0:04 خب مرسا شرالسلام اولاً که خیلی خوش اومدی مرسا جان خیلی خیلی ممنون از اینکه دعوتمونو پذیرفتی و تشریف آوردی جداً باعث افتخاره من خیلی خوشحالم علی رغم اینکه اصلاً قرار نبود با همدیگه مصاحبهای بکنیم اما فرصتی پیش اومد که با همدیگه گپ بزنیم من خودم خیلی خوشحالم ممنون حس خوبی دارم واقعاً ممنون واقعاً متقابله و منم خیلی خوشحالم اینجا هستم حرفهای هستین درجه یکین و آدم از این معاشرته و گفتگو بسیار لذت میبره محبت توئه به هر حال ممنون که دعوت هیلیو استودیو رو پذیرفتی و تشریف آوردی به استودیو پادکست ما مرسا جان این مصاحبه رو میخوام خیلی
0:51 متفاوت و چالشیش سعی بکنم که برگزارش بکنم اول از همه میخوام بگم که مهسا شرالسلام کیه اینو اول از همه بهم بگو مهرسا شرعلاسلام مشاور کسب و کاره و در واقع کار من تدوین استراتژی برای برندها و مجموعههای مختلفه برای اینکه حالا میخوان برندشونو توسعه بدن مارکتینگ کنن فروششون رو افزایش بدن تمرکزمم بیشتر روی برندای پریمیوم و لوکسه و تو این پارت از مارکت من اکسپرتم ولی به هر حال به خاطر اینکه بیزینس دولپرم و در حوزه توسعه بیزینس ها توی منطقه حالا امارات و کلاً منا این در واقع فضای جذاب خاورمیانه خیلیا میان سمت
1:36 من به خاطر نتورکی که دارم دیتایی که دارم طبیعتاً از کتگوریهای مختلف از گروههای مختلف من با بیزینسها در ارتباطم ولی پروژههایی رو که درگیر مستقیم میشم و حالا صرفاً از اون فضای کانکتر بودنه و یک سری توصیههای مشاورهای فراترمیره پروژههایین که تارگت مارکتشون مشخصاً کتگوری پریمیوم لوکسو شامل میشه. خیلی هم عالی عاشق پریمیوم لوکسم اتفاقاً میخوام ازت یه سؤالی بپرسم چی شد که به اینجا اومدید چی شد اصلاً سر از این کار و سر از این رشته و سر از این مدل کسب و کار درآوردی میدونم که روانشناسی خوندی روانشناسی چی شد یه دفعه اصلاً چه اتفاقی افتاد یه دختری از ایران تونست انقدر محبوبیت کسب
2:23 بکنه و انقدر بتونه تأثیرگذار باشه باشه توی حوزه بیزینس اونم توی کشور غریبه نه توی کشور خودش یعنی به هر حال تو زمین بازیت عوض شده این خودش یک چالشه برای یه نفر و نتورک داشتن تو ی کشور ثالث به نظرم سختتر از اینه که توی کشور خودت نتورک داشته باشی ممنونم ازت ببین مسیر که خیلی طولانیه یعنی من یه سری اصلاً گفتوگوها و پادکستهایی دارم که این داستانو تعریف کردم ولی خلاصه بخوام بگم تو اون مسیر جستجوگری من برای اینکه بتونم اون بهترین نقطه و جای خودم رو برای اینکه بتونم تأثیرگذار باشم پیدا کنم. خب مسیر به سمت رشته روانشناسی رفت و عاشقانه روانشناسی خوندم. بازم برگردم این کارو میکنم چون
3:09 دوست داشتم که آدما رو درک کنم، بشناسم و اون شناختی که از خودم بهش رسیدم تا حدودی و شناختی که از رفتار و احساسات آدما بهش رسیدم خیلی تو بیزنس داره بهم کمک میکنه. نوروساینسو سمتش رفتم کار پژوهشی انجام دادم و همیشه من اصلاً یه رسالتو دارم که در مورد توسعه فردی روانشناسی کانتنت تولید میکنم خیلیا بهم میگن چرا بیس کانتنتت تو رو این حوزههاست وقتی داری تو حوزه بیزنس کار میکنی در صورتی که من جدا از هم نمیبینم ما نمیتونیم یک بیزینس بزرگ داشته باشیم در شرایطی که از نظر روانشناختی آدم ضعیفی هستیم پشت هر بیزینس بزرگی شخصیت بزرگی هست و روانشناسی رو یکی از ابزارهای هایی میدونم که برای توسعه بیزینسها باید بهش رجوع کرد ولی خودم
3:56 چهجوری خودمو اینجا پیدا کردم؟ من تو کل این مسیر هی دنبال اون نقطه شایستگی خودم میگشتم و یه جایی دیدم که در اوج کارای آکادمیک در اوجی که من به عنوان یک فعال در حوزه ترویج علم فعالیت داشتم تو حوزه نوروساینس دیدم در همه این مسیر مهسای بیزنس وومن بود بلد بود به خوبی پروموت کنه بفروشه حالا میخواد کتاب بفروشه دوره بفروشه میخواد یک علم رو یک حوزه علمی رو بیاد پروموتش کنه مثل نوروساینسو که یه زمانی خیلی رو وایرال کردنش کار کردیم و احساس کردم جدای از اینکه اصلاً آدما چه قضاوتی خواهند داشت در مورد این سوئیچ کردنه جابهجا شدنه من باید جسورانه برم تو اون زمینه بازی که فیتشم و دیدم من فیت بازی تجارت و بیزینسم حالا با رویکرد خودم
4:43 و این فضا رو دوست دارم احساس میکنم بهم میاد ولی قطعاً ابزارهای من همون ابزارهایین که از روانشناسی فلسفه و علوم شناختی گرفتم بهشون آفرین آفرین یه سؤالایی میخوام ازت بپرسم م خیلی صادق و بیپرده به ما جواب بده. میخوام کاملاً صادقانه صادقانه بهم جواب بدیم. چشم. اگر دوباره دوباره برگردیم از اول چند ساله داری این کارو انجام میدی؟ ۱۰ ساله دارم کار میکنم. دقیقاً کاری که الان دارم انجام میدم ۴ ساله. برگردیم به سال ۹۸ زمان کرونا. کرونا آره. چون سال چالشی بود و همه یادشونه میخوام یه مقطعی باشه که همه بدونن یادشون بیاد و اگر به زمان کرونا آیا
5:31 دوباره همین مسیرو میای یا نه؟ ۱۰۰ من تو کرونا اوج گرفتم بیشترین درآمدو تو اون تایم داشتم و اصلاً لول آپ کردم آره خیلی قط اصلاً کرونا منو شجاع کرد یه جایی من دیدم دنیا داره نابود میشه و من پشت همه ترسام وایسادم و دیدم که خب مرساو کی میخوای لایو بذاری کی میخوای شروع کنی ویدیوهایی که دوست داری رو بگیری کی میخوای شروع کنی در مورد کتابایی که دوست داری حرف بزنی جسورانه خب موقع استرسهای خودمو داشتم دنیا تموم شد آدما دارن دونه دونه پرپر میشن میشن و تو اصلاً نمیدونی تا کی زندهای. پس بیا با وجود اینکه میدونی جهان داره نابود میشه اون درخت سیبتو بکار و عشق کن از این فرصت زندگی. و من میرفتم بالا پشت بوم اون ویدیو میگرفتم.
6:17 هر روز لایو میذاشتم و اصلاً اونجا من پیجم اوج گرفت و از یه پیج جمع وجور مثلاً ۱۰۰ تا فالووری به یه پیج بزرگ تبدیل شد. کلاسی آنلاین میذاشتم. قطعاً مسیرم رو همون جوری که پیش بردم پیش میبرم. عالی یه سؤال دیگه دارم که میخوام صادقانه بهم جواب بدی. معمولاً آدمای موفقی که باهاشون مصاحبت کردم و گشتم و رفتم اومدم عادت به نوشتن اهدافشون دارن. اهدافشونو صادقانه خودشون تنهای تنها مینویسن و سعی میکنن اونا رو فالو بکنن و راهی برای رسیدن بهشون پیدا بکنن. تا حالا شده اهدافتو بنویسی؟ معمولاً اهدافمو مینویسم ولی خیلی من آدم
7:02 تجربهگرای تا خیلی هدف محور. یعنی یه مقدار کلیتر هدفگذاری میکنم. میدونم کجا میخوام برم. اون ویژن خودمو میدونم ولی جزئی هدفگذاری نمیکنم. نه میخوام بدونم فقط مینویسی یا نه. مینویسم. آره آره تارگتمو مینویسم یا اصلاً یه فولدرایی دارم که رویاهام و چیزایی که میخوام بهشون برسم و حالا تو ابعاد چه مادی چه غیرمادی تصویرشونو ثبت میکنم. آره ثبت میکنم. سوالی که میخوام ازت بپرسم اینم که کدوم یکی از اهداف یا آرزوهات هست که وقتی بهش فکر میکنی واقعاً بغض گلوتو میگیره و وقتی که تجسب میکنی که مهرسا بهش رسیده بعد از گذشت از این همه مسیر سختی از این
7:49 مسیر سنگلاخی که مثل کوهنورد از دامنه کوه از سرما گرما باد به هر حال مسیر مسیر سادهای نبوده برای یک دختری که بخواد مهاجرت بکنه و بیاد تنها شروع کنه به کار کردن از قبل از اون تو تهران بالاخره خب خیلیا هستن دارن کار میکنن تو ایران که نتونستن خب به موفقیت دست پیدا بکنن و من معتقدم که تو یکی از اون پیچها تو یکی از اون سختیا تو یکی از اون ناملایمتیها جا زدن درسته حالا میخوام بدونم بعد از گذشت این همه سختی فرض کن سختی که حالا تو احتمالاً بهش عشق میورزی من وقتی که میبینمت داری
8:34 اینجوری کار میکنی و هر موقع که بهت زنگ میزنیم یا هر موقع که باهات صحبت میکنیم میبینم که جلسه داشتی کار میکنی این مشخصاً از یک عشقی میاد اینو میفهمم اما میخوام بدونم کدوم یکی از اهدافت یا هدفت یا آرزوت هست که وقتی بهش فکر میکنی نمیتونی راجع بهش صحبت بکنی بغضلوتو میگیره اون هدف متحرق به خودته برا خودت یه چیزی رو میخوای یا برای خونوادهت یا چیه؟ اگر که دوست داری بگی ببین این سؤال میدونم خیلی سؤال خصوصیه خیلی سؤال سختیه ولی من سعی میکنم واقعیترین جوابی که الان تو ذهنم دارمو بگم من احساس میکنم یعنی یه جایی از این مسیر به این باوره رسیدم که اون چیزی که دارم انجامش میدم اون تلاشهایی که دارم میکنم صرفاً برای
9:22 من یا خونوادم نیست برای همه ایرانه برای همه دخترای ایرانه یعنی راههایی که دارم باز میکنم راههای یه عالمه دختر دیگه یا حتی پسر دیگه رو داره باز میکنه. دوست دارم این مسیره به قدری در واقع سیستم سازی بشه، فیکستر بشه. حالا در قالب اینکه رسانه من داره بزرگتر میشه و استیبلتر میشه همه چی که خیلی دخترها و پسرامون که علاقهمندن دوست دارن بیزنسشونو جهانی کنن دوست دارن پیامشون رو برسونن بتونن با رنج کمتری سختی داره موفقیت با تلاش باید آدم برسه ولی با رنج کمتری به نتیجه برسن و این رویا حداقل تو دلشون خاموش نشه که میتونن مرسا تونست ما بیشترشو میتونیم ما بهترشو میتونیم و
10:08 واقعاً دارم دارم میبینم که دخترای ایرانی، خانمای ایرانی دارن میدرخشن. اینو به عنوان کسی میگم که ۴ ساله دارم تو این مارکت با نشنالیتیهای مختلف کار میکنم، ارتباط برقرار میکنم. خانمای ایرانی به طرز شگفتانگیزی قدرتمندن و دارن میدرخشن و این رو من قطعاً یه پارتی از این رو به خاطر مردهای خوب ایرانی میدونم. مردهایی که امنیت رو ایجاد کردن برای خانما، مردایی که ما امروز داریم میبینیم خانمهاشون کنارشون پا به پاشون تو محیط کار دارن کار میکنن، مردهایی که میدون دادن، فرصت دادن، مردهایی که شبیه ۹۰ مردای خاورمیانه فکر نکردن و اینو حتی من در میدلیست بهتر از بهترین ورژنشو فقط در مردهای ایرانی دارم میبینم این روشنگری رو و یه کار تیمیه و داریم
10:55 میدرخشیم. یعنی من دارم لذت میبرم. واقعاً دارم افتخار میکنم و لذت میبرم. من قبول میکنم ولی میخوام بدونم که اون هدفی که شخصیه اونی که ببین این این اون چیزی نیست که گریتو دربیاره واقعاً همینه اصلاً ندارم هدف شخصی جدی دارم میگم هیچ هدفی نداری که شخصی باشه بگی آقا من اگر به اون برسم بعد از این همه سختی جداً میزنم زیر ببین از شخصیا رد شدم نمیخوام بگم به همه چی رسیدما شخصیا برام شاید یهکم عجیب باشه واقعاً چیزایی که مثلاً آدم وقتی یه ماشین خوب میخره میفهمه خبر خاصی هم نیست دیگه از یه جایی به بعد تو این هدفهای شخصی دوست دارم رسانهم خیلی تأثیرگذارتر شه دوست دارم حضور بتونه پررنگتر بشه تا جرأت بیشتری
11:41 بده بتونم صداهای آدمهای مؤثر بیشتری رو در رسانه خودم منعکس کنم واقعاً اینو دوست دارم که بتونم یک فضایی رو ایجاد کنم که یه سری آدما تو ساین الان به خاطر اینکه حالا وقت نداشتن رسانهسازی کنن ولی کسی که وقت اینو داشته اگه رسانهش بزرگ باشه میتونه این صداهای درست رو برای آگاهیرسانی منعکس کنه. این کارو دوست دارم انجام بدم ولی اینکه و واقعاً واسه این موضوع من تو آخرین سخنرانیم تو ایران اهواز گریه کردم رو استیج. چرا؟ به خاطر اینکه دیدن اون عشق و شوقی که میبینم جوونای ایرانی دارن با همه این محدودیتها محرومیتها این همه ۴۰۰ ۵۰۰ تا دختر و پسر ایرانی همه هم خوشتی درجه یک میان میشینن که یه چیزی یاد بگیرن. همین الان تو دبی آسون نیست جمع کردن این آدما.
12:28 آسونی ۴۰۰ تا جوونو جمع بکنی باید کلی مارکتینگ کنی تبلیغات کنی قانع کنی مثلاً که یه برنامه آموزشیو بیان اینکه این اشتیاقه هست میان هزینه میکنن میان این نشون میده پتانسیلهای بینظیری داره سرزمینمون و اینکه این حضور ماها حالا در قالب این حضور مجازی یا حضور فیزیکی میتونه یه شمیو تو دل جوونامون زنده نگه داره که همچنان ادامه بدن همچنان تلاش کنن ارزش خلق کنن این نشون میده اتفاقهای خوبی در راهه و جامعه ما جامعه که امید زیادی میشه بهش داشت من حال راجع به نسل زد چیه پس با این حساب نسل زد بیپرده دلم میخواد بگی ببین نسل هر چیزی که تو دلته نسل زده و من یه یه یه جاهایی باهاشون یه
13:16 جاهایی نگرانشون میشم ولی یه جاهایی هم لذت میبرم از جسارتشون و نگران میشم به خاطر اینکه برام از هر دو جاش بگو یعنی هر دو سمتشو بگو ب اون من اعتقاد دارم اما همه چیو نباید تجربه کرد. تجربه خوبه. من خودم آدم اهل تجربه کردنیم برای یادگیری ولی تجربه آگاهانه. چون واقعاً بعد از یه سری تجربهها نمیشه پا شد. بعد از یه سری زخمی شدنا اون جای زخمه هست دیگه تا ابد هست به این راحتی خوب نمیشه. آره زخمه خوب میشه ولی جاش خوب نمیشه. زندگی هم بیحمه به تو زخم میزنه رنج میده بهت و اگه جایی تو میتونی از رنجی یا زخمی پیشگیری کنی باید پیشگیری کنی. وظیفته که از خودت مراقبت کنی و به اسم اینکه میخوام تجربه کنم بری خودتو زخم وزیلی کنی نه نیستم یه آدم یه روح له شده بالای قله حالش نمیتونه خوب
14:03 باشه و من احتیاط رو یعنی تجربه رو در قالب آگاهانه توصیه میکنم و اگه کسی بیپروا داره تجربه میکنه حواسش به خودش نیست تشریفشون میکنی اونجایی که به چالش میکشن اونجایی که تو سریخور نیستن اونجایی که مسیرهای جدیدو دارن میسازن ولی خب اونجاهایی که میبینم عجولن زود میخوان برسن اونجایی که احساس میکنن چون تو عصر تکنولوژین هوش مصنوعی و اینجور چیزا هست همه چیو دیگه میدونن اون من میدونماشون خطرناکه با مغز میخورن زمین نه باید شاگردی کنی باید با نسل قبلی خودت کانکشن بگیری ارتباط با نسل قبلی کمی سرعتتو کم میکنه ولی کمک میکنه که تجربههای اونا رو استفاده کنی خورد نشی
14:50 چون آدم نمیتونه ۱۰۰ بار خورد دوباره بلند شه. آره چیزی که منو نکشه قویترم میکنه یه بار دو بار به اندازه کافی زندگی حالتو قراره بگیره دیگه خودت حال خودتو نگیر این نگاه من به نسل جدید عالی مهسا شراس متولد ۷۸ چه ماهی اردی نه اردیبهشت ۷۸ نه دختر بهاری بانوی اردیبهشت خب مرسا کی میخواد ازدواج کنه تو پلنش خیلی دوست دارم ازدواج واج کنم خیلی آدم خانواده دوستیام و خیلی دوست دارم که خانواده تشکیل بدم ازدواج کنم بچهدار شم واقعاً هیچوقت فکر نمیکردم مثلاً چ پ سال پیش که انقدری ازدواجی باشم ولی تو مسیر
15:37 زندگی که آدم بیشتر خودشو میشناسه میفهمه کجاها حالش خوبه من واقعاً داشتن خانواده اصلا تصور اینکه خونوادمو دارم خیلی حالمو خوب میکنه و امیدوارم به زودی اتفاق میه فکر میکنم توی دو سه سال آینده ازدواج میکنم ایشاالله که بهترینا بشه با اینکه هنوز هیچ اتفاق خبر خاصی نیستا ولی دیگه ما تارگت گذاشتیم بله مرسا اگر بخواید توی فیلمهایی که تا به حال دیدی فقط یه فیلمو تا ابد تا ابد ببینی اون چه فیلمیه؟ فارست گامپ فارست گامپو تا ابد میبینم مرسی واقعاً همسلیقهای
16:23 واقعاً چه قشنگ من جزء ۵ تا فیلم اول زندگیم فارستگام رسکاری از شاهوشنگ اولیشه برام ب فارسام فکر میکنم رتبه چهارمو داره برام ولی خب منم اون فیلم اتفاقاً تو ذهنم اومد فیلم چیزم تو ذهنم اومد ویل هانتینگ نابقهم تو ذهنم اومد شاهکار دقیقاً آره اگه بخوای یه کتابی رو توصیه بکنی تا ابد کسی بخونه کتاب هر بار که معنی زندگیو فهمیدم عوضش کردن نشر چشمه آفرین آقا من به یه نتیجهای رسیدم موفقیت تصادفی نیست جداً دارم میگم موفقیت تصادفی نیست اینو برای همه کسایی که دارن اینو میشنون میخوام بگم من خیلی با قلبم صحبت میکنم با قلبم فکر میکنم با قلبم کار
17:09 میکنم این جمله خیلی دلی و قلبیه. موفقیت تصادفی نیست. موفقیت از یک پشتکار میاد. موفقیت از یک تلاش میاد. از یک بینش میاد نسبت به زندگی نسبت به دنیا و واقعاً افتخار میکنم که دختری از ایران هموطن من انقدر شکوفا و انقدر مثبت اصلاً جداً برای من لذت بخشه خیلی ممنونم مرسی این که دارم میگم از ته قلبم میگم اصلاً نه اینکه جلو روم نشسته باشی از ته قلبم دارم میگم خیلی ممنونم و من واقعاً منم به عنوان یه خانم واقعاً مردهایی مثل شما مثل آقای عسکری عزیز مثل تمام بچههایی که تو این مجموعه هستن
17:56 واقعاً میگم در خاورمیانه نایابه چون خاورمیانه هنوز هنوز عادتی نداره به دیدن زن در یک جایگاهی که اندیشه داره حالا شاید این حرف خیلی حرف عجیبی باشه واقعاً خیلی کم ما میبینیم در جهان عرب حضور واقعی بدون اینکه نقش بازی کردن و فیک باشه حضور واقعی خانمها برای اندیشهشون رو و ولی ما در کامیونیتی ایرانی داریم میبینیم و قطعاً این به خاطر مردهای روشنفکر و زنان جسور ایرانیه و واقعاً به نظر من ایرانیا دارن میدرخشن عجیب دارن میدرخشن واقعا این از روی یک یک حس ناسیونالیستی یا خودشیفتگی فرهنگی نیست واقعاً داریم با رفرنس اینو میبینیم که
18:43 با شکوهه واقعاً و به نظر من در آینده نزدیک کتابها نوشته میشه و فیلمها ساخته میشه ه از این در واقع دورهای از تاریخ که ما اینجوری خودمون لول آپ کردیم. یک سؤالی میخوام ازت بپرسم. سؤاله سؤالیه که میتونی جوابش ندی ولی میخوام بهت بگم که ازت بپرسم مهسای ۳ ساله رو تجسم کن. الان واقعاً چشماتو ببند مهسای ۳ ساله رو تجسم کن. ۳ ساله، ۴ ساله کوچیکه آروم آروم راه میره تلو میخوره حتی یه موقعی میخوره زمین گریه میکنه ناراحت میشه دلت برای اون مهرسا تنگ شده اول از همه
19:30 اینو بهم جواب بده و دوم اینکه اگه ب اون مهرسا بخوای یه حرفی بزنی چی میگی مهرسا رو میگم خوب باید تجسم بکنیا مهرسای ۳ ساله کوچولو داره راه میره دهه ۷۰ داده توی یه ظهر تابستون داغ توی خونه داره راه میره و چند بار میخوره زمین اگه بخوای به اون مهرسای یه حرفی بزنی و یک جمله بگی چی میگی بهش میگم که بهش میگم که تو
20:15 تنها نیستی اینو بهش میگم همین دلش برات دلت براش تنگ شده باهاش دوستم میبینمش بهش یعنی هواشو دارم اونجوری دور نیستیم که دلم واسش تعیین بشه ولی امسال دیدم که یه جایی اون مرسا کوچولوئه تو بچگیش تصادفیا نه از روی از روی تصادفی حالا تو اون دورههای که حالا بچهها دلبستگیشون شکل میگیره احساس کرده که رها شده
21:01 و این ترسه توش مونده و احساس میکنه که تنهاست رها شده از که نه رها نشده مثلاً مامانش رفته خرید برمیگرده یا مامانش یه دقیقه دستشو ول کرده رفته و مغازه مغازه رو نگاه کنه برگرده نه اینکه ولش کرد یعنی چی فکر کردی تنها شده احساس کردم من در اعماق وجودم یک فوبیایی با اینکه من خیلی تنهام و با این تنهایی هم خیلی قویام ولی یه یه جایی دیدم من نسبت به یک سری موضوعات یک واکنشایی دارم و این واکنشا رو هی جستجو کردم در خودم این واکنشا از چی میاد؟ چرا تو در یک سری موضوعات انقدر قوی و سرسختی و مثلاً یک سری اتفاقات انقدر تو رو به هم میریزه؟ مثلاً یه چیز مثال ساده چرا مثلاً ریموو شدن تو از یه گروه به همت
21:47 میریزه انقدر چرا مثلاً تو یه دیل ی میلیون درهم درهمیت بسوزه خالت بد نمیشه چرا یه قرارداد ۴۰ هزار درهمیت کنسل میشه حالت بد نمیشه ولی یه جایی که احساس میکنی ترد شدی ریجکت شدی رها شدی چرا به همت میزنه چی چی در تو چه زخمی در توئه و بعد یهو یه مهرسا کوچولویی رو دیدم که احساس میکنه که رها شده گم شده احساس میکنه که تنها گذاشته شده در صورتی که این این شکلی نبوده این شکلی نیست یک تصادف یک برداشت یک میس آنستندینگی بوده در اون تایم مثلاً مامانم شاغل بوده مثلاً میدونید مثال میخوام بزنم که این برگشته بوده ولی واسه اون بچه این احساسه ایجاد شده و این زخمه هی داره توی یک سیکلی
22:32 میندازتش که از ترس این موضوع خیلی جاها ممکنه که احساسات شدیدتری رو تجربه بکنه و به و به خودم یعنی بهش گفتم مثلاً تو تنها نیستی تو رها نشدی تو کافی هستی و دوست داشتنی هستی و رها نشدی و همه چی اوکیه اگرم گمشی دوباره پیدا میشی بهخصوص الان که دیگه با یه تلفن با جی پی اس بالاخره راش پیدا میشه آره احساس کردم این ترس از گم شدنه رها شدنه بلده توش و الانم که دیدمش احساس کردم که باید بهش بگم تو تنها نیستی خب به عنوان آخرین اگه این تیکه بورینگ بود جداش کنی نه اوکی
23:18 دوباره آخرین سؤال میخوام ازت بپرسم همه موفقیتتو میبینن همه موفقیت دارن میبینن و همه کیف میکنن موفقیتت خوبه آگراندیسمان میشه توی سوشال میدیا همین غمهاتو چیکار میکنی گریههم میکنی آره گریه میکنم یعنی غمگینم میشی آ غم اتفاقاً من کلاً آدم یه ذره غمگینیام میدونی چیه مرسا میخوام به بچههایی که دارن اینو میبینن به کسایی که دارن اینو میبینن یه جورایی ثابت بکنم و بهشون این پیام رو برسونم که ببینید فقط موفقیت و فقط شادی و فقط لحظههای خوب نیست اون لحظههایی که دست
24:06 آدمم خراش پیدا میکنه اون لحظههایی که پای آدمم میلغزه اون لحظههایی که آدم زمین میخوره اون لحظههایی که آدم در جا میزنه من کوهنوردم کوهنوردی میکنم همه اون عکس رو قله رو فقط میگن همه میگن به به آفرین چه هوایی به چه صحنههایی وای اینجا چقدر قشنگ این رودخونه چقدر خوشگل هیچکس اون صحنهای که سرما داره صورتتو میبره رو نمیده هیچکس اون صحنهای رو که دستت خراشیده به سنگ گرفته رو نمیبینه هیچکس اونجایی که پات لغزیده مچ پاتیچ خورده رو نمیبینه درده رو نمیبینه بیخوابی ی رو نمیبینه ساعت د صبح بلند شدی رفتی کو میخوام بدونم اون لحظهها رو چهجوری مدیریت میکنی و از اون لحظهها خیلی کوتاه برامون بگی
24:51 کلاً آدم سرسختیم و دلیلشم اینه که به آدما امید ندارم وقتی به آدما امید نداری و رو پای خودت وایمیستی و ایمان داری حالا به یه نیروی برتری حالا یکی خدا میگه یکی کائنات میگه من میگم خدا خیلی خیلی کارت آسونتره. یعنی تو بحرانا میگی اوکی یه دری بسته شد، یه کاری نشد، یه چیزی بهم خورد، یه راه دیگه باز میشه. من میتونم و خدا حواسش به من هست. وقتی به آدما خیلی امید داری هی دلسرد و دل زده میشی از همه چی، هی حالت گرفته میشه. وقتی آدما رو کامل انتظارت ازشون سفره حالتم خوب. من اینو واقعاً دارم و این خیلی بهم انگیزه ولی حس تنهایی و سختی هم داره این
25:38 واقعاً. آخه انسان کلاً به نظر من در نهایت باید بپذیره که ما در نهایت از نظر وجودی از نظر اگزیستانسیال تنهاییم تو یعنی اینکه یک نفری پشتیبانی بکنه رو روش اصلاً حسابی نکردی یه جایی تو زندگی میفهمید تکیه کردن به پاهای لرزون خودت خیلی بهتره تکه کردن به هر کس دیگهای هر کسی حتی خونوادهت چون تو نمیتونی تضمین کنی که تا همیشه پدرت بتونه مادرت بتونه پارتنرت همسر نمیشه باید این خودکفایی رو بهش رسید ولی من خودم به آدما خیلی کمک میکنم تا جایی که بتونم به خاطر اینکه خب آدمایی که کمتر کمک میگیرن همدلی بیشتری برای کمک کردن دارن غمم ببین من کلاً آدم خوشبختیا یعنی
26:26 خوشبختم میخندم خیلی از چیزای کوچیک لذت میبرم ولی غم رو هم تجربه میکنم اصلا آهنگ غمگین گوش میدم یه ویدیو بامزهای میدم یکی از دوستام توی ماشین یکی یکی از دوستامون که روییز رویزه نشسته بود بعد پلیلیستش همه آهنگ غمگین بود بعد میگفت بچهها این با این زندگی که داره اینا رو گوش میده زندگیش مثل ما بود چی گوش میداد حالا حکایت پلیلیست من [خنده] من پلیلیستم خیلی آهنگ شاد نداره بهخاطر اینکه غم یهکم آدمو عمیق میکنه اصلاً قشنگه درک احساساته این افسردگی نیست به نظرم این عمقه به نظرم وقتی با واقعیت زندگی روبهرو شدی نمیتونی انقدر سطحی باشی یه کمی تلخوشی شیرین میشی و این قشنگه. آدم وقتی میتونه اثر هنری خلق کنه
27:12 یه کمی تلخ و شیرینه. خیلی شیرین زدن نمیتونی. میدونی چی میگم؟ اصلاً نمیشه و به نظر من همه آدمایی که کارای قشنگ دارن میکنن این عمقو بهش رسیدن. حالا اون لبخنده رم دارن شوخی رم دارن بعدفانم دارن و من غمو میکنم گریه هم میکنم و اشک اصلاً حال آدمو خوب میکنه سبک میکنه آدمو. ولی آدم دپرسی نیستم. همیشه امید دارم. همیشه امید دارم و ولی به آدمها امید ندارم چون امید به آدمها از بیس و ریشه غلطه دیگه خودتو گیر میندازی اسیر میکنی به خودم امید دارم و خدای خودم و به آدما ولی کمک میکنه به آدما هم اعتماد میکنم چون برای اینکه بتونیم با هم بیزنس کنیم کار کنیم باید اعتماد کرد ولی اعتماد کردن با امید داشتن فرق داره اعتماد پروتوکل خودشو داره امید یعنی اینکه تو
27:58 دیگه بسپاری نه این خب همین اون آدما جایی که امید میبندن سرشون کلاه میره خیلی قشنگ گفتی خیلی قشنگ گفته اینو میخوام ازت اجازه بگیرم بدون حقوق کپیرایت استفاده بکنم خیلی قشنگ بود حتماً باعث اف خیلی دوست داشتم خیلی دوست داشتن مرسی واقعاً اعتماد کردن گفته که پروتوکل خاص خودش رو داره دقیقاً و اونجایی که اعتماد تبدیل میشه به امید غلطه ۱۰ خب قول دادم که آخرین سؤالم باشه ولی یه سؤال دیگه میخوام ازت بپرسم این سؤالم میدونی تو وقتی صحبت میکنی باعث میشی که آدم هی دلش بخواد که ازت سؤهای بیشتری بپرسه تقصیر خودت واقعاً [خنده] میخوام بدونم که چی باعث شد چه اتفاقی
28:45 باعث شد به ویژه مهرسا در دبی تبدیل به این مهرسایی بشه که ما الان داریم کارایی که نکردم در واقع اون چیزی که به اون قدرتی که امروز دارم منو رسونده کارایی که انجام دادم نیست کاراییه که انجام ندادم م نهاییه که گفتم و این موضوعیه که خیلی بیشتر از قبل برای خودم هایلایتش کردم و دارم اجراش میکنم و هر بار که یه تصمیمی قراره بگیرم به خودم میگم مرسا اون چیزی که به تو جایگاه امروز تو داده فرصتهای امروزتو داده نهایی که گفتی ببین ارزششو داره که این فرصت رو جدی بگیری این کارو انجام بدی یا نه اینم باید بگی نه تا بتونی مرحله بعدی بری کلاً از یه جای به بعد نههای ما رو برند میکنه اینکه تو هر
29:33 جایی نمیری با هر کسی کار نمیکنی. هر همکاری رو قبول نمیکنی. هر چیزی رو نمیخوری با هر کسی نمیشینی. اینا باعث میشه که هر جایی نیستی اصلاً همه اینا باعث میشه که تو یه آدم منحصر به فرد بشی و به نظر من دیگه دوره اینکه آدما افتخار کنن به اینکه همه جا هستن، همه کاری کردن به هیچی نه نگفتن دیگه تموم شده. اصلاً پز دادنی هم نیست دیگه. تو دنیای امروز حتی عجیبترین دراگا و نوشیدنیا هم به همه دسترسیش رسیده. یعنی به نظر من اینجور چیزا رو تجربه کردن فقط آسیبه و هیچ افتخاری پزی نداره بگی من همه رو چیو تست کردم. ولی اینکه تو بتونی بگی من خیلی کارا رو نکردم، خیلی جاها نگفتم و بابت این نهایی که گفتم ریجکت شدم، بایکوت شدم،
30:19 از کامیونیتیهایی بیرون انداخته شدم، خیلیا باهم کار نکردن ولی صبوری کردم تو راه درست و مسیر درستم یه ذره دیرتر ولی در زمان درستش به اون چیزایی که میخواستم رسیدم. یه جورایی شاید یه جاهایی ما کمتر دریافت کردیم، کمتر پول درآوردیم، کمتر شنیده شدیم یا دیده شدیم ولی در نهایت تو بلند مدت بیشتر سهم بیشتری برامون ایجاد شده. مرسی واقعاً لذت بردم ممنون بازم که دعوت هیلیو رو پذیرفتی اومدی از هم صحبتی باهات سیر نمیشم و میدونم که وقتت کوتاهه باید جای دیگه بری امیدوارم بازم ببینمت تو استودیو بازم دلم میخواد باهات صحبت بکنم و ازت یاد بگیرم
31:04 بیهایت سپاسگزارم که وقت گذاشتی ممنون ممنون از شما مرسی مرسی فعلاً تا برنامه بعد از همه عزیزانی هم که این برنامه رو دیدن و شنیدن کمال تشکر و سپاسگزاری دارم آرزوی موفقیت برای همه به ویژه مهمون عزیزمون مرسا خانم شرار اسلام خداگهدارتون [خنده] مرسی ازتون از شدم که ما جای