0:00 در طول قرنها لوح زمرد به روشهای مختلفی تفسیر شده است. برخی معتقدند که این یک متن معنویست. برخی کیمیاگری میبینند بسیاری در این لح روانشناسی میبینند و در واقع هر کسی بسته به شرایط زندگی خود این لوح را به گونهای تفسیر میکند و همیشه تعداد کمی هستند که متوجه چیز متفاوتی میشوند. و دقیقاً همین اتفاق در طول ۷ روز گذشته برای بسیاری از شما افتاد. هرکس به طریقی آن را معنا کرد اما فقط عده کمی متوجه چیز بسیار جالبی شدند. آب و یا یک نوع مایع. [موسیقی]
0:54 خب بیایید به چند سطر از لوح نگاهی بیاندازیم. پدرش خورشید است مادرش ماه است باد آن را در شکمش حمل کرده است زمین پرستاران است برای یک خواننده مدرن این مانند توصیف آب و یا یک نوع مایع به نظر میرسد و البته در طول تاریخ اشارات مداومی به مایع و یا یک نوع آب خاص شده است. آب نیروی محرکه [موسیقی] همه طبیعت است. لئوناردو داوینچی برای مثال آب الهی آب زمزم آب حیات اکسیر جاودانگی آب آسمانی آب زنده و البته نه یک آب آشامیدنی معمولی یک نوع آب خاص
1:42 در این صورت این میتواند همان چیزی باشد که کیمیاگران آن را سنگ فیلسوفان مینامند. خب ما فرض میکنیم که لوه در مورد آب و یا یک نوع مایع صحبت میکند. اما حتی اگر پاسخ مایع، لوه هنوز چیزی را پنهان میکند. به ظاهر در ابتداییترین خط لوح زومرد یک مقدمه یا یک نوع تأکید وجود دارد. اما این لوح فقط چند سط دارد. چرا لوح به این کوتاهی و البته مهمی باید با یک مقدمه
2:29 و یا یک تأکید آغاز شود؟ در حالی که نویسندگان باستان به ندرت کلمات را هدر میدادند. بهخصوص کسی که فقط چند خط مینوشت. این حقیقتیست بدون دروغ یقینی و کاملاً درست و یا شاید این جمله نه مقدمه و نه تأکید باشد بلکه اشاره به اصلی مهم داشته باشد مسیری برای نزدیک شدن به دانش واقعی به راست اگر دقت کنید میبینید که لوح دائماً از الگوی خاصی استفاده میکنند. اول تزادها بالا پایین خورشید ماه سخت لطیف برتر
3:18 پستتر سپس وحدت برای انجام معجزات یک چیز و این بارها و بارها تکرار میشود این همان چیزیست که لوح آن را مخفی میکند فرایندی برای کشف خود حقیقت و این فراآیند را میتوان در مواردی مانند ماده ده طبیعت آگاهی کیمیاگری و در واقع در همه چیز به کار برد و تنها دستورالعمل صریح در کل لوح این جمله است. زخیم را از لطیف، شیرینی را از تلخی جدا کنید. در بالا کلید است، هر چیز دیگری توصیف است و این خط دستورالعمل است و درک این سه
4:04 مرحله ما را به شناسایی یک الگوی جهانی میرساند که هرمس مدام به آن اشاره میکند. اول دقت کنید که لوح بارها و بارها به جدایی اشاره میکند. دو قطب مخالف پدر برابر است با خورشید، مادر برابر است با ماه. لوح عمداً قطبیت ایجاد میکند. سپس به نوعی دگرگونی را میبینیم. هیچ چیز در این لوح ثابت نمیماند. همه چیز به نوعی در حال دگرگون شدن استند. چیزی به چیز دیگری تبدیل میشود. و سوم اتحاد را میبینیم. لوه دائماً به سمت وحدت حرکت میکند برای انجام معجزات یک چیز و این
4:51 درک توضیح میدهد که چرا لوح به عنوان کیمیاگری، معنویت، روانشناسی، کیهانشناسی و غیره همه به طور همزمان تفسیر شده است. آنها الگوی خاصی را در حوزههای مختلفی میدیدند. به این الگو توجه کنید. همه چیز در جهان مادی از اجزای مختلفی تشکیل شده است. با این حال هر چیز به عنوان یک کل واحد به نظر میرسد. حالا با دقت به آنچه هرمس به ما میگوید انجام دهیم نگاه کنید. زخیم را از لطیف جدا کنید. شیرینی را از تلخی. این عمل جداسازیست. کار با جدا کردن اجزایی که یک چیز را تشکیل میدهند آغاز میشود. اما چگونه؟ چند سطر بعد هرمس حرکتی را توصیف
5:39 میکند. از زمین به آسمان صعود میکند و سپس دوباره به زمین فرود میآید. بالا پایین بالا پایین نه یک بار بلکه به عنوان بخشی از یک عملیات الگوی تکراری حرکت که به سمت تصویه و دگرگونی منتهی میشود. جالب است که ما امروزه از همین روش استفاده میکنیم. برای مثال در جداسازی گرانشی حرکت عمودی مکرر مواد را بر اساس چگالی جدا میکند و یا در استخراج مایع مخلوط کردن و جداسازی مکرر به مواد اجازه میدهد تا به فاز مناسب خود منتقل شوند. حتی غربال کردن آزمایشگاهی نیز برای جداسازی ذرات بر اساس اندازه به
6:26 نوسان مکرر متکی است. اگرچه اینها تکنیکهای علمی مدرن هستند و شواهد مستقیمی از قصد هرمس نیستند اما همان اصل اساسی را آشکار میکنند. جداسازی از طریق حرکت مکرر و جالب این است که علم شیمی مدرن از کیمیاگری آمده است. الگوی بسیار مشابهی قرنها بعد از هرمس در مقدسترین حکمت سهگانه ظاهر میشود. کونسن ژرمن در طول مراسم تشرف خود شرح میدهد که بارها از زمین به سمت آسمان برده شده و سپس دوباره بازگشته است. راهنمای نامرئی من را تا ارتفاع بسیار زیاد بالا برده بود که من را رها کرد. به
7:14 سمت زمین فرود آمدم. برای [موسیقی] مدت طولانی در فضا معلق بودم. زمین در برابر دید گیج من گستردهتر شده بود. میتوانستم [موسیقی] تخمین بزنم چند دقیقه طول میکشد تا روی سنگها له شوم. اما [موسیقی] همانطور که فکر میکردم راهنمای من به سرعت در کنارم حاضر شد. من را گرفت. دوباره بالا برد و دوباره رها کرد. در نهایت من را با خودش تا فاصلهای بیاندازه [موسیقی] بالا برد. دیدم که کرهها به دور من میچرخند و زمین زیر پایم میچرخد. تنها پس از این صعود و نزول مکرر او وارد قلمرو بالاتری میشود.
8:01 چه نمادین و چه تحتاللفظی هر دو متن دگرگونی را از طریق چرخههای مکرر توصیف میکنند نه یک رویداد واحد. اما چرا از ابتدا باید چیزی را جدا کرد؟ شاید به این دلیل که تنها از طریق جداسازی میتوان هر دو اصل را به شکل خالص خود درک کرد. در این صورت است که میتواند رابطه بین آنها معنادار شود. هرمز صرفاً از چیزهای برتر یا چیزهای پستتر صحبت نمیکند. او میگوید که نیروی چیزهای برتر و پستتر را دریافت میکند و البته نه یکی بلکه هر دو و این یعنی این نیرو در هیچ یک از این دو اصل وجود ندارد
8:48 بلکه تنها در حالتی پدیدار میشود که نیروی خالص هر دو اصل همزمان وجود داشته باشند و بلافاصله پس از این هرمس مینویسد به این وسیله شکوه تمام جهان را خواهی داشت واقعاً نادیده گرفتن این دشوار است. این یک احتمال جالب را مطرح میکند. لوه زمرد یک مایعه جادویی و یا یک سنگ فیزیکی را توصیف نمیکند، بلکه خود یک فراآیند جهانی دگرگونی را توصیف میکند. فراآیندی که در طبیعت، در ماده، در آگاهی و شاید حتی در خودمان نیز ظاهر میشود. و اگر این درست باشد پس سطر اول لو هرگز
9:33 صرفاً یک مقدمه نبوده است. بدون دروغ یقینی کاملاً درست بلکه آن سه مرحله کلیدی هستند که کل اثر را باز میکنند. و اما من هرمس تریس مگیسوس نامیده میشوم که سه بخش فلسفه جهان تو را دارم و این یعنی هرمس هرگز یک فرد نبود بلکه این یک لقب است. ه بخش فلسفه جهان تو در واقع این در نام خود هرمس کدگذاری شده است. تریس به معنای سه سهانه است و مگیسوس یعنی فرزانه خردمند حکمت یعنی سه خردمند
10:21 یا حکمت سهگانه این را در کتاب مقدسترین حکمت سهگانه هم به وضوح میتوان دید و این یعنی همان طور که جلوتر گفتهام آن نیرو تنها در حالتی پدیدار میشود که نیروی خالص هر دو اصل همزمان وجود داشته باشند. اما انجام آن دو اصل مستلزم وجود این سه مرحله است زیرا درست است که هر یک از این سه به تنهایی کامل است اما وجود هر سه با هم است که آن کار عالی را به ارمقان میآورد. بنابراین سؤالی که اکنون مطرح میشود این است اگر هرم سیریس مگیسوس یک فرد نیست و یک لقب است پس ساختار پشت این آموزهها
11:08 چیست؟ چه کسی یا چه چیزی واقعاً پشت لوح زمرد است؟ در واقع در کتاب مقدسترین حکمت سهگانه با یک سر نخ بسیار جالبی روبهرو میشویم. شخص تازه وارد یا همان کن سنژرمن از یک سری مراحل آغازین عبور میکند که این بالا و پایین شدن هم بخشی از آن است. پس از کامل کردن مراحل آغازین چه کسی در مقابل او ظاهر میشود؟ نه هرمس و نه تاف زرتشت. اما چرا؟ خب در واقع راز این لوحتی عمیقتر میشود زیرا در یکی از قدیمیترین
11:53 نسخههای خطی انجیل مخفی جان عیسی جان یا همان یوحنا را برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد قدرتهای پنهان این جهان به کتاب زرتشت هدایت میکند. به عقیده من پاسخ به این پرسش میتواند به ما در درک بهتر راز لوح زمرد یاری کند. بنابراین این رازیست که در قسمت سوم با هم به آن خواهیم پرداخت.