(show5403) تو ماشین خانمم دستگاه شنود گذاشتم و بعد حرفهایی را شنیدم که از شنیدنش میترسیدم

خلاصه مختصر

در این ویدیو، دکتر هلاکویی با مردی ۴۰ ساله که از ایران تماس گرفته است، صحبت می‌کند. مرد در مورد مشکلاتی که با همسر ۳۷ ساله‌اش دارد، صحبت می‌کند. همسر او به مدت یک سال است که به شبکه‌های اجتماعی معتاد شده و این موضوع باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی زناشویی آن‌ها شده است. مرد به همسرش مشکوک شده و متوجه شده است که او با مرد دیگری رابطه تلفنی دارد. در نهایت، مرد از دکتر هلاکویی درخواست راهنمایی می‌کند که چه تصمیمی باید بگیرد. دکتر هلاکویی به او توصیه می‌کند که با همسرش به یک روانشناس مراجعه کند و در مورد مشکلاتشان صحبت کنند تا بتوانند بهترین تصمیم را برای زندگی خود بگیرند.

  • اعتیاد همسر به شبکه‌های اجتماعی و تاثیر آن بر زندگی زناشویی
  • خیانت همسر و احساسات مرد در این مورد
  • توصیه دکتر هلاکویی برای مراجعه به روانشناس

معرفی و شرح مشکل

مردی ۴۰ ساله از ایران تماس می‌گیرد و خود را معرفی می‌کند. او می‌گوید که ۱۱ سال است ازدواج کرده و یک پسر ۸ ساله دارد. او توضیح می‌دهد که همسرش ۳۷ سال دارد و دارای مدرک لیسانس کشاورزی است. خودش نیز دارای مدرک فوق لیسانس بیزینس از اروپا است. او حدود ۱۰ سال در اروپا زندگی کرده و سپس به ایران بازگشته است. مرد اظهار می‌کند که تا یک سال پیش، فکر می‌کرد زندگی خوبی با همسرش دارد و هیچ مشکلی بین آن‌ها وجود ندارد. آن‌ها همیشه با هم صحبت می‌کردند و توافق کرده بودند که در صورت بروز هرگونه مشکل، آن را با یکدیگر در میان بگذارند و در صورت لزوم، جدا شوند. او تمام تلاش خود را کرده بود تا برای خانواده‌اش کم نگذارد و همیشه در کنار همسر و فرزندش باشد.

تغییر رفتار همسر و اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی

مرد توضیح می‌دهد که حدود یک سال است که متوجه رفتارهای عجیبی از همسرش شده است. او تقریباً ۱۷ ساعت در روز با تلفن همراه خود مشغول است و بیشتر وقت خود را در اینستاگرام می‌گذراند. همسرش حدود یک سال و نیم پیش تصمیم گرفته بود که به عنوان بلاگر فعالیت کند و ابتدا با انتشار عکس‌های آشپزی شروع کرد، اما بعداً تصمیم گرفت عکس‌های شخصی خود و زندگی‌اش را نیز به اشتراک بگذارد. این موضوع باعث افزایش تعداد دنبال‌کنندگان او شد، اما مرد با این کار مخالف بود. او نگران بود که همسرش بیش از حد درگیر شبکه‌های اجتماعی شده و این موضوع بر زندگی خانوادگی آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد.

شک و خیانت

مرد می‌گوید که در این یک سال به همسرش بدبین شده و بارها از او خواسته است که استفاده از تلفن همراه را کاهش دهد، اما متأسفانه همسرش به حرف او گوش نکرده و وضعیت بدتر شده است. او حتی به همسرش مشکوک شده و در ماشین او دستگاه شنود گذاشته است. او متوجه شده است که همسرش با مرد دیگری رابطه تلفنی دارد و مکالمات آن‌ها جنسی بوده است. مرد از این موضوع بسیار ناراحت و آزرده‌خاطر است و نمی‌داند چه تصمیمی باید بگیرد.

مواجهه و انکار

مرد توضیح می‌دهد که پس از شنیدن مکالمات همسرش، او را با این موضوع روبرو کرده است. همسرش ابتدا منکر هرگونه رابطه‌ای شده، اما پس از ارائه مدرک (صدای ضبط شده)، اعتراف کرده است. با این حال، او ادعا کرده که این فقط یک بار بوده و موضوع خاصی نبوده است. مرد از این پاسخ همسرش ناراحت شده و تصمیم گرفته است که مدتی از او جدا زندگی کند تا بتواند در مورد آینده تصمیم بگیرد. در حال حاضر، مرد در خانه خود زندگی می‌کند و همسرش در خانه دوستش به سر می‌برد.

درخواست راهنمایی و توصیه‌های دکتر هلاکویی

مرد از دکتر هلاکویی درخواست راهنمایی می‌کند که چه تصمیمی باید بگیرد. او می‌گوید که نمی‌تواند این فکر را از سرش بیرون کند که همسرش دوباره به او خیانت خواهد کرد. دکتر هلاکویی از او می‌پرسد که همسرش به عنوان یک مادر چگونه است و چه تصمیمی دارد. همسرش ابراز پشیمانی کرده و می‌خواهد به زندگی عادی بازگردد و به او ثابت کند که اشتباه کرده است. دکتر هلاکویی به مرد توصیه می‌کند که به همراه همسرش به یک روانشناس مراجعه کند و در مورد مشکلاتشان صحبت کنند تا بتوانند بهترین تصمیم را برای زندگی خود بگیرند. او تأکید می‌کند که تصمیم‌گیری بر اساس باورها و تصورات شخصی نمی‌تواند به حل مشکل کمک کند و نیاز است که با دیدی واقع‌بینانه و علمی به موضوع نگاه شود. دکتر هلاکویی همچنین به این نکته اشاره می‌کند که فرزند آن‌ها در سن حساسی قرار دارد و هر تصمیمی که گرفته شود، بر او تأثیر خواهد گذاشت. بنابراین، باید تصمیمی گرفته شود که کمترین آسیب را به فرزندشان وارد کند.

Summarize any YouTube video in seconds

Get summaries like this one for any video, in your language, with the free Summ app.

Download on the Apple Store
Get it on Google Play

Transcript

YouTube Transcript Generator

0:00 رادیو همراه بفرمایین سلام خوب هستین آقای دکتر من خوبم بفرمایین خیلی خوشحال شم از صحبت با شما منم همینطور عزیز بفرمایید من از ایران تماس میگیرم ۴۰ سالم هستش خانومم ۳۷ سالش هستش و یک فرزند پسر ۸ ساله دارم و فرزند اول از خانواده هستم از چهار پسر و در خدمت خ هستم به من بفرمایید که چه مدتیست ازدواج

0:46 کردید بنده ۱ سال هستش بسیار خ هر دو شما همسرتون چی خوندی چه میکنید عزیز بنده فوق لیسانس بیزینس دارم که در اروپا انجام دادم و خانمم لیسانس رشته کشاورزی دارم شما چه مدتی خارج از ایران بودی من از حدود ۱۰ سالگی اروپا بودم تا حدود ۱۰ سال اروپا بودم ب از ۱۰ سالگی تا ۲۰ سالگی تقریبا بعدش پس بنابراین تحصیلاتت رو آخه شما

1:32 گفتید فوق لیسانس بیزنس من فکرم مال اروپاست ولی آخه ۲۰ ساله بید شما نه دیگه دورا دور مدرک دیگه گرفتم دیگه نصفه موند وسطاش موندش که دیگه مجبور شدم یه سری کارشم از ایران انجام بدم دوباره بسیار عی کنم بعد از ۱۰ سالم که اومدم کنار خانواده و اینجا شروع به کار کردن متشکرم اوکی من پرسشم این است که برای چی لطف کر تلفن ک موضوع مسئله یا پرسش چیه عرضم به حضور که من ۱ سال اینجور که تا الان فکر میکردم متسفانه یا خوشبخت نمیدونم ولی زندگی ب نظرم خیلی زندگی خوبی داشتم با خانمم هیچ مشکل به نظر خودم

2:19 نداشتیم افرادی هم بودیم که با هم صحبت میکردیم و همیشه میگفتیم که اگه مشکل تو زندگیمون هست باید به هم بگیم مخصوصا اون خیلی پافشاری میکرد روی حرف باید به همدیگه بگیم با همدیگه در میون بذاریم تصمیم اشتباه نگیریم کار اشتباهی نکنیم اگه دیدیم که هیچ راه و چارهی نداره خب مثلاً جدا بشیم و هرکی بره راه خودش تمام زندگیمو سعی کردم با برنامه انجام بدم حتی برای بچ مونم با همدیگه تصمیم گرفتیم که این کارو انجام بدیم زمانی که هم اون آماده باشه هم من و و زندگیمونو ادامه دادیم من از تا جایی که توانم بود سعی کردم هیچی

3:08 برای خانوادم کم نذارم حالا این نظر منه حالا ممکنه نظر اون فرق بکنه هیچ لظ مالی محبت حالا هر روز که سر کار بودیم سر موقع برمیگشتیم به خونه که کنار خانمم باشم و کنار بچم باشم چه دورانی که بچه بود که بعد از اینکه به دنیا اومد و تفریح اینا هم نمی‌دونم تفریح کنار خانوادم بودش کنار خانومم و کنار بچم و دیگه مثلاً دوران مثلاً دوست بازی و شیطونی و این چیزا دیگه دقیقاً زمانی که دیگه ازدواج

3:54 کردم گذاشتم کنار و سعی کردم یه پدر خوبی ی شوهر خوبی و خانواده باش متأسفانه حدود یک سال بودش که متوجه اخلاق عجیبی از خانمم شدم ایشون تقریباً در روز حدود ۲۴ ساعت اگه میخواین در روز حساب کنید مثلا حتی بگین ۸ ساعتش م خواب هستش تقریباً فکر کنم ۱۷ ساعت در روز تلفن به دست بود ۱۷ ساعت در روز دست تلفن بود حالا من بذار یه سؤالی ازتون بکنم شما اشاره کردید

4:40 که فرزند اولید از چهار تا پسر ایشون فرزند چندم اول از چند تا از سه تا اون د تا پسرن یا دخترن پسر د تا پسر هستن اوکی به من بگید اگر بهشون می‌گفتید پای تلفن هستید چه می‌کنید یا تلفن دست یه کسیه داره با یه کسی حرف می‌زنه که خب معلومه که احتمالاً اونا کی هستن راجع به چه موضوعی است برداشت شما یا آگاهی شما درباره اینکه ایشون با کی حرف می‌زنه راجع به چی حرف می‌زنه تا چه اندازه بود اگر این همه مدت ایشون پای تلفنه ایشون پای تلفن نبود بیشتر همین برنامه‌های همین اینستاگرام و اینا بود ایشون حدوداً یک سال ۲ سال تصمیم گرفته

5:27 بود که کار بلاگری انجام بده کنار زندگیش که من اصلاً مخالف بودم با این کار چون یعنی چ یعنی چیکار کنن ایشون چه میکردن والا یه صفحه‌ای داشتن که آشپزی اول انجام میداد بعد چون اون صفحه خیلی فالور پیدا نکرد تصمیم گرفت که عکسهای خودشو بذاره و آشپزی م کنارش انجام بده اصلا کلاً روال کارو عوض کرد خب آخه با عکس خودشون که طرف عکس خودشون که طرفداری پیدا نمیکنه متأسفانه خب اص خب خب دیگه متأسفانه شد ت نه آ اگر اون موقع فالش مثلاً ۵۵۰۰ نفر بود یک سال آشپزی میکرد هزار مدل غذا ۵۰۰

6:14 تا فالوور داشت پس از این کهه شروع کرد عکس از زندگیش گذاشت و عکس از خونش گذاشت عکس از خودش گذاشت و جاهایی که ما میریم گذاشت بالا را دیگه ۱۰ هزار تا شدن ۱۰ هزار تا آدمایی که زندگی مثل شما رو در این چهارچوب محدودی که بیان می‌کنی تعقیب می‌کنن من مخالف بودم باش ولی خب نه من نمی‌دونم ایش آ چه میکرد آخه عزیز منه بذارید من بفهممت آخه من یه کمی نگران گزارش‌های شما هستم یعنی فرض بفرمایید شما از یه زندگی خوب رف دید بعد یه دفعه معلوم شد که ایشون تمام مد مثلاً پای تلفن هست من نمیدونم پس این زندگی خوب چیه یا چیزی که شما باهاش مخالف بودی خوب بود تا زمانی که این تلفنو شروع کرد

7:00 یعنی این مال چه مدت قبله حدود یک سال نیم پیش شروع به تلفون بازی ا حالا کسی که میخواد بقی مشتری جمع کنه که تایم خودش با تلفن برای تماشای دیگران نیست نه مشتری نیست ولی خب مثلاً خب آخه همون دیگه یعنی کسی که به هر حال فالوور پیدا کنه فرقش چیه بله دیگه بالا ما هض همه قسمتها زندگیمون میخواستیم بیم بیرون قبلش با عکس می‌گرفت نمیدونم میرفتیم رستوران با عکس میگرفت آخه گفتم آخه به کی علاقمنده به اینکه سه تا آدم عادی و معمولی پ میشن میرن رستوران عکس بگیره آدمای تعقیب کنن ببینن که این سه تا کدام رستوران رفتن مردم به رستوران خواهر برادرشون م اهمیت نمیدن اوکی حالا

7:45 شیشون ۱۰۰ هزار فالوور پیدا کرد بله حدودا اوکی خب حالا مشکل حالا ۸۰ تا ۷۰ تا ولی حالا هم من قربونت برم من رو خط رادیو من با عدد واقعیت کار دارم تفاوت است یه آدمی که مدعیست ایشون روزی ۱۷ ساعت بهتون بگم ۱۰۰ تا بوده بعداً که این کارا کردن حدوداً ۸۰ هزار تا شده خب من دقی حدود من یک سال د سال آشپزی بود ۰۰ تا بود بعد از اینکه از زندگیش عکس گذاشت تعداد آخه زندگی زندگی شما زندگی تماشایی نیست با حرفایی که شما می‌زنید چه تماشایی در زندگی شماست چه جنبه ج مانه حالا از اون افرادی که فالو

8:31 می‌کنن باید بپرسی راستش اوکی بسیار خب چشم اوکی آیا ایشون عکسایی میزار ایران یه جوریه که نه عکس با لباس و اینا بود عکس حالا خیلی آنچنان عکس چیزی نبودن و خیلی خب حالا اون که گذشت حالا ایشون آدمی که دنبار اینست که فالوور پیدا کنه که قرار نیست ش ۱۷ ساعت رو خط تلفن باشه روزی چند ساعت وقت اونجا بذاره باید یه کاری بکنی که توجه تلفن با کسی حرف نمی‌زد همش تو همین سایت و اینستاگرام و اینا بودش تلفنی که اصلاً حرف نمی‌زد با ک عزیزم من می‌فهمم یه حرفی بزنید که من بفهمم آدمی که میخواد فالوور پیدا کنه که نمیره سیتی دیگه رو چک کنه اونم روزی مثلاً ۱ ۱۲ س

9:18 خارجیا ایرانیا چه جور عکسهایی می‌زنن اونم مثلاً میخواست کپی کنه اینجوری بهتون بگم اوکی خب حالا الان چه خبرست بوده دیگه حالا چه خبر است بینتون زیز بعد من تو این یک سال خیلی بدبین شدم به ایشون هزاران بارم بهشون گفتم یه خورده اینو کم کن این زیاد دقی دار میکن اعتیاد هستش این کار درست نیست من نیاز به فالوور داریم زندگیمون به خوبی و خوشی داره میگذره و زندگی هم باید یه در و پیکری داشته باشه نمیشه که همه از زندگی ما خبر داشته باشن مثلاً ما کی میریم بیرون کی میریم مسافرت که برمیگردیم اصلا قشنگ نیست این چیزا ولی خ متسفانه گوش نکرد و بدتر و بدتر شد من خیلی حرف بدی به ایشون داشتم ایشون

10:07 حتی تمام روز که پا تلفن بود بعدشم تمام روز که پا تلفن بودش بعدشم حتی حمام و دست شوری هم با تلفنش میت به این صورت اصلا من زشتم دیوونه میشدم گوشم نمیکردم میگفت تو گیر میدی سنتی فکر می بابا اصلا ی دنیا اینجوری من ۱۰ سال انگلیس بود اروپا بودم انگلیس بودم اونور بودم اصلا آدما اینجوری رفتار نمی‌کنن یه خورده جنبه اون چیزی که دست داشته باش بعد من بهشون مشکوک شدم وی دستگاه شنود تو ماشینشون گذاشتم تلفنشو حدود پن ۶ ماه بود هر وقت من حتی نزدیک تلفنش میشدم با وحشت تلفنش

10:53 از من می‌گرفت و خب من منم هیلی ناراحت میشدن بهش ریر یر بهش می‌گفتن چیزی شده مشکلی داری مشکلی با من داری نمیدونم دوستم نداری اوکی حالا بیاد از این همه آخه شما یه کمی جمب به یه مطلبی رو یه گونه‌ی توصیف میفرمایید که شاید ضرورت نداره بعدم موضوع به نظر می‌رسه این نیست که شما به ایشون چه گفتید و ایشون چه جواب داده بله خدمتتون می‌گفتم که بعد من حس بدی نسبت به ایشون داشتم حدود چندین ماه بود از خواب بلند میشدم و احساس و میگفت و میگفت فکر خواب میدیدم که یانت به من کرده حتی به خودشم می‌گفتم و من می‌ گفتش که تو هیچ

11:40 دلیل نداره این فکرا بکنی تو هیچ من کم نذاشتی و همه چی زندگی کامل این حرف خب من یک سال شونو تو ماشینشون گذاشته بودم و سعی می‌کردم راستش ناراحت میشدم گوش بدم گوش نمی‌دادم من یه بار دو بار گوش دادم که چیز خاصی هم نبودش سعی کردم گوش ندم یه بار از خونه که رفت بیرون ن یه حس بدی بهم دادش که تلفنو گوش بدم و متأسفانه زمانی که تلفنو گوش دادم ایشون با یه آقایی داشت صحبت می‌کرد و کلاً

12:25 صحبتشون جنسی بودش و پشت تلفن حرفهایی می‌زدن به همدیگه و حتی با آخر رابطه جنسی تلفنشون رسید پشت تلفن و بعدشم صحبت شروع کردن ادامه دادن صحبت عادی کردن و من داشتم زنده تمام مکالمات گوش میدادم و خیلی برام سخت بود و بعد از اینکه اومد خون همینجا نگاهش کردم و اصلاً دیدم که هیچ حس گناه یا ناراحتی توش نمی‌بینم و یک جوری بود قیافش که انگار یه

13:13 کار خیلی عادی انجام داده و هیچ حس بدی توش ندیدم که مثلاً م حالا شما چرا انتظار اونو داشتید عزیز چرا براتون اینکه یکی سر یه کسی رو بریده مهم نیست مهم این است که آیا نگاه نظرش راجع به خون چی بود چه اهمیت داره که ایشون چه حالی داشت یا نداشت اگر حرف شما داشت نشون میداد که نمیدونم شاید یعنی یک بار کرده دو بار کرده نه چه فرقی میکنه تو اینگونه موارد اگر یه کسی که همسر داره و بچه داره این کارو میکنه حالا یه بار یا دو بارش اونقدر فرقی نمیکنه اونم به گونه‌ی که شما دارید میگید گفتگویی بوده که معلومه به نوعی به با سابقه همراه ا گذ

13:59 دا و یا ایسا دیگرانی هم بودن خب بعد شما با ایشون چه کردید نه درباره حالا هی شما ن سراغ حس و احساس خودتون به من بگید به ایشون چه گفتید ایشون پاسخش چه ب بله من ه روز در مورد این قض داشتم فکر میکردم یعنی انقدر تو خودم نگه داشتم داشتم میمردم شبا اصلا نمیخوابیدم اصلا حال خوبی نداشتم ولی داشتم فکر میکردم باهاش هر شب صحبت میکردم در مورد زندگیمون بدیهای زندگی خوبیهای زندگیمون چه اشتباه که آدم نباید بکنه که شاید مثلاً یک بار این مثلاً یه دفعه بشکنه و بگه راستی من این اشتباه کردم ولی نگفت هیچ وقت نگفت اون س روز اصلاً نگفت بعد من دیگه طاقتم تموم شد و یه روز اومدم

14:46 رودر روش کردم و گفتم من همه چی می‌دونم و دیگه زندگی پاسخ شد نه نه پاسخ ایشون چی بود ایشون که تا مدرک یعنی صداشم ضبط کرده بودم تا مدرک بازش نداشتم میگفت نکردم اوک خب بعد از اینکه مدرک بعد از اینکه مدرک گذاشتید ایشون چه کرد میگفت همین یک بار بود و چیز خاصی نبود و چی و بعد دیگه من یه خود جزئیات بیشتر در مورده ا چون نمی‌دونستم من دقیقا چی شنیدم یه خود جزئیات بیشتر گفتم و خیلی با غرور و اینا بود و خب میخوای چیکار کنی اینجوری اینا بعد

15:32 دیگه من گفتم که باید از خونه فعلاً جدا زندگی کنیم این قضیه من تصمیم بگیرم و یه جورایی بودش که بچه چند روز میمد پیش من بچه چند روز میرفت پیش اون و الان این قضیه که من میگم خدمتتون نه نه بالاخره چی شد نه بالاخره تو این دو هفته کی خ هیچی دیگه ادامه تو این دو هفته خاصی نشده جدا زنی ف کی خونه است کی رفته و کجا رفته اون آدم شما یا ایشون من خونه خودم هستم اون هم خونه دوستش هستش دوستش یعنی کی دوستشو اون پدرش نمرم اوکی خب و تو این

16:20 مدت صحبتی گفتگویی چیزی با هم داشتی روزانه هزار بار زنگ میزنه هزار بار پیغام می‌زنه که من اشتباه کردم چی شدم چی شدم چی شدم رف چی شدم یعنی چی یعنی من اشتباه کردم چی شدم ی قل نمیدونم چی میگن اشتباه کردم حالا به صورت حالا چیز تر من اشتباه کردم همین من فقط چون من پرینت تلفنش م گرفتم چار بار با این شخص در تماس بوده تو ۲۰۰ روز و میگفته که یه نفر بوده یه دفعه من پیدا کردم و بهم پیغام داده بود و من باهاش صحبت کردم و اینا حالا من نمی‌دونم چه مدت اینا با واتسپ و تلگرام پیغام به همدیگه می‌دادن که حالا چار بارم تماس

17:06 تلفنی بوده بعد ولی خب تمام اون زمانی که آیا آیا اون آدم در شهر شماست یا جای دیگریست نه یه آدم میگه غریبه است تو شهر دیگه است من راجع به صحبت ایشون شما چه اطلاعاتی دارید خودتون به هر حال تلفنا بر نشون میده تلفنا نشون میده مال کدام منطقه هست نه بله مال خب یه شهر دیگه بود موبایلش چه شهری فاصله داره نزدیکه چگونه است شمال بودش اوکی آیا دیداری هم صورت گرفته من که به این هرچی میگم میگه خودت برو ببین هیچی نبوده یعنی اولین بارم که با

17:52 همدیگه صحبت کردم گفت فقط یه تماس بوده برا اینکه پرینت گرفتم شد چار تا تماس یعنی همش هیچی خودش نمیگه فقط من بام مدرک رو کنم که دست اینو دروغگویی خل حرام شما که نمیخواید دارید دادگاه مسئله اصلی نظر و حس و احساس خودتون در زندگی زناشویی حالا در حدی که این مسائل مطرح شده که البته نشون میده شما به هر حال یه نگاه و نظری راجع به زندگی داشتید که ایشون نداشتن و البته بله آنچه که شده شده خب حالا بیاد فرض بر این بگیریم که آنچه که شما می‌دانید واقعیت میخواید چیکار کنید یا فکر کنید کار درست کدامه من متأسفانه چون این من هر زمان

18:37 دیگه تو آینده اینو ببینم هر زمان تلفن دستش باشه یا یه ثانیه پیشش نباشم فکر می‌کنم خب داره خیانت نمکنه دیگه و این فکریه که من هیچ وقت نمی‌تونم پاک کنم چون صدای اون شخصم ض ش هزارم گوش دادم متسفانه نه متوج به من بفرمایید که شما چ کاری دارید اگه درآمد شما ۱۰ تومنه همسرتون اگر درآمدی داره چقدره اگرم نداره که هیچ ۴۰ تومن مثلا اوکی دوم اینکه به عنوان یه مادر در ارتباط با پسرتون چگونه است سر خب من به نظرم باید فرزند دو نفرو

19:24 ببینه و یه برنامه نه من نظر شما رو درباره دید نه من عزیز شما چرا این مقدار از نه پرسش من اصلا این نیست که باید ببینه من میگم ایشون به عنوان مادر یه مادریست آخه خانمی که روزی نمیدونم ۱۰ سال ۱۵ سال ۱ سال پای تلفن هست که مادری نمیتونه بکنه بله خب پس چه مادریست برای فرزندتون من پرسشم بود که ایشون چگونه مادریست برای پسرشون خب دیگه وقتی که همیشه پا تلفن هست نه مادر خواهد بود نه شوهر خ شما حالا شما چ حالا بگم تصمیم شما انتخاب شما چیه عزیز من والا نمی‌دونم یه خورده می‌خواستم تو این

20:10 حالا ایشون میگه چیکار کنی خود الان همسرتون میگه چیکار کن ایشون که میگه من اشتباه بزرگ کردم دیدم چقدر تو رو الان بیشتر قبل دوست دارم همیشه هم عاشقت بودم من نمی‌دونم چجوری تو همیشه عاشق من بودی که بهم خیانت اینجوری کردی ولی خ میگه من همیشه عاشقت بودم الان بیشتر عاشقتم و همه چی برگردم به روال عادی منم بهت همیشه ثابت کنم من چه میخواست ثابت کن خب حالا اگر بهشون بگید من می‌خوام اون ماجرای کاری که قبلاً می‌کردی و ۱۵ ساعت در روز یا ۵ ساعت در روز پای تلفن بودی را قطع کنی ایشون پاسخش چیه به شما اوایل که می‌گفت به هیچ وجه ولی الان میگه که نمی‌دونم حتی مثال مسخره‌ای می‌زنه میگه من حت تلفن همه چی از من بگیر من تو در اتاق رو من قفل کن بعد دوباره تا

20:58 اصلا س کار برگرد نه همچین کاری نمیخان شما بکنی حرف شما اینست که زندگی اگه دلتون میخوا داشت اینجوری کرد الان بخوا کار کنن که دیگه دیگه نمیدونم چی میشه خب حالا اگر بگم پرسون از من چیه عزیز چی میگید من یه راهنمایی از شما میخواستم خیلی ساده است شما با ایشون شما دوست داشتم بچه بچون ۸ ساله نمیدونم نه زن تونو دوست داشتید شما در توهمات خودتون قر بودید حالا این زندگی ب اینگونه که آدم یه زنی داشته باشه که ۱۵ سالت ۱۷ سال پای تلفن باشه و توی تلفنش باشه که چه زندگی شما دلتون میخواد اینجوری ببینید حالا

21:44 پیشان من به شما این است که شما و همسرتون یک خانم یا آقای ولی علمی روانشناس پیدا کنید د تایی برید باهاش صحبت کنید بذارید ببینید که اونجا چه حرفایی زده میشه یعنی یه مقدار چراغها روشن میشه برای هر دو شما ایشون خودش دو سه سال با روانشناس در تماس بود منم شروع کردم با روانشناس صحبت کردم و هم ولی خب همشون میگن تصمیم با توئه همشون مثالی که می‌زنن میگن که فردا روز طلاق و فردا روز آشتی و فکر ببخشید شما درباره اتفاقی که افتاده با روانشناسی صحبت کردید بله تنها یا با همسرتون هر دوشون خب چند جلسه روانشناس مختلف اوکی اونا

22:32 نگاه و نظرشون نه اینکه چی بوده پیشنهادشون نمیگم چه چیزی فهمیدید از گفتگوهای اونها و به چه نتیجه‌ای رسیدید والا متأسفانه روانشناسهای که من حالا باهاشون تاکنون صحبت کردم خیلی راهنمایی نمیکنم و بیشتر گوش میدن و میگن که مثلا هزار جلسه باید بذاریم تا من به شما نتیجه بدم تا اون زمان نتیجهی بحث درباره زندگی زناشویی و مسائل مربوط به آنچه که اتفاق افتاده یا اینکه ما به هم می‌خوریم و به درد هم می‌خوریم کار ۵ ساعته است ن میگن زمان بهش بده زمان بهش بده چند ماه جدا کامل از هم باشیم فکر کنیم فکر کردن شما به چی فکر کنیم فکر کردن یعنی از این مقدار معلوم حرکت می‌کنیم به سمت حل یه مجهول اصلا

23:20 اینا فکر کردن نیست بنابراین شما به نظر من یک روانشناسی که فکر کر تو این دو نفر سه نفر هرچ به نظر می‌رسه علمی‌تر واقعی‌تر با موضوع برخورد می‌کنند و با همسرتون برید صحبتات بینید کجا ایستادید و بعدشم بر مبنای اون تصمیم بگیرید ولی اینکه شما به خاطر باورهایی که دارید و تصورات و تخیلاتی که دارید و اینکه زده ایشون همه رو خورد کرده و از هم پاشیده بعید می‌دونم شما بتونید اینا رو یه جوری از ذهنتون کنار بزنید نمیگم کا نه نمیشه نمیشه ولی که به حوادثی از این قبیل شما رو رها نمی‌کنه مخصوصاً اینکه اون حرفا رو در وقتی که گفته میشده

24:05 شنیدید بعدم چند یا چندین بار دیگه حالا خودتون میگید بیشتر شنیدید اینا تو وجود شما حک شده و در نتیجه شما نتنها وقتی تلفن رو دست ایشون ببینید تلفنو دست هر کسی ببینید یه ذره حالتون بد بشه بله ببراین معمولاً ی ببینید عزیز برخی از اوقات ماجراهای زندگی تو اینگونه موارد مثل یه حبابی اس که می ترکی بادکنکی اس که میترکه پاره میشه تموم شد بله یعنی حالا کوشش به جهت اینی که من پیشنهادم فقط به خاطر اینکه بدونید خاطرتون آسته باشه که کی هستید چی هستید کجا هستید چه کارایی میشه کرد پیشم اینست که پ جلسه نه ۵ هزار جلسه هزار جل ۵ جلسه با یه کسی بگه ما میخوایم درباره فقط رابطمون صحبت کنیم که

24:52 بهترین انتخاب ما یا کمترین بد انتخاب ما کجاست و بعد اگر لازم شد هر کدوممون کمک بگیریم حالا یا از همون روانشناس یا ی کس دیگه و به هر حال به سرانجامی برسون و هرچه زودتر بهتر ولی با فکر کردن و اینا شما به هیچ جا این مسائل مثل اینکه من الان بخوام فکر کنم درباره اینکه چگونه میشه ی هواپیمای تازه‌ای درست کرد من ی میلیون سالم فکر کنم به اندازه یک دقیقه هم حرف برای گفتن ندارم فکر کردنی نیست این م درست می‌فرماید بله بنابراین شما ببینید می‌تونید یه چنین اتفاقی رو بپذیرید البطه مشکل اصلی و اساسی فرزند شماست که به یک اعتبار در بدترین سنش که وقتی اختلاف بین پدر و مادر باش بله ولی خب برخی از اوقات ادامه یه

25:39 زندگی بعد به همون اندازه به بچهها آسیب می‌زنه که ای پسا جدایی و طلاق اینکه کدام بدتره رو من نمی‌دونم این همون چیزیست که در اثر یه ۵ ساعت گفتگو با یه روانشناس هر دوتون متوجه میشید این زندگی بعد و طلاق بعد کدامش بدتره بنابراین اون رو انتخاب نکنید و کمتر بدو برای خودتون و مثلاً فرزندتون و هر کدامتان برای دیگری انتخاب کنید امیدوارم آسیب و درد و رنج کمتری داشته باشه اگرم یه روزی همسرتون دلشون خواست در این باره صحبت کنن و شما هم باشید نه تنهایی خواستید بیاد روی خط خیلی بیشتر میشه چیزایی رو فهمید ولی در حدی که

26:26 من و شما صحبت کنیم بیش از این میشه پیش رفت ولی به هر حال امیدوارم بله با کمترین آسیب بتونید این دوران سخت و تلخ و بد رو بگذرونید مچکر آقای دکتر خیلی لطف کردید خواهش می‌کنم خب متأسفم از آن شنیدم ولی مواظب خودتون همسرتون و فرزندتون باشید

Share

YouTube Video Summaries