامی عظیم
22:28 آمریکا را بازدارد از آن دفاع کند و آن را تضعیف نماید برجسته ساخت. خلاصه سؤالی جواب داده شده بود و سؤال دیگهای به وجود اومده بود. این سؤال که آیا در جنگ آینده ایران میتونه جلوی آمریکا مقاومت کنه یا نه با عملیات طوفان صحرای آمریکا در عراق به طرز قاطعی پاسخ نگرفته بود. سؤال جدید این بود که آیا ایران میتونه با داشتن تسلیحات هستهای از ابتدا جلوی حمله آمریکا رو بگیره یا نه؟ این بود که پس از چند سال تحریم و محاصره وحشتناک عراق و برقراری منطقه پرواز ممنوع تصمیم گرفتن ایرانیا برای روز مبادا یا به بادای جنگ با آمریکا فکری کنن و پروژهای رو اجرا کنند. اسم این پروژه بر طبق اسناد سرقتی ادعایی اسرائیل آماد بود. این که ما
23:14 نمیتونیم از صحت و سقمشون مطمئن بشیم نشون میدن که رئیسجمهور وقت یعنی محمد خاتمی در سال ۱۳۷۸ دستور ساخت ۵ بمب هستهای با قدرت انفجاری هر یک ۱۰ کیلو تی تی رو تا سال ۱۳۸۲ صادر کرده بود. این برنامه شامل ۱۳ وظیفه مرتبط با تسلیحاتیسازی از جمله محاسبات، آزمایشها، ساخت سیستمهای کلاهک و چیزای دیگه بود و در نهایت هم جاسازی کلاهک داخل موشک و یکپارچه کردن اون با سیستم موشک شهاب س. برنامه زمانبندی نشون میده که ایران انتظار داشته پس از انجام آزمایشها تقریباً هر یک ماه یک کلاهک هستهای تولید کنه و اولین سلاح هستهای قابل تحویل خودش رو در پاییز ۱۳۸۱ به دست بیاره. این پروژه
23:59 که زیر نظر دکتر محسن فخریزاده و در دفتری مخفی به نام ارکید پیش میرفت نقطه اوجاهیهای هستهای ایران به شما می. برنامه آماد برای ایجاد زیرساختهای توسعه و ساخت ۵ سلاح هستهای بودجه بالغ بر ۲۶ میلیاردیال معادل بیش از ۱۰۰ میلیون دلار با نرخ تبدیل اون سال رو در نظر گرفته بود. همچنین ۱ و۲دهم میلیون دلار هم برای خریدهای خارجی اختصاص یافته بود. این برنامه شامل استخدام دانشمندان خارجی با بودجه ۵ میلیون دلار بود. ویاچسلاو دانییلنکو کارشناس سابق سلاحهای هسته شوروی به طور گستردهای به عنوان یکی از کارشناسانی شناخته میشه که بین اواسط دهه ۷۰ تا حدود ۱۳۸۱ به برنامه هسته ایران کمک کرده. آژانس بینالمللی انرژی اتمی حضور اون رو تو ایران بین سالهای ۷۵ تا ۸۰
24:45 تأیید کرده. هرچند تهران اصرار داشت که اون روی سلاحهای هستهای کار نمیکرده. به نظر میاد که اون در توسعه و ساخت اتاقهای مواد منفجره قوی و تجهیزات تشخیصی حیاتی برای توسعه و آزمایش سلاحهای هستهای پنهانی کمک کرده. این برنامه در ابتدا ۱۰۰ نفر نیروی متخصص داشت اما بعدها به چند صد نفر افزایش یافت. ایران دو گزینه برای تأمین مواد شکاف پذیر هستهای برای کلاهکها داشت. خرید خارجی یا تولید داخلی. خرید خارجی ۱ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا و مناسب تسلیحات بین ۲۰ هز۰ تا ۱ میلیون دلار تخمین زده شده بود و خرید ۲۵۰ کیلوگرم با غلظت تسلیحاتی ۲۰۰ میلیون دلار. ایران در اوایل دهه ۷۰ شمسی به دنبال خرید مواد شکافپذیر در اتحاد جماهیر شوروی سابق
25:32 بود. اما گمان میره که در یک کلاهبرداری مبلغ قابل توجهی رو از دست داده باشه. گزینه دوم تولید داخلی اورانیوم با غلظت تسلیحاتی شامل هدف تولید ۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده با هزینه حدود ۱۵۰ هزار دلار در هر کیلوگرم بود که در مجموع ۳۰ میلیون دلار میشد. این مقدار اورانیوم یعنی ۲۰۰ کیلوگرم برای ساخت ۱۰ سلاح هستهای تقریباً کفایت میکرد. با فرض اینکه هر سلاح به ۲۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت تسلیحاتی نیاز داشته باشه. این مقدار نشوندهنده یک هدف بلند مدتتر یا ایجاد ذخیرهای از مواد شکافتپذیر بود. این گزینه نیاز به غنیسازی داشت که کار پیچیده و با تکنولوژی بالاییه. پروژه ۱۱۰ هم پروژه سازگارسازی و یکپارچهسازی
26:18 کلاهکها با موشک شهاب ۳ بود که در اسفند ۱۳۷۸ آغاز شد و پیشبینی میشد ۴ سال طول بکشه تا ۵ سلاح هستهای تولید بشه و سازگار بشه با موشک شهاب سه این برنامه زمانی اصلاح شده حدود ۱ سال تأخیر رو در اتمام هر ۵ سلاح هستهای از اسفند ۱۳۸۱ به ۸۲ نشون میده برنامه آماد از نظر فنی دستاوردهای قابل توجهی داشت طبق گزارش ایران واچ ایران از طرحهای خارجی سلاحهای هستهای استفاده کرد و اونا رو بومیسازی کرد. آزمایشهای انفجاری با مواد متعارف انجام داد. تولید آزمایشی نمک سبز یا اورانیوم تترافلوراید رو پیش گرفت و مراحل ریختهگری و ماشینکاری اورانیوم فلزی رو تحت آزمایش قرار داد. این پیشرفتها نشوندهنده سطح بالای توانمندی
27:05 علمی و مهندسی ایران بود. حتی در شرایطی که کشور زیر فشار جنگ و تحریم قرار داشت. اما یک مانع کلیدی باقی موند. به گفته گزارش مؤسسه علوم و امنیت بینالملل عنصر کلیدی که ایران در این دوره از اون محروم بود اورانیوم یا پلوتونیوم با خلوص جنگافزار بود. بدون این ماده حیاتی برنامه آماد نمیتونست به هدف نهایی خودش یعنی تولید سلاح هستهای عملیاتی دست پیدا کنه. این محدودیت هرچند بزرگ از عزم ایران برای ادامه مسیر نکاست. برنامه آماد نه تنها یک پروژه فنی بلکه نمادی از اراده سیاسی برای حفظ استقلال و توان بازدارندگی بود. این پروژه در ساختار سازمانی پیچیدهای هم پیش میرفت. دفتر ارکید که تحت نظارت فخریزاده فعالیت میکرد، به عنوان مغز متفکر این برنامه عمل میکرد و
27:51 فعالیتهای اون به گونهای طراحی شده بود که هیچ رد پایی از ماهیت حساس اون باقی نمونه. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارش سال ۲۰۱۵ خود مینویسه که فعالیتهای تحت برنامه آماد در اواخر ۲۰۳ متوقف شدن و کلیه کارها ثبت و مکانها پاکسازی شد تا هیچ نشانهای از ماهیت حساس آن باقی نماند. این پاکسازی که با دقت و وسواس انجام شد نشوندهنده آگاهی ایران از نظارت بینالمللی و تلاش برای پنهون نگه داشتن این برنامه بود. پیامدهای استراتژیک این دوره که میشه اون رو بیداری پنهان نامید نشوندهنده چرخش بزرگی در سیاست هستهای ایران بود. در سال ۱۳۸۱ وقتی فرقه مجاهدین خلق از تأسیسات زیرزمین نتنز و اراک پرده برداشت، جهان بار دیگه
28:38 متوجه شد که ایران برخلاف ادعاهای رسمیش برنامه هستهایو نه تنها متوقف نکرده بلکه با شتاب در حال گسترش اونه. ofان تهران این افشاگری ایران رو وارد مرحله جدید از تقابل با جامعه بینالملل کرد. مرحلهای که دیپلماسی، تحریم و مذاکره سرنوشت
29:25 برنامه هسته ایران رو تو اون رقم زدن. این دوره با تمام فراز و نشیبهاش نشون داد که ایران در زیر فشار جنگ و تهدید نه تنها تسلیم نشد بلکه راهی برای احیای رویاهای هستهایش پیدا کرد. اما این احیا در سایه مخفیکاری و بدون اجماع بینالمللی هزینههای سنگینی به همراه داشت. هزینههایی که تا دههها بعد سایهای بلند بر سیاست و اقتصاد ایران انداخت. اسناد ادعایی آرشیو جزئیات آزمایشهای گستردهای رو نشون میدن. از جمله اتاقکهای انفجار نورآباد. این اتاقکها شامل اتاقکهای پایینی و بالایی بودن که آزمایشهای متعددی از شهریور ۱۳۸۱ تا فروردین ۱۳۸۲ تو اونها انجام شد. سایت آزمایش مواد منفجره مریوان. این سایت برای آزمایشهای بزرگ در
30:11 فضای باز در سال ۱۳۸۲ استفاده شد. اطلاعات نشون میدن که آزمایشهایی در این سایت برای اندازهگیری عملکرد مواد منفجره قوی با استفاده از سیستمهای فیبر نوری انجام شده. پروژه میدان این پروژه شامل مطالعاتی برای انتخاب و آمادهسازی سایتهای آزمایش زیرزمینی بود. آزمایشهای انفجاری با مقادیر مختلفی از نیم تا ۴ و۶۲صدم تنی در سالهای ۱۳۸۱ و ۸۲ در چاههایی انجام شد و توسط ایستگاههای لرزنگاری در سمنان، تهران، مازندران و اصفهان ثبت شد. این آزمایشها نشوندهنده توانایی ایران در ارزیابی عملکرد انفجاری و شبیهسازی انفجارات زیرزمینی بود. معدن و کارخانه تولید کیک زرد گچین. این معدن بخشی از پروژه آماد زیر نظر وزارت دفاع بود و
30:58 خروجی اون برای برنامه هستهای تسلیحاتی کافی بود نه برای برنامه غیرنظامی. استخراج ۲۱ تن سنگ معدن اورانیوم در سال برای تولید سوخت دو سلاح هستهای در سال کافی بود. پروژه القدیر یا همون فورد این پروژه شامل طراحی آبشارهای سانتریفیوژ برای تولید اورانیوم با غلظت تسلیحاتی بود. ظرفیت این کارخانه ۴۵ کیلوگرم اورانیوم هگزافلوراید با غلظت تسلیحاتی تخمین زده شد که برای ساخت ۳ سلاح هستهای در سال کافی بود. این صفحه از اسناد صورت جلسهای رو در آبان ۱۳۷۹ نشون میده که بحث بر سر پروژه شماره ۳ یعنی پروژه میدان بوده که احتمالاً خود محموله انفجاری هستهای بوده که توسط فردی به نام نادری پیشنهاد شده برای قدرت انفجاری ۱۰ هزار تنی طراحی بشه. در این صورت جلسه
31:45 اسامی آشنایی هم دیده میشن. احتمالاً فریدون عباسی، محسن فخریزاده، احتمالاً علیرضا عسکری که بعداً در ترکیه ناپدید شد و شاید لو رفتن پروژه آماد کار او بوده باشه و مسعود علی محمدی که در ادامه میبینیم چه اتفاقی براش افتاد. برای اینکه بفهمیم موازی پروژه آماد در سالهای ۷۸ تا ۸۲ در دنیا چه اتفاقاتی میافتاده، بیاید وضعیت دنیا رو هم مرور کنیم. در عواسط سال ۱۳۸۰ نهادهای اطلاعاتی آمریکا ادعا کردند ایران جدایی از نیروگاه اتمی بوشر که با مشارکت روسیه به منظور تولید برق در حال ساخت بود دارای برنامه و تأسیسات هستهای نظامیه. اونا به خبرنگارا گفتن که تأسیسات هستهای اصلی ایران نظامیه و نه در نیروگاه آب سبک بوشه بلکه در اماکن نظامی قرار داره. در شهریور ۱۳۸۰
32:33 واقعه ۱۱ سپتامبر رخ داد و برجهای تجارت جهانی در نیویورک و ساختمان پنتاگون در واشنگتن مورد حمله قرار گرفتند. این واقعه و طبعاتش خیلی مهمه و بعداً حدسهایی در مورد ارتباطش با برنامه هسته ایران خواهیم زد. با بهانه از بین بردن القاعده آمریکا به رهبری جرج بوش پسر در مهر ۱۳۸۰ به افغانستان حمله کرد. در بهمن ماه ۱۳۸۰ چند ماه بعد از حملات ۱۱ سپتامبر جورج بوش رئیسجمهور آمریکا س کشور ایران، عراق و کره شمالی رو در حالی که ارتباطی به القاعده نداشتن محور شرارت نامید و مدعی رسالت مذهبی و تاریخی ایالات متحده آمریکا برای برخورد و مقابله با این سه کشور شد.
33:26 همزمان با پیشروی پروژه آماد به مراحل پایانی خودش در ۲۳ مرداد ۱۳۸۱ علیرضا جعفرزاده سخنگوی فرقه مجاهدین نتیجه جاسوسیهای سازمان خودش رو با ارائه تصاویری از سایت اتمی نتنز و نیروگاه اراک افشا کرد و اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران در نتنز و اراک مخفیانه و بدون اعلام قبلی به آژانس انرژی اتمی تأسیسات غنیمسازی اورانیوم و راکتور آب سنگین ساخته. تصاویر ماهوارهای تونلهای عمیق و خطوط لورهای رو نشون میدادند که در دل کوههای نتنز حفر شدن. شواهدی که جهان رو بهد زده کرد. رئیس جلسه شورای حکام آژانس با لحنی که ترکیبی از خشم و نگرانی بود اعلام کرد ما این موضوع را یک نقض جدی تعهدات میدانیم و از ایران میخواهیم فوراً همه فعالیتهای اعلام نشده را شفاف
34:13 سازد. این افشاگری آرامش نسبی که ایران پس از سالها مخفیکاری به دست آورده بود رو در هم شکست و تهران رو در مرکز یک طوفان دیپلماتیک قرار داد. تمام کردن کار ناتمام پدر ۱۱ سپتامبر چه ارتباطی به ایران داشت؟ چند ماه بعد در اسفند ۱۳۸۱ آمریکا به عراق حمله کرد و جورج دبلیو بوش پسر برخلاف پدرش جورج اچ بوش نیروی زمینی رو هم درگیر کرد و این پروژه پدر پسری رو به مراحل نهایی خودش رسوند. [موسیقی] American forcesly operations to ir peopleend the graveang my ordersal forces haveingets
34:59 ofitaryance to undermineam h'sility to w more 35 count are crucial from the use of naval air to help with intelligence and logistics to the deployment of combat units. The people of the United States and our friends and allies will not live at the mercy of an outlaw regime that threatens the peace with weapons of mass murder. We will meet that threat now with our army, air force, navy, coastgard and marines so that we do not have to meet it later with armies of firefighters and police and doctors on the streets of our cities. [موسیقی]
35:50 شب حمله مردم بغداد با بهت وحشت بیدار شدن و صدای بمبهای چند تنی اجازه نداد تا صبح خواب به چشماشون بیاد. جورج بوش پسر به قول کنای آمیز خودش کار نیمه کاره پدرش رو تموم کرد و ظرف کمتر از یک ماه عراق رو اشغال کرد و حکومت صدام و حزب بعث رو برانداخت و جالب اینکه بهانه این حمله هم ۱۱ سپتامبری بود که به عراق هیچ ربطی نداشت داشت چون القاعده در عراق
36:36 پایگاهی نداشت بهانه دیگهش هم سلاحهای کشتارجمی بود ناجی صبری وزیر خارجه صدام که نفوذی بزرگ آمریکا در عراق بود چند ماه قبل از حمله به سیآیی گفته بود که صدام برنامه فعال تسلیحات کشتار جمعی نداره و البته که پس از حمله هم سلاحی در عراق پیدا نشد خب پس این سؤال به وجود میاد که چرا آمریکا به عراق و سوم آمریکا بعد از حمله میگفت که به خاطر کاشتن بذر دموکراسی به عراق حمله کرده قبل از حمله هم میگفت که بهخاطر سلاحهای کشتار جمعی به عراق حمله کرده که گروه بازرسی عراق اعلام کرد چیزی به عنوان سلاح کشتارجمی در عراق وجود نداشتن. پس بالاخره آمریکا به چه دلیل به عراق حمله کرد؟ رئیسجمهور ۴ل۷م آمریکا گویا عقیده دیگهای برخلاف رئیسجمهور ۴ل و سومش داره. دونالد ترامپ
37:23 در اوایل دور دوم خودش در سال ۱۴۰۳ ویدیوی عجیبی در حساب کاربریش در شبکه اجتماعی خودش به نام حقیقت به اشتراک گذاشت. در این ویدیو جفری ساکس استاد دانشگاه کلمبیا داره توضیح میده که عامل اصلی جنگ عراق نتانیاهو بوده و الان همه تلاشش رو داره میکنه که جنگی بین ایران و آمریکا راه بندازه. you [موسیقی] 1995 on theory getid
38:10 is toing thatort them ir sy and ir and nothingive andy to usight this day thisek he deep dark to tell you he us ends and because of power دانشگاه کلمبیا این حرف رو زده و رئیسجمهور که آمریکا بازنشرش کرده میتونیم چنین ادعای بزرگی رو قبول کنیم؟ اینجا بود که ما در تحقیقاتمون برای ساخت
38:56 این ویدیو به یک مدرک عجیب برخورد کردیم. در شهریور سال ۱۳۸۱ چند روز بعد از افشای سایتهای هستهای نتنز و اراک و بعد از اینکه آمریکا در افغانستان مستقر شده بود و چند ماه پیش از حملهش به عراق، نخستوزیر سابق اسرائیل در سالهای ۱۳۷۵ تا ۷۸ به کنگره آمریکا دعوت شده بود تا نمایندههای کنگره سؤالاتی ازش بپرسن و شاید حدس بزنید که اون بنیامین نتانیاهو بود که ۳ سال قبل اولین دوره نخستوزیریش به پایان رسیده بود. با کمال تعجب ویدیوی کامل این جلسه استماع به مدت ۲ ساعت و ۳۶ دقیقه و ۵۲ ثانیه روی اینترنت وجود داره و در رسترس همه هست و حرفهای بسیار مهمی در این جلسه زده شده خصوصاً اینکه در این جلسه در مورد حمله به عراق ۳۷ بار نام ایران هم تکرار شده که ۱/ سوم تعداد تکرار
39:42 نام کشور عراقه در واقع دومین کشور پرتکرار بعد از عراقه در این جلسه میشه گفت که کوچینیچ نماینده دموکرات اوهای موضوع جلسه رو هدایت میکنه و در اولین سؤال خودش اینجوری میگهیی ter attsates ir this >> دقت کنید میگه هیچ مدرکی مبنی بر ارتباط عراق با حملات ۱ سپتامبر وجود نداره و اینجا میگه که آمریکایی ها را متقاعد کن که چرا باید به عراق حمله کنیم.
40:37 have update assess irle chemical and biological adminra so far has not presentedid to the american people conicalش کوچینیچ داره تلاش میکنه که نتانیاهو اعضای کنگره رو متقاعد کنه که چرا باید به عراق حمله کنن. اما چرا عراق؟ حالا ما بعد از ۲۰ سال میدونیم که آمریکا در عراق تسلیحات کشتار جمعی چه هستهای و چه شیمیایی پیدا نکرد و عراق اصلاً قابلیت
41:22 موشکی تهدید کردن آمریکا رو هم نداشت. پس چرا آمریکا باید به عراق حمله کنه؟ نماینده وکسمن میگه که Israel damage thatli Israel cit lived under the daily threemical and biological warfare. پس مشکل ۴۰ تا موشک اسکادیه که عراق ضمن له شدن در جنگ خلیج فارس برای تحت فشار
42:08 گذاشتن آمریکا به اسرائیل زده بود و اسرائیلیا طبق تعالیم مذهبیشون در مورد عمالیق از هیچکسی که به اونا حمله کرده نباید بگذرن عکس من ادامه میده entitli irti که یعنی چرا فقط نتانیاهو که قبلاً نخستوز وزیر بوده دعوت شده و اعضای فعلی دولت اسرائیل دعوت نشدن این عجیب نیست این نکته رو هم در مورد نتانیاهو و پروژه شخصی زندگی و حاصل عمرش به یاد داشته باشید تا بهش برگردیم. نماینده مرلا میگه
43:12 یعنی که عراق ربطی به تهدید آمریکا نداره و ما میخوایم برای حمایت از اسرائیل حمله به عراق رو بررسی کنیم نتانیاهو حرفش رو شروع میکنه و اینطور میگه Obviously we change at least I would Iran just as I would like to see in Iraq the question now is a practical question what is the best place to proceed it's not a question of whether Iraq's regime should be taken out but when should it be taken out if you take out Saddam Saddam's regime I guarantee you that it will have enormous positive reverberations on the region and I think that people sitting right next door in Iran people and many others will time reges ofots is g there is a new age something new is happening the
43:57 application of power is the most important thing in winning the war on terrorism the three principles of winning the war on terror are the three ws winning winning and winning the more victories you amass the easier the next victory becomes the first victory inanistan makes a second victory in ir that much easier the second victory in ir will make the any terrorism any of the ter network the entire network a defeat of any part of the ter network discourages the entire networ and and makes it head of steam it's exactly opposite the advice
44:42 that i suppose hearing from some that if you take action you inflame more در مورد صلح اسرائیل و فلسطین حالا دیگه بعد ۲۵ سال میدونیم که نظر واقعی نتانیاهو چی بوده. اینجا میرسیم به اولین باری که نام ایران تو این جلسه برده میشه. نماینده کوچینیچ میپرسه
45:31 y two competing other nuclear weapons is irraq and ir and by the way is also outpacing irelistic sys that they hope the eas of the unit states with 15 years. So I guess that doesn't include California but includes Washington uh but what it does what a third nation by the way is Libya as well. Libya is while no one is watching under the cloak is trying very rapidly to build an atomic bomb capability. So you have here now three nations. Not surprisingly all three have been implicated in the past in terrorist activity using the clandested means of ter and proxies.
46:19 Now the question of that you ask I think is is vital. It's important and that is what do you do about it? You can fight all of them. You have to dismantle the network and the question is do you dismle all of it at once? No you didn't. The first thing you did in faing the after the wakeup call September 11th was that you took on the first regime the obvious regime that directly perpetrated that catastr you the Taliban regime and you scattered Alqeda although it has not been completely destroyed now the question is what your next step knowing that three of these nations are developing nuclear weapons is not hypothesis it is fact Iraq Iran and Libia
47:09 You have to take what kind of think in many ways lych to take out regime with military action and the reverberations of what happens with the collapse of Saddam's regime could very well create an implosion in a neighbor regime like Iran for the simple reason that Iran has I don't want to say a middle class but it has a very large population that is that might bring down the regime just as bought down the SH regim so I I think
47:55 that the chice of going after is that other structed the assumption of regime removal in Iraq and implosion in Iran and implosion in Libya is not to be action against >> پس از نظر نتانیاهو صدام مهره کلیدی بود که اگر میافتاد میتونست دومینویی در منطقه شروع کنه که ریزشگاه بعدیش ایران باشه. این جلسه استماع کنگره برگزار شد. ۶ ماه بعد افکار عمومی آمریکا پخته شده بود
48:42 و آمریکا در اسفند همون سال به عراق حمله کرد و ظرف فقط ۲۶ روز حکومت صدام رو برانداخت. پروژه آماد در حال پیشرفت بود اما یک سال دیگه زمان نیاز داشت برای به نتیجه رسیدن. شما اگر جای حاکمان ایران باشید چه میکنید؟ آمریکا همسایه شرقیتون رو پارسال با جنگ گرفت و همسایه غربیتون رو امسال. نتانیاهو هم که جلوی نمایندگان کنگره تعیین تکلیف کرده برای حمله به س کشور که دومیش ایران بوده. چیکار میکنید؟ پروژه آماد رو با تمام توان میبرید یا دست نگه میدارید؟ هر کاری که کنید ممکنه تا ۲۰ ۳۰ سال آینده کشور رو تحت تأثیر قرار بده. الان دیگه ما اینو میدونیم. حاکمان ایران تصمیم گرفتند دست نگه دارن و
49:27 مذاکره کنند. محسن فخریزاده رئیس پروژه آماد از تصمیم به پایان دادن به این پروژه خشمگین بود و مصرانه بر عزم خودش برای ساخت سلاحهای هستهای پایبند مونده بود. گزارشا نشون میدن که سرویسهای اطلاعاتی تونسته بودن مکالماتش رو ضبط کنن. در یکی از این ضبطها که گویا در نیمه دوم سال ۱۳۸۲ توسط ایهود الممرت نخستوزیر وقت اسرائیل برای جرج بوش پخش شده فخریزاده از کمبود بودجه گلایه میکنه و میگهنا یعنی مافقها ۵ کلاهک میخواهند و خیلی هم سریع اما در عین حال به من اجازه کار نمیدهن. از اسناد اینطور به نظر میاد که تا اون زمان تقریباً همه اجزای بمب آزمایش شده و آماده شده بود و پروژه در آستانه تست نهایی قرار داشت و فقط مونده بود ماده شکاف پذیر
50:15 یعنی همون اورانیوم غنی شده تا بیش از ۹۰ که بمب رو تکمیل و آماده آزمایش نهایی کنه اما از غذا این مهمترین و سختترین قسمت کار بود که هیچکس به ایران نمیدادش انجام دادنش به صورت بومی هم کاری بود خیلی هم پیچیده و همزمانبر این موضوع توسط برخی سیاستمداران ایرانی هم تأیید شده. ببینید ما اول که وارد این فعالیت هستی شدیم واقعاً هدفمون ساخت بمب بود دیگه ما تعارف که نداریم >> یعنی شما میگید هدف ساخت بمب بوده واقعاً >> ۱۰ >> هدف کی این بود یعنی >> کل نظام یا همه اونایی که این فعالیتو شروع کردن واقعاً هدف ساخت بم بود حالا که شروع کرده بودیم و دیگه میخواستیم این کار خب اینو شما اگه میتونستیم اینو حفظش کنیم و ما آزمایش میکردیم کار تموم شده
51:04 بود مثل در پاکستان ما که شروع کردیم باید آخرش >> حالا اینایی که شما میگید میگم چون ما تا حالا رسمی خیلی نشدیم کسی این صحبت رو کنه اینایی که شما میگید طبعاتی نداره مثلاً الان مذاکرات و اینها به عنوان کسی حرف ما توجه نداره >> بعد از لو رفتن پروژه آماد در سال ۱۳۸۲ فعالیتها خیلی محدود شدن ولی با تمرکز بر روی چیزایی که آثار کمتری از خودشون به جا میذاشتن مثل شبیهسازیهای کامپیوتری ادامه پیدا کردن تجربیات و نتایج فعالیتهای پیشین هم گردآوری شد و انبار بار شد برای روزی که دوباره به او نیاز پیدا بشه و لازم بشه که از انبار دربیان و دوباره مورد استفاده قرار بگیرن. استراتژی حکومت ایران هم تغییر کرد و از داشتن توان هستهای نظامی به هجینگ هستهای تبدیل شد. هجینگ هستهای به استراتژی گفته میشه که
51:51 یه کشور بین دو وضعیت باقی میمونه. از یه طرف به طور رسمی سلاح هستهای نمیسازه تا مشول طبعاتش مثل تحریم یا حمله نشه و از طرف دیگه ظرفیت فنی و زیرساختهای لازم رو ایجاد میکنه تا در صورت تصمیم بتونه در مدت کوتاهی سلاح هستهای بسازه. برای داشتن این استراتژی باید این قابلیتها رو داشت. داشتن چرخه سوخت کامل که یعنی غنیسازی اورانیوم یا تولید پلوتونیوم. توسعه فناوری با کاربردهای دوگانه صلحآمیز و نظامی مثل سانتریفیوش یا راکتور آب سنگین که هم کاربرد صلحآمیز داره و هم کاربرد نظامی و انجام تحقیقات پیشرفته ولی بدون عبور رسمی از آستانه نظامی این چیزیه که از سال ۸۲ تا حداقل ۲۰ سال بعدش ادامه پیدا کرده غنیمسازی میکنم پس هستم برنامه قبل برای ایران و
52:37 لیبی چه بود؟ چند ماه پس از افشای تأسیسات نتنز و اراک توسط فرقه مجاهدین در بهمن ۱۳۸۱ رئیسجمهور محمد خاتمی رسماً اعلام کرد که ایران اورانیوم را در ایران کشف و استخراج کرده است و از آن برای تولید سوخت هستهای برای نیروگاههای هستهای ایران استفاده خواهد کرد. خاتمی بر حق مشروع ایران برای استفاده از انرژی هستهای برای اهداف صلحآمیز تأکید کرد. این اظهارات رسماً نشان داد که تأسیسات هستهای ایران بسیار گستردهتر از اونچه که در ابتدا تصور میشده است. اما ایران پذیرفت که بازرسان آژانس از تأسیسات نتنز و اراک بازدید کنند. گزارش آژانس که پس از بازرسیهای فوری نتنز در همان بهمن ۱۳۸۱ منتشر شد، جزئیات نگران کنندهای رو برای غرب فاش کرد. تأسیسات نتنز با سانتیفیوژهای
53:24 پیشرفته و طراحی پیچیده نشوندهنده سطحی از پیشرفت بود که بسیاری از ناظران رو غافلگیر کرد. اراک هم با راکتور آبنگینش این نگرانی رو به وجود آورد که ایران ممکنه در پی تولید پولتونیوم که ماده کلیدی برای ساخت سلاح هستهایه باشه. جهان نفسش رو حبس کرد. کشورهای غربی که هنوز خاطره برنامه هستهای عراق و تهدیدات صدام حسین رو در ذهن داشتن این افشاگری رو نشونهای از یک خطر بالقوه جدید در خاورمیانه دیدن. ایالات متحده که بعد از ۱۱ سپتامبر سیاست سختگیرانهتری رو در قبال محور شرارت اتخاذ کرده بود فشارش را افزایش داد. اما این اروپا بود که ابتدا وارد میدون شد. در توافقنامه سعدآباد طرف اروپایی از ایران ۳ مورد رو خواست. یک تعلیق غنیسازی ۲ اجرای سریع پروتوکل
54:10 الحاقی و هه ارائه یک اظهارنامه کامل درباره تاریخچه فعالیتهای هستهگی ایران. اروپاییها هم ظاهراً ۳ تعهد در مقابل ایران کردن. ۱ کمک به توسعه فعالیت صلحآمیز هستهای ایران ۲ کمک در جهت عاری شدن خاورمیانه از سلاحهای هستهای و ۳ بسته شدن پرونده هسته ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی پروتوکل الحاقی مکمل ان پیتیه که به بازرسای آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه میده در کوتاهترین زمان ممکن از هر تأسیسات هستهای ایران که خودشون انتخاب میکنن بتونن بازدید کنن. وزرای امور خارجه اروپا به ایران اشاره کردن که عدم همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی منجر به ارجاع پرونده به شورای امنیت سازمان ملل خواهد شد. در این صورت ایالات متحده میتونست برای تحریمهای سازمان ملل علیه
54:55 ایران فشار بیاره. در نتیجه در آذر ۱۳۸۲ ایران پروتوکل الحاقی رو به طور داوطلبانه امضا کرد. با این حال چند ماه بعد آژانس بینالمللی انرژی اتمی ایران رو به دلیل امتناع از تعلیق فعالیتهای مرتبط با غنیسازی سرزنش کرد. به غیر از این مورد یعنی تعلیق فعالیتهای مرتبط با غنیسازی ایران به هر سه تعهد خودش عمل کرد اما طرف غربی به هیچ یک از تعهدات خودش عمل نکرد. طرف ایرانی حتی در اقدامی بیسابقه یک اظهارنامه ۱۳۳ صفحهای از فعالیتهای هسته ایران رو به آژانس داد که تو اون جزئیات مربوط به فعالیتهای هسته ایران از پیش از انقلاب تا اون تاریخ وجود داشت که طی اون حجم انبوهی از اطلاعات به کلی سروی کشور به دلیل ارائه این اسناد با آژانس در
55:41 اختیار سرویسهای جاسوسی غرب قرار گرفت. یکی از مهمترین طبعاتی که ارائه این اظهارنامه به غرب داشت این بود که اونا بر مبنای این اطلاعات تونستن بازارهای غیررسمی رو که ایران از اونا مواد و تجهیزات لازم برای توسعه فعالیتهای هستهای خودشو خریداری کرده بود شناسایی و تعطیل کنن. تو این فاصله اتفاقات مهمی هم برای لیبی رخ داده بود. چند روز قبل از حمله آمریکا به عراق در اسفند ۱۳۸۱ فرستادههای شخصی معمر قذاافی رهبر لیبی با جورج دبلیو بوش، ولادیمیر پوتین و تونی بلر در مورد تمایل لیبی برای برچیدن برنامه هستهای خودش تماس گرفتن و به دستور قذاافی، مقامات لیبیایی، اسناد و جزئیات بیشتر در مورد فعالیتهای شیمیایی، بیولوژیکی، هستهای و موشکهای بالیستیک لیبی رو در اختیار دیپلماتهای انگلیسی،
56:28 روسی و آمریکایی قرار دادن. در آذر ۱۳۸۲ قذافی طی یک اعلامیه غافلگیر کننده از قصد خودش برای برچیدن برنامه سلاحهای کشتار جمعی در لیبی پردهبرداری کرد. از مقامات وزارت امور خارجه لیبی نقش شده که لیبی قطعات هستهای خریداری شده و طرحهای مختلف سانتیفیوشها رو در اختیار مقامات آمریکایی قرار داد و نام تأمینکنندههای خودش رو هم اعلام کرد. لیبی به مقامات روسیه، ایالات متحده و بریتانیا اجازه داد تا از ۱۰ سایت مخفی قبلی و دهها آزمایشگاه و کارخونه نظامی لیبی بازدید کنند تا شواهدی مبنی بر فعالیتهای مرتبط با چرخه سوخت هستهای و برنامه شیمیایی و موشکی بتونن جستجو کنن. نهایتاً در بهمن ۱۳۸۲ هواپیماهای ترابری نظامی ایالات
57:14 متحده آمریکا حدود ۲۵ تن اسناد و تجهیزات مربوط به برنامههای موشکی، هستهای و بالستیک لیبی رو به آزمایشگاه ملی اوکریج در تنسی حمل کردن. یک ماه بعد در اسفند ۱۳۸۲ بیش از ۱۰۰ قطعه سانتریفیوژ و موشک اضافی از لیبی خارج شد. در اوایل سال ۱۳۸۴ و بعد از توافقنامههایی که در پاریس و بروکسل بین طرف ایرانی اروپایی امضا شد، دولتهای اروپایی جدیت زیادی برای اجرای تعهداتی که بر عهده داشتن نشون ندادند و به دنبال تلف کردن وقت تا معلوم شدن تکلیف انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ بودند. این اتفاقات و اتلاف وقت غربیها باعث شد که حاکمان ایران تصمیم به شکستن تعلیق غنیسازی نتنز و راهاندازی مجدد تأسیسات یوسیف اصفهان بگیرن. حسن روحانی در خاطرات
58:00 خودش درباره جلسه خصوصیش با رهبری میگه در تاریخ ۶/۲ ۱۳۸۴ مصادف با ۱۷ ربیعالاول پس از دیدار کارگزاران نظام با مقام معظم رهبری دیدار خصوصی کوتاه ولی سرنوشتسازی با ایشان داشتم. در آن دیدار مقام معظم رهبری فرمودند نظرشان این است که یوسیف اصفهان پیش از اتمام دولت خاتمی راهاندازی شود. در واقع حرکت جدید از اینجا آغاز شد. بنابراین ایران تعلیق غنیسازی رو شکست. علی لاریجانی در اون زمان در انتقاد از مذاکرات حسن روحانی با اروپاییا گفته بود مروارید غلطان دادیم و آبنباد چوبی گرفتیم. چند ماه بعد از این انتقادات لاریجانی رهبری هم که گمان میکرد میشد با سرسختی بیشتر امتیازات بیشتر و مؤثرتری از اروپاییها گرفت و امتیازات کمتری به اونا داد در مرداد ۱۳۸۴
58:48 علی لاریجانی رو به جای حسن روحانی که ۱۶ سال در این سمت بود به منظور سرسختی بیشتر به دبیری شورای عالی امنیت ملی برگزید و در نتیجه هدایت و مدیریت مذاکرات پس از اون به علی لاریجانی سپرده شد. تو این برهه میشه گفت که رهبری برای اولین بار فرمون هدایت پروژه هستهای رو کاملاً در دست گرفت. پروژهای که توسط هاشمی رفسنجانی آغاز شده بود و هدایت شده بود و توسط یار نزدیک هاشمی یعنی حسن روحانی مذاکراتش انجام شده بود حالا با کنار گذاشتن روحانی فرمان و دندهش از طریق لاریجانی و احمدینژاد کاملاً در اختیار رهبری قرار گرفته بود. سرمستی پول نفت و مبارزطلبی شوک دوم به برنامه هستهای ایران چه بود؟ تابستون ۱۳۸۴ بود. محمود احمدینژاد با شعارهایی که قلب
59:36 هوادارانش رو به تپش میانداخت به عنوان رئیسجمهور جدید ایران بر مسند قدرت نشست. خیابانهای تهران پر بود از پسترهای تبلیغاتی انتخاباتی و فریادهای ملیگرایانهای که از استقلال و عزت ایران حرف میزدن. اون در اولین حضورش در مجمع عمومی سازمان ملل در شهریور ۱۳۸۴ با صدایی که انگار از عمق تاریخ برمیخواست اعلام کرد ایران در راستای حق مسلم خود برای دسترسی به چرخه کامل سوخت هستهای هرگز از حقوق هستهایش عقبنشینی نخواهد کرد. این کلمات که با قاطعیت و غرور ادا شدن نه تنها خط و نشونی برای قدرتهای جهانی کشیدن بلکه نقطه عطفی در تاریخ برنامه هسته ایران رقم زدن. ایران که پس از افشاگری تأسیسات نتنز و اراک توسط فرقه مجاهدین خلق در سال ۱۳۸۱ زیر فشار
1:00:23 دیپلماتیک رفته بود و حالا با افشاگریهای دیگهای از جمله تأسیسات پارچین و لویزان توسط همونا مواجه شده بود تصمیم گرفت با رویکردی جسورانه و تهاجمی وارد یه مرحله جدید بشه. مرحلهای که تو اون ممکن بود سرپیچی از سازوکارهای بینالمللی، تحریمهای فلجکننده و تقابلهای بیام کشور رو به لبه پرتگاه ببره. ۶ ماه بعد از انتخابش در آذر ۸۴ محمود احمدینژاد در کنفرانس خبری گفتین کشورها میگویند به شما اعتماد نداریم. چطور اعتماد ندارید؟ ما که تمام درهای تأسیساتمون رو به روی بازرسها باز کردیم. گذاشتیم ۴۰۰ نفر ساعت ازشون بازدید کنید و دوربین بذارید. اصلاً گفتیم بیایید با ما شریک بشید. شما با ما در فعالیتهای هستهایون شریک بشید. ما هم
1:01:09 با شما شریک میشیم. اصلاً هیچ کشوری در دنیا هست که اجازه داده باشه این همه از تأسیسات هستهایش بازدید بشه. اگر هست بگید اصلاً چرا شما به ما اعتماد نداشته باشید؟ ما به شما اعتماد نداریم. مگر خود شما اجازه بازدید میدید؟ من همینجا اعلام میکنم که ما میخواهیم از تأسیسات هستهای شما بازدید کنیم. میخواهیم بازرسیشون کنیم. احمدینژاد و حامیانش که برنامه هستهای رو نمادی از استقلال ملی و پیشرفت علمی میدیدند، معتقد بودن که تعلیق داوطلبانه نوعی تسلیم در برابر فشارهای غربه. این دیدگاه که ریشه در ایدئولوژی انقلابی و ملی گرایی داشت، ایران رو به سوی از سرگیری فعالیتهای هستهای سوق داد. در بهمن ۸۴ با رفتن پرونده ایران به شورای امنیت اعضای دائم دیگه شورای امنیت یعنی چین و روسیه و
1:01:55 آمریکا نیز به مذاکرات پیوستن و مذاکرات با ترویئیکای اروپایی تبدیل شد به مذاکرات باج بهعلاوه ۱ که یعنی ۵ عضو دائمی شورای امنیت بهعلاوه آلمان که عضو شورای امنیت نیست در اسفند ۱۳۸۴ شورای امنیت یک ماه به ایران فرصت داد تا فعالیتهای هستهای خودش و خصوصاً غنیسازی رو متوقف کنه. رهبری در یک فروردین ۸۵ آمریکا را مورد خطاب قرار داد که تهدید میکنن که ما ملت ایران را تحریم خواهیم کرد مگر تا حالا نکردید تحریم تا حالامهم اگر ملت ایران دچار تحریم شما قدرتهای زورگون نبوده است اگر ما امروز پیشرفتی پیدا کردیم
1:02:44 اگر امروز ما در علم در صنعت در برخی از صنایع در منطقه حرف اول رو میزنیم. در همین شرایط تحریم اینها برای ما پیش آمده است. علومی را، دانشهایی را که دارندگان اونها هرگز اجازه نمیدهند غیر از یک مجموعه کوچک خودشون کسی به اونها دست پیدا کنه. ما به این دانشها دست پیدا کردیم. همه اینها در شرایط تحریم به وجود آمده است. اگر تحریم نمیکردن شاید به اینجا نمیرسیدیم. >> در پاسخ به این فرصت شورای امنیت چند هفته بعد در فروردین ۱۳۸۵ ایران با فرار به جلو
1:03:32 و اعلام غنیسازی اورانیام تا سطح ۳ و.۵ جهان رو شگفتزده کرد و چرخه سوخت هستهای رو کامل کرد. این دستاورد که آرزوی اکبر اعتماد در قبل از انقلاب ورود ایران به باشگاه کشورهای باقابلیت چرخه سوخت هستهای بود نه تنها یک موفقیت فنی چشمگیر بود بلکه پیامی سیاسی به جهان فرستاد. اینکه ایران نه تنها از برنامه هستهایش عقب نمیشینه بلکه با شتاب در حال توسعه توانمندیهای خودشه. این لحظه که در داخل ایران با جشنهای ملی و سرودهای افتخار همراه شد در صحنه بینالمللی مثل زنگ خطری بود که نگرانیهای غرب رو به اوج رسوند. ایالات متحده اروپا و حتی برخی کشورهای منطقه که از افشاگریهای سال ۱۳۸۱ درباره تأسیسات مخفی نتنز و اراک هنوز بهد زده بودن، این
1:04:19 گام رو نشونهای از نیت ایران برای پیشبرد برنامهای با اهداف احتمالی نظامی تلقی کردند. شورای امنیت سازمان ملل که تا پیش از این به دلیل تلاشهای دیپلماتیک اروپا از ارجاع مستقیم پرونده ایران خودداری کرده بود در تیر ۱۳۸۵ اولین قطعنامه یعنی قطعنامه ۱۶۹۶ رو با ۱۴ رأ موافق و فقط مخالفت قطر تصویب کرد. این قطعنامه صراحتاً از ایران خواست که تمامی فعالیتهای مرتبط با غنیسازی و بازآوری از جمله تحقیق و توسعه رو متوقف کنه. این توقف باید توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی تأیید هم میشد. اما ایران که حالا تحت رهبری احمدینژاد رویکردی قاطعتر اتخاذ کرده بود، این درخواست رو نادیده گرفت. دولتممردان ایرانی با استناد به ماده ۴ پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای یعنی ام پیتی تأکید داشتند که غنیسازی
1:05:05 اورانیان برای مقاصد صلحآمیز حق مسلم هر کشور عضو این پیمانه. این سرپیچی که با شعارهای ملیگرایانه و مقاومت در برابر زورگویی غرب همراه بود، راه رو برای تشدید تنشها باز کرد. شورای امنیت که حالا حمایت ایالات متحده و متحدانش رو هم پشت سر داشت در ۱۳۸۵ دومین قطعنامه یعنی قطنامه ۱۷۳۷ رو تصویب کرد. آمریکا، فرانسه، انگلیس و چین و روسیه به همراه تمام اعضای موقت شورا بدون رأی مخالف همه به این قطعنامه رأی دادن. این قطعنامه نقطه آغاز تحریمهای رسمی علیه ایران بود. قطعنامه ۱۷۳۷ نه تنها خواستار توقف فوری فعالیتهای حساس هستهای شد، بلکه تحریمهایی رو هم علیه افراد، نهادها و شرکتهای مرتبط با برنامه هستهای و موشکی ایران اعمال کرد. داراییهای این افراد و نهادها مسدود شد و
1:05:52 محدودیتهایی بر انتقال فناوریهای هستهای به ایران وضع شد. اما این فقط اول ماجرا بود. در اسفند ۱۳۸۵ شورای امنیت با سومین قطعنامه یعنی قطعنامه ۱۷ ۴۷ فشار رو افزایش داد. مجدداً همه اعضای شورای امنیت به این قطعنامه رأی دادن. این قطعنامه که تحریم دو جانبه تسلیحاتی رو به ایران تحمیل کرد، دامنه تحریمها رو به بخشهای بیشتری از اقتصاد و سیاست ایران گسترش داد. داراییهای افراد و سازمانهای بیشتری مسدود شد و محدودیتهای جدیدی بر صادرات تسلیحات به ایران اعمال شد. این اقدامات که اقتصاد ایران رو تحت فشار قرار داده بود زندگی روزمره مردم رو هم تحت تأثیر قرار داد از افزایش قیمت کالاها گرفته تا مشکلات در دسترسی به فناوریهای پیشرفته در پاسخ احمدنژاد گفتینها خیال میکردن وقتی قطعنامه اول را بدهند قبلش حتی واقعاً فکر میکردن اسم قطعنامه را
1:06:39 بدهند ملت ایران دستش را بالا میآورد گفتن میخواهیم قطعنامه بدهیم دیدن که نه اینجا خبری نیست هی به ما پیغام میدادن آقا متن تهیه کردهایم به طور زیرمیزی میدادن به ما یک مطالب جالبی مینوشتن میگفتن آقا این قرار است تصویب شود یه خورده بترسین بعد میدیدن نه اینجا کسی نمیترسد گفتن میبریم قطعنامه صادر میکنیم خب ببرید قطعنامه صادر کنید صادر کردن اول دوم سوم من آنجا اعلام کردم از طرف ملت ایران گفتم اینقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامهدانتان متلاشی بشود کاغذ پاره است اعتباری ندارد مشروعیت ندارد و اثری هم ندارد البته از آنطرفی چرا الان دارن حسرت میخورن میگویند عجب اشتباهی کردیم که اقتصاد ایران رو از اقتصاد جهان جدا کردیم برای اینکه به زمینش بزنیم. حالا که
1:07:24 بحران اقتصادی شده همه دنیا دچار مشکل شده. اقتصاد ایران سرحال است و دارد جلو میرود. باید از آنها تشکر کنیم و بگوییم دست شما درد نکند. اما علی لاریجانی که پس از اومدن ۳ تا قطعنامه شورای امنیت تو کارنامه مذاکراتیش کمکم فهمیده بود که در میدان عمل سیاست قدرت اروپا بسیار بیشتر از ایرانه. کمکم طرفدار نرمش بیشتر شده بود و با طیف تندرو و خود احمدینژاد به مشکل برخورده بود و پس از چند ماه که استعفا داده بود بالاخره در مهر ۱۳۸۶ استعفاش با ۳ تا قطعنامه تو کارنامه پذیرفته شد و پس از ۲ سال و ۲ ماه جای خودش رو به سعید جلیلی داد و سعید جلیلی نماینده رهبری و دبیر شورای عالی امنیت ملی شد و مسئولیت مذاکرات رو به عهده گرفت تا مجدداً با دستور کار سرسختی بیشتر و
1:08:11 پافشاری بر حقوق هستهای ایران شورای ی امنیت رو وادار به عقبنشینی کنه. تحلیل نظام هم این بود که تحریم حتی ممکنه که به سود کشور تموم بشه. >> تهدید میکنن که تحریم میکنیم. تحریم به ما ضربهای نمیتوانه بزنه مگر تحریم نکردن تا حالا؟ ما به انرژی هستهای رسیدیم در حال تحریم. ما به پیشرفتهای علمی رسیدیم در حال تحریم. ما به این سازندگیهای وسیع در کشور رسیدیم در حال تحریم. تحریم در شرایطی حتی ممکنه به نفع ما تمام بشود از این جهتی که همت ما رو بیشتر کند برای تلاش و فعالیت. >> تنها ۵ ماه پس از ورود سعید جیلی به
1:08:58 مذاکرات در اسفند ۱۳۸۶ چهارمین قطعنامه یعنی ۱۸۰۳ تصویب شد که صراحتاً خواستار توقف هرگونه فعالیت غنیسازی اورانیوم و تحقیقات مرتبط با سانتوفیفیوشها شد. آمریکا، فرانسه، انگلیس و چین و روسیه به همراه تمام اعضای موقت شورا بازم بدون رأی مخالف همه به این قطعنامه رأی دادن. این قطعنامه که دامنه تحریمها رو به بخشهای مالی و تجاری گسترش داد، نشوندهنده عزم جامعه بینالملل برای مهار برنامه هستهای ایران بود. در مهر ۱۳۸۷ پنجمین قطعنامه یعنی ۱۸۳۵ نیز با تأکید بر قطعنامههای پیشین و مجدداً به اتفاق آرای همه ۱۵ عضو به تصویب رسید. در ۴ آذر ۱۳۸۷ محمود احمدینژاد رئیسجمهور که صبح برای افتتاح چند طرح به استان خوزستان سفر کرده بود گفت وقتی کشورهای غربی شاهد رشد و پیشرفت
1:09:44 ایران بودن هر روز یک قطعنامه تهیه کردن و در شورای امنیت علیه ما صادر کردن من امروز به آنها میگویم آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامهدان شما پاره شود این قطعنامههای شما مشروعیت و اثر ندارد اشتباه کردهاید و امروز اقتصاد ایران فارغ از اقتصاد دنیا سرح حال و رو به جلو حرکت میکند و اینجاست که باید بگوییم عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد >> حالا من که همون روز اول نظرمو گفتم گفتم اینا یه کاغذ پارهست واقعاًهم کاغذ پارهست شما الان تو ایران بچرخید ببینید اصلاً کی حساس هست به این اونا اشتباه میکنن ملت ایران از یه مرزی عبور کرد از یه مرز توانمندی و اقتدار عبور کرد دیگه اونا دستشون نمیرسه به ملت ایران >> سال ۸۸ قرار بود سال بسیار پرماجرایی باشه
1:10:32 اما تحلیل نظام هنوز این بود که تحریمها صدمه چندانی برای کشور ایجاد نکردند. >> ۳۰ سال کشور ما رو تحریم کردن که البته این تحریم به سود ما تمام شد. ما باید از آمریکاییها از این بخش تشکر کنیم. اگه ما رو تحریم نمیکردن ما امروز به این نقطهای از علم و پیشرفت که رسیدیم نمیرسیدیم. تحریم همیشه ما رو وادار که به خود بیاییم به خود فکر کنیم از درون خود بجوشیم >> در عواسط سال ۱۳۸۸ یک شوک دیگه به دنیا و به برنامه هستهای ایران وارد شد در شهریور ۱۳۸۸ س۳ کشور آمریکا بریتانیا و فرانسه در نشست گروه ۲۰ در پیتسبورگ
1:11:18 آمریکا رسماً وجود یک سایت هستهای مخفی غنیسازی رو افشا کردن اوباما سارکوزی و براون در بیانیه مشترک گفتن ایران تأسیسات غنی سازی زیرزمینی در نزدیکی قم ساخته که به آژانس اطلاع نداده Repildum en facility thisek the iran government present to theaer to new enrichment fac years after they construction the exist of this facility undores iring unwiingness
1:12:07 این همون محلیه که به سایت فوردو معروف شد. البته ایران چند روز قبل از اعلام غرب وقتی متوجه شد که غربیا مطلعن و قصد افشا دارن روغن ریخته رو نزر امامزاده کرده بود و این سایت رو به آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش داده بود. محل اون در حوزه نظامی سپاه در فردو در دل کوه ساخته شده بود تا در برابر بمبارون مثل بمب سنگرشکن مقاوم باشه. اینجا میشه یکی دیگه از تأثیرات عراق بر ایران رو دید در جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۳۷۰ و عملیات طوفان صحرا جورج گوش پدر برای اینکه مقاومت صدام رو بشکنه دستور دارد درد مدت بسیار کوتاهی بمبی ساخته بشه که قادر به نفوذ به پناهگاهها و مراکز فرماندهی مستحکم زیرزمینی ارتش عراق باشه بمب جی بیو ۲۸ در مدت زمان بسیار کوتاهی ظرف فقط چند هفته آماده شد و برای ساخت اون از لولههای توپ
1:12:52 تانکها به عنوان بدنه استفاده کردن چون فولاد بسیار مقاومی داشت و و با هدف دادن مراکز فرماندهی زیرزمینی عراق تونست ظرف مدت کوتاهی صدام رو به تسلیم وادار کنه. مثل همیشه ایران ناظر این ماجرا هم بود و تصمیم گرفت مراکزش رو به اعماق بسیار بیشتر کوههای ساخته شده از سنگ سخت گرانیتی ببره تا مسوم بمونه. سایت فورد برای ظرفیت حدوداً ۳۰۰۰ سانتیفیوج طراحی شده بود که ایران اعلام کرد برای تأمین سوخت راکتورهای تحقیقاتی و اهداف صلحا میزد. سایت فورد در ۱۳۸۸ افشا شد اما پروژه اون از سال ۱۳۸۱ بعد از لو رفتن سایت نتنز آغاز شده بود. بازرسان آژانس پس از اعلام ایران درخواست بازی کردن و وقتی به ایران اومدن شگفتزده شدن. چرا که به ادعای آژانس طراحی سالنهای این سایت نشان
1:13:39 از هدفگذاری برای سطوح پایین غنیسازی مناسب برای راهآکتورهای تحقیقاتی و اهداف صلحآمیز نبود و تأسیسات و طراحی بیشتر نشون میداد که هدف سطوح بالای غنیسازی ابتدا تا ۲۰، سپس تا ۶۰ و سپس ۹۰ مورد نیاز برای ساخت بمب بوده. الان ما میدونیم که ادعای آژانس بیربطم نبوده چرا که ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده تا ۶۰دی که در سال ۱۴۰۴ در اختیار ایرانه در سایت فوردو تولید شده بود و فوردو به همین علت بمبارون شد. ضمناً در دی ماه ۱۳۸۸ با استفاده از درگیری نهادهای اطلاعاتی ایران در ناآرامیهای پس از انتخابات اولین ترور هستهای رخ داد و دکتر مسعود علی محمدی مقابل منزلش توسط بمبی که به خودروش متصل شده بود ترور شد. میشه تقریباً مطمئن بود
1:14:25 که اون همون دکتر علی محمدی موجود در تصویر صورت جلسه آبان سال ۷۹ پروژه آماده. مادر همه قطعنامهها. درخواست هاشمی از احمدینژاد چه بود؟ تقابل بالا گرفت. غربیا در سدد تنظیم یک قطعنامه بسیار سختگیرانه بردن که در شورای امنیت تصویبش کنند. در فروردین ۱۳۸۹ ایران کنفرانسی با شعار انرژی صلحآمیز هستهای برای همه سلاح هستهای برای هیچکس ترتیب داد که تو اون علیااکبر ولایتی از فتوای هستهای رهبر حکومت ایران پردهبرداری کرد. ما کاربرد این سلاحها را حرام و تلاش برای مسونیت بخشیدن ابنای بشر از این بلای بزرگ را وظیفه همگان میدانیم. هدف این فتوا پایین آوردن سطح تنش بود ولی سطح تنش پایین نیومد و ۲ ماه بعد از اون اوج تقابل
1:15:11 ایران و غرب در خرداد ۱۳۸۹ با تصویب قطعنامه ششم یعنی ۱۹ ۲۹ فراسید. ایران رایزنیهایی با روسیه کرده بود که به خاطر تقابل مشترک با آمریکا این قطعنامه سخر رو وتو کنه. این قطعنامه که در اسناد رسمی سازمان ملل به عنوان یکی از سختگیرانهترین اقدامات علیه ایران ثبت شده فراتر از برنامه هستهای رفت و تحریمهای بانکی، مالی و حتی موشکهای بالستیک با قابلیت حمله کلاهک هستهای رو شامل شد. آمریکا، فرانسه، انگلیس، چین و البته روسیه به همراه هفت کشور دیگه همه به این قطعنامه نیز رأی دادن و فقط برزیل و ترکیه رأی منفی دادن. سفیر اسبق آمریکا در روسیه مکفال در کتاب خاطراتش میگه اوباما وعده داد که تحریمها رو بر روی شرکت دولتی صادرات تسلیحات روسیه و همچنین سه نهاد دیگه روسی لغو کنه. در نهایت
1:15:57 روسیه به قویترین مجموعه تحریمهایی که تا به حال توسط شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران اجرا شده رأی مثبت داد. قطعنامه جدید بسیار فراتر از دور قبلی تحریمها بود. قطنامه ۱۹ ۲۹ کشورها رو موظف کرد که از انتقال فناوریهای مرتبط با برنامه موشکی ایران جلوگیری کنند. این تحریمها که اقتصاد ایران رو به شدت تحت فشار قرار داد از محدودیتهای مالی و بانکی گرفته تا ممنوعیت صادرات تسلیحات اثر عمیقی بر زندگی روزمره ایرانیا گذاشت. حدود ۱ ماه پس از تصویب قطعنامه محمود احمدینژاد در مراسم افتتاح خط تولید گرانیت در قزوین گفت در سال ۸۵ که ما را تحریم کردند صادرات صنعتی کشور در برخی از استانها از جمله استان غزوین ۳ برابر شد و امروز هم مطمئن باشید اگر فشار بیاورند
1:16:43 واحدهای نمونه صنعتی کشور ما قادر خواهند شد در جهان هم عرضه اندام کنند اینقدر تحریم کنید تا زیر پایتان علف ثبت شود قطعنامه ۱۹ ۲۹ سومین قطعنامه دوران مدیریت سعید سعید جلیلی بر مذاکرات بود و مهمترین قطعنامه تمام دوران لاریجانی و جلیلی بود که میشه بهش لقب مادر همه قطنامههای تحریمی ایران رو داد. این قطعنامه که بر اساس بند ۴۱ فصل هفتم منشور ملل متحد صادر شد ایران رو تحت این محدودیتها قرار داد. ممنوعیت فروش و دریافت تسلیحات سنگین و تجهیزات جنگی. تحریمهای مالی و بانکی شامل بانک مرکزی و بانکهای اصلی کشور. محدودیتهای بیمهای و بانکی که عملاً صادرات نفت و گاز ایران را به حداقل رسوند. کنترل و بازرسی کشتیها و هواپیماهای مرتبط با ایران و
1:17:30 محدودیتهای سختگیرانه علیه برنامه موشکی و هستهای. اما مهمترین موضوع این بود. فصل هفت منشور ملل متحد در مورد این صحبت میکنه که چطور کشوری که از شورای امنیت تبعیت نمیکنه رو به تبعیت از شورای امنیت میشه وا داشت. بند ۴۱ فصل هفتم میگه که ابتدا از انواع تحریم باید استفاده کرد و اگر بند ۴۱ کار نکرد بند ۴۲ و ۴۳ در مورد حمله نظامی ائتلافی از کشورهای جهان به اون کشور صحبت میکنه. بنابراین قطعنامه ۱۹ ۲۹ مقدمه رسوندن ایران به جایی بود که مورد حمله مثلاً ۳۵ کشور مثل عراق قرار بگیره. ۲ ماه پس از تصویب این قطعنامه در شهریور ۸۹ کریستیان امانپور در گفتوگوی ای بی سی آمریکا با رئیس جمهور ایران از محمود احمدنژاد پرسید رفسنجانی
1:18:31 بله ما تحریم رو جدی >> در ادامه محمود احمد نژاد صحبتهای جالبی میکنه که حالا بعد از ۱۵ سال از این گفتگو میشه در مورد درست بودن یا نبودنشون قضاوت Shi
1:19:28 ب اما این اطمینان از کجا میومد میشه شواهدی از دلایل این اطمینان رو در تحلیلهای سطح بالای نظام در همون ایام مشاهده کرد؟ گفتن دوستان درست گفتن گفتن ما تحریما رو دور میزنیم بنده هم یقین دارم ملت ایران و مسئولین کشور تحریمها رو دور میزنن تحریم کنندگانو ناکام میکنن مثل موارد دیگری که در سالهای گذشته در زمینههای سیاسی بود یه اشتباهی کردن یه حرکتی انجام دادن بعد خودشون مجبور شدن برگردن یکی یکی عذرخواهی کنن >> اما این بار تحریم با دفعات قبلی فرق میکرد. دفعات قبلی تحریم صرفاً تحریم آمریکا بود و حتی اروپاییها با ایران کار
1:20:13 میکردن. تجارت، خرید نفت و حتی انتقال تکنولوژیهای پیچیده. اما این دفعه اروپا که خودش طرف دعوا بود که هیچ حتی چین هم با ایران کار نمیکرد. نکته دیگه اینکه با اختراع تکنولوژی جدیدی به اسم یوترن دلار تحریم قابل دور زدن هم نبود. چون هر انتقال دلاری از هر بانک به هر بانکی با واسطه یک بانک آمریکایی انجام میشد که اگر انتقالش مشکوک بود جلوشو میگرفت. تحریمها از کاهش ارزش پول ملی تا مشکلات در تأمین دارو وک کالاهای اساسی و کاهش رشد اقتصادی سایهای سنگین بر کشور انداختن. اما محمود احمدینژاد در سال ۱۳۹۰ در کنفرانس مطبوعاتی در استانبول ترکیه وقتی یکی دو خبرنگار خارجی در این نشست از تحریمها سؤال کردن گفت: >> شما اگه از سفر کنید به ایران برید در خیابونها با مردم صحبت کنید میگن تحریم
1:21:01 چی هست اصلاً تحریم اصلاً نه منده هاردان گلفه >> که یعنی تحریم اصلاً چیه از کجا اومده این در حالی بود که وزیر خارجه آمریکا هیلاری کلینتون میگفت به عنوان وزیر امور خارجه دهها هزار مایل سفر کردم و بازوهای زیادی را پیچاندم تا یک ائتلاف جهانی برای اعمال فلجکنندهترین تحریمها در تاریخ ایجاد کنم. آن فشار بیسابقه ضربهای به اقتصاد ایران وارد کرد و به ما در میز مذاکره اهرم فشار داد. البته خود احمدنژاد هم یک سال بعد در کنفرانس خبری وقتی با سؤال خبرنگار در مورد اظهارات علی لاریجانی مواجه شد اینطور واکنش نشون داد. >> مجلس توی مصاحبه اخیرشون با یکی از خبرگزاریا گفته بودن که تحریم تأثیر چندانی تو وضعیت فعلی اقتصاد نداره. شما حالا نظرتونو راجع به این موضوع میشه
1:21:48 بفرمایید؟ خب لابد تصمیمات ایشون اثر داره دیگه اگه تحریم اثر نداره لابد گفتم بعضیا فقط موقع خوشی هستن حالا من خیلی احترام زیادی قائلم برای ایشون ولی بالاخره ایشون که میدونه و از چه خبره ایشون میدونه چقدر نفروش میده >> در حالی که چند ماه بعد از تصویب مادر همه قطعنامهها در آذر ۸۹ دانشمند هستهای دکتر مجید شهریاری ترور شده بود ۸ ماه بعد در مرداد ۹۰ داریوش رضایی نژاد ترور شده بود و در دی ۱۳۹۰ نیز مصطفی احمدی روشن ترور شد. صحنه برنامه هسته ایران به شدت داغ شده بود اما قرار بود از اون هم داغتر بشه. در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ ایران
1:22:36 با یک پله بالا بردن تنش و رسوندن غنیسازی از ۵ به ۲۰ از ساخت میله سوخت هسته ۲۰ غنی شده و بارگذاری اون تو راکتور تحقیقاتی ۵ مگاواتی تهران خبر داد. که در دهه ۴۰ توسط آمریکا در حکومت پهلوی و زیر نظر اکبر اعتماد ساخته شده بود. این بالا بردن سطح تنش به خاطر این بود که هنوز در برخی مجامع سطح بالا اعتقاد بر این بود که این تحریمها چندان اثرگذار نیست و موقته. یکی از استدلالاتی که در این زمینه شایع بود موضوع تمام شدن نفت آمریکا و کشورهای غربی تا سال ۲۰۲۱ یعنی ۱۴۰۰ شمسی بود. رهبری در نوروز سال ۹۱ در حرم رضوی گفته بود >> کشورهای غربی از لحاظ منابع نفتی دچار مشکل شدهاند
1:23:22 و روز به روز مشکل اونها بیشتر خواهد شد. کشورهای اروپایی و کشورهای غربی به طور کلی منابع نفتیشون بعضی ۴ سال دیگه تمام خواهد شد بعضی ۶ سال دیگه تمام خواهد شد بعضی ۹ سال دیگه تمام خواهد شد مجبورن از منابع غیر خودشون استفاده کنن کشور
…