0:00 تو ۱۶ سالته. تازه رشته تجربی انتخاب کردی ولی هنوز دقیقاً نمیدونی چی میخوای. فقط میدونی میخوای یه جوری وارد حوزه پزشکی بشی. ۲۲ سال بعد صاحب یه داروخونه تو یکی از مناطق تهرانی گردش مالی داروخونت نزدیک ۲ میلیارده و ماهانه بیشتر از ۳۰۰ میلیون سود خالصته. این تمام مراحل مسیر شغلی یک داروساز در ایرانه. سطح یک دانشآموز تجربی. کلاس دهمی و تازه وارد دبیرستان شدی. میدونی زیست و شیمی برات از فیزیک و ریاضی جذابترن. بیشتر دوستات رویای پزشک شدن دارن ولی تو نه از خون خوشت میاد، نه از جراحی، نه حتی از اینکه هر روز با بیمار سرکار داشته باشی. همین باعث میشه به فکر مسیرهای دیگهای مثل داروسازی بیفتی. میدونی که رقابت تو این رشته خیلی
0:47 بالاست و شاید آخرش اصلاً حق انتخابی نداشته باشی. سال یازدهم که میرسی میخوای بیشتر راجع به داروسازی بدونی. یه شب درباره رشتههای گروه تجربی سرچ میکنی. یه چیزی توجهت رو جلب میکنه. طول تحصیل داروسازی ۶ ساله. یه سال از پزشکی کمتر. اونجا نوشته اگه از یه مرحله مشخص از دوران دانشجویی به بعد برسی میتونی همون موقع شروع کنی به کار و کسب درآمد. چیزی که توی رشتههای دیگه علوم پزشکی به این شکل وجود نداره. تصمیم میگیری تمرکزت رو بذاری روی درسهایی که برای کنکور تجربی مهمن. یه برنامه هفتگی میچینی و وقت بیشتری برای زیست و شیمی میذاری. چون میدونی این د تا ضریب بالاتری توی کنکور دارن. بعضی وقتا نتیجهای که میخوای رو نمیگیری. توی بعضی آزمونهای آزمایشی
1:33 رتبت پایینتر از چیزیه که امیدواری ولی ادامه میدی. برنامهت رو تنظیم میکنی و از افهات رو پیدا میکنی. سر جلسه کنکور دفترچه رو باز میکنی. اول از همه میری سراغ زیست. مهمترین درس برای قبولی داروسازی. با دقت به سؤالها جواب میدی. هر گزینه رو دوباره چک میکنی و حواست هست بیدلیل منفی نزنی. آخر کار هم برمیگردی سراغ سؤالهایی که بین دو گزینه شک داشتی. چند هفته بعد نتایج اعلام میشه. رتبت ۱۸۸۵ منطقه ۲. حالا نوبت انتخاب رشته است. لیست دانشگاهها رو یکی یکی بررسی میکنی. میدونید داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران و شهید بهشتی رتبههای خیلی بهتری میخوان. با رتبهای که آوردی، دانشگاه علوم پزشکی البرز یا همون کرج یکی از
2:20 منطقیترین انتخابهاست. فرم انتخابرشته رو ثبت میکنی. چند هفته بعد نتایج نهایی میاد. داروسازی روزانه دانشگاه علوم پزشکی البرز قبول میشی. سطح ۲ دانشجوی داروسازی. ۱۸ سالته. ترمهای اول از هر چیزی پایههای علمی رو میسازی. از شیمی عالی و شیمی تجزیه گرفته تا بیوشیمی، فیزیولوژی و میکروبشناسی. هر ترم کلی جزوه کتاب و گزارش آزمایشگاه منتظرته. حفظ کردن مطالب هم بخش بزرگی از مسیره و کمکم میفهمی داروسازی فقط حفظ کردن اسم داروها نیست. بعد از حدود ۲ سال به یکی از مهمترین ایستگاههای این رشته میرسید. آزمون علوم پایه. قبولی توی این آزمون شرط ورود به
3:06 درسهای تخصصیه. اگه قبول نشی باید دوباره امتحان بدی و بعضی از دانشجوها هم بیشتر از یک بار درگیرش میشن. وقتی بالاخره از این مرحله عبور میکنی وارد بخش جدیتر و تخصصیتر داروسازی میشی. ۴ سال بعدی دروس تخصصی فارماکولوژی، فارماسیوتیکس، فارماکوگونوزی، شیمی دارویی. یاد میگیرید داروها چطور توی بدن اثر میکنن، چطور با همدیگه تداخل دارن و چطور یه فرمولاسیون دارویی ساخته میشه. یه مزعیت جالب داروسازی اینه که لازم نیست تا روز فارغ و تحصیلی صبر کنی تا اولین درآمدت رو به دست بیاری. وقتی بخش زیادی از واحدهای درسی رو بگذرونی و از طرف دانشکده صلاحیت علمیت تأیید بشه، میتونی مجوز فعالیت دانشجویی بگیری و به عنوان قائم مقام تو بعضی
3:52 شیفتها داخل داروخونه کار کنی. یعنی بعد از پاس کردن بیش از ۱۴۰ واحد میتونی بین ۱۵ تا ۲۵ تومن دربیاری. این فرصتیه که بیشتر دانشجوهای پزشکی و دندان پزشکی معمولاً تا سالهای پایانی تحصیل در اختیارش ندارند. سال پنجم مجوز فعالیتت رو میگیری. آخر هفتهها چند شیفت توی یه داروخونه کار میکنی. هم تجربه واقعی برخورد با نسخهها، داروها و بیماران رو به دست میاری هم برای اولین بار از رشتهای که داری میخونی درآمد کسب میکنی. سال ششم میرسه نوبت پایاننامهست. چند ماه روی موضوع تحقیق کار میکنی. دادهها رو تحلیل میکنی و از پایاننامهت دفاع میکنی. بعد از ۶ سال مدرک دکترای حرفهای داروسازی رو میگیری و حالا باید طرح اجباری بری. سطح ۳ طرح.
4:38 تو ۲۴ سالته فارغ و تحصیل شدی. داروسازی جزء رشتههاییه که طرح اجباری داره. حداکثر تا ۳ ماه بعد از فارغ وتحصیلی باید ثبت نام کنی وگرنه ۳ تا ۶ ماه به خدمتت اضافه میشه. مدت طرح بر اساس مقطع تحصیلی معمولاً بین ۱۸ تا ۲۴ ماهه. یه فاکتور مهم هم هست که مدت خدمتت رو کوتاهتر میکنه. ضریب محرومیت منطقه. هرچی منطقه محرومتر باشه هم مدت خدمتت کمتر میشه هم حقوقت بیشتر. به یه منطقه کم برخوردار اعزام میشی. یه شهرستان کوچیک تو سیستان و بلوچستان. چند سال قبل فقط دانشجو بودی اما حالا مسئولیت واقعی داری و باید نسخهها رو بررسی کنی با بیماران مشورت کنی و تجربه کاری جمع کنی. تو دوران طرح حقوق ماهانه حدود ۳۰ میلیونه. شاید مثل
5:25 کار توی شهر بزرگ نباشه اما مهمتر از اون تجربهایه که برای آینده کاری به دست میاری. اینجا برای اولین بار مسئولیت واقعی روی دوشته. نسخهها رو تو تأیید میکنی. تداخلات دارویی رو تو باید تشخیص بدی. یه روز یه نسخه میاد که د تا دارو با هم تداخل خطرناکی دارن ولی پزشک متوجه نشده. تو زنگ میزنی، توضیح میدی و نسخه اصلاح میشه. یه چیز دیگه هم اینجا اولین بار باهاش روبهرو میشی. داخل داروخونه دولتی که توش کار میکنی گاهی موجودی بعضی داروها کم میشه. بیمهها دیر پول شرکتهای پخش دارو رو میدن و همین طور شرکتهای پخش دیر جنس و تحویل میدن. بعد حدود ۲ سال طرحت تموم میشه. سطح ۴ مسئول فنی ۲۶ سالت شده. بعد از چند سال درس خوندن حالا دیگه یه داروساز شدی. از اینجا به بعد چند مسیر
6:12 مختلف جلوی رود هست. میتونی وارد صنعت داروسازی بشی. توی کارخونههای تولید دارو کار کنی. وارد بخشهای تحقیقاتی بشی یا به عنوان داروساز بیمارستانی فعالیت کنی. اما تو از اول هدفت چیز دیگهای بود. نمیخواستی فقط کارمندی مجموعه باشی. میخواستی یه روز داروخانه خودت رو داشته باشی. برای همین مسیرت رو به سمت داروخونه و کسب تجربه عملی ادامه میدی. اما گرفتن مجوز به همین سادگی نیست. باید شرایط قانونی، امتیاز لازم و مجوزهای مربوطه رو داشته باشی. فعلاً تصمیم میگیری تجربه جمع کنی. به عنوان مسئول فنی وارد یه داروخونه میشی. کارت فقط تحویل دارو نیست. باید نسخهها رو بررسی کنی درباره مصرف درست دارو به بیماران توضیح بدی و مسئولیت علمی داروخونه رو بر عهده داشته باشی. با
6:59 چند شیفت کاری در هفته درآمدت به حدود ۴۵ تا ۸۰ میلیون تومن در ماه میرسه. یه سال همین طور کار میکنی. یاد میگیری چطور با نمایندگان شرکتهای دارویی صحبت کنی. چطور موجودی داروخونه رو با وجود این تأخیرهای پرداخت مدیریت کنی. یه شب صاحب داروخونه بهت میگهاهگه یه روز بخوای داروخونه خودت رو بزنی سرمایهش کم نیست باید از الان پسانداز کنی و یه چیز دیگه هم بدون همیشه یه بخش از سرمایت باید نقد و آزاد باشه چون بیمهها همیشه به موقع پول نمیدن سطح ۵ جمع کردن سرمایه تو ۲۷ سالته یه حساب و کتاب دقیق میکنی چیزی که خیلی از دانشجوهای داروسازی تازه بعد از فارغتحصیلی متوجهش میشن راهاندازی یه داروخونه از صفر با حقوق یه مسئول فنی توی
7:46 یه بازه زمانی منطقی تقریباً غیرممکنه. هزینهها رو کنار هم میذاری خرید مجوز ۱ تا ۳ میلیارد. رهن تجاری یه ملک ۴۰ تا ۴۵ متری ۱ تا د.۵ میلیارد. دکوراسیون و تجهیزات ۴۰۰ تا ۹۰۰ میلیون. سیستمهای نرمافزاری ۲۵۰ تا ۵۰۰ میلیون. یخچالهای دارویی و مهمتر از همه سرمایه اولیه خرید دارو و مکمل هم یک و. نیم تا ۳ میلیارد هزینه داره. جمع این هزینهها برای یک داروخونه معمولی تو تهران حدود ۵ تا ۱۰ میلیارد تومن میشه. حالا با درآمد ۵۰ ۶۰ تومنی به عنوان مسئول فنی یه داروخونه حتی اگه هر ماه کل درآمدت رو پسانداز کنی و فوتوسنتز کنی و یک ریال هم خرج نکنی بعد
8:33 از ۱۵ سال تقریباً میتونی یه داروخونه بزنی. یعنی اگر بخوای کاملاً تنهایی این مسیر رو بری کار خیلی سخت میشه. دو انتخاب واقعی پیش روت قرار داری یا یه سرمایهگذار پیدا کنی کسی که سرمایه رو تأمین کنه و تو مسئولیت فنی و مدیریت داروخونه رو به عهده بگیری یا اینکه به مرور سهم یه داروخونه فعال رو بخری داروخونهای که مشتریهای خودش رو داره و ریسکش از تأسیس یه داروخونه جدید کمتره در نهایت تصمیم میگیری سراغ گزینه دوم بری بعد از مدتی جستجو یه داروخونه توی یکی از محلههای متوسط تهران پیدا میکنی صاحبش یه داروسازه که به بازنشستگی نزدیک شده و میخواد کمکم از کار کنار بکشه. سطح ۶ مشارکت ۳۲ سالته ۴ سال گذشته و کلی پول پسانداز کردی با مالک قبلی توافق میکنی.
9:21 ۲۰ سهم داروخونه رو با پسانداز و کمک خانواده که حدود ۲و س۳ میلیارد تومن شده رو میخری و به عنوان مسئول فنی هم شروع میکنی کار کردن. باوی سهم رو قراره طی ۵، ۶ سال از سود سهم خودت کمکم بخری. حالا درآمدت از دو جا میاد. حقوق مسئول فنی حدود ۵۰ میلیون در ماه و سهم ۲۰ دید از سود داروخونه حدود ۶۰ میلیون روی کاغذ میشه نزدیک ۱۱۰ میلیون تومن در ماه این مدل برخلاف تأسیس از صفر از همون روز اول یه داروخونه با مشتری ثابت و قرارداد بیمه فعال بهت میده ولی چالشهای مالی خودشو هم داره که تازه از نزدیک میبینی. شرکتهای پخش دارو ماههای اول همکاری با داروخونه رو معمولاً به صورت نقدی حساب میکنن.
10:06 تازه بعد از چند ماه سابقه کار خوب فروش اعتباری و چکی رو شروع میکنند. این یعنی نقدینگی گردشی داروخونه همیشه باید کافی باشه تا این فاصله رو پر کنه. مشکل بزرگتر بیمههاست. اگه داروخونه با بیمه تأمین اجتماعی و بیمه سلامت قرارداد داشته باشه بازگشت پول نسخهها معمولاً بین ۴ تا ۶ ماه طول میکشه. این یعنی همیشه باید یه پشتبانه مالی جدا برای این بازه زمانی کنار گذاشته باشی وگرنه با وجود فروش خوب ممکنه نتونی خرید بعدی رو انجام بدی. سال اول مشارکت همین اتفاق میفته. حدود ۱۵۰ میلیون از پول داروخونه هنوز از طرف بیمه پرداخت نشده ولی با نقدینگی که کنار گذاشته بودی از پسش برمیایی. سطح هفت مالک اکثریت تو ۳۸ سالته. طب توافق اولیه حالا
10:54 ۱۰۰ سهم داروخونه مال توئه. مالک قبلی بازنشست شده و فقط به عنوان مشاور گاه بهگاه میاد پیشت. داروخونه بزرگتر شده. د تا تکنیسین استخدام کردی. علاوه بر دارو، بخش اقلام بهداشتی، آرایشی و مکملها رو هم توسعه دادی. این بخش پول نقد میاره. گردش مالی ماهانه به حدود ۲ میلیارد رسیده ولی فقط حدود ۱۵ تا ۲۵ش سوده. چون فروش با سود فرق داره. داروخونت ماهانه میلیاردها تومن فروش داره ولی بخش زیادی از اون دوباره صرف خرید دارو میشه. پس سود ناخالصش میشه تقریباً ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومن که بعد از هزینههایی مثل حقوق پرسنل، بیمه و مالیات چیزی بین ۲۰۰ تا ۴۰۰
11:40 میلیون دست خودتو میگیره. یهو به خودت میای و میبینی همون کسی که تو ۱۶ سالگی فقط میدونست از خون و جراحی خوشش نمیاد، الان صاحب یه داروخونه تو تهرانه. مسیرش یه شبه نبود. ۶ سال درس، ۲ سال طرح، سالها مسئول فنی داروخونه یکی دیگه بودن و پسانداز کردن و صبر کردن. ولی قدم به قدم از یه دانشآموز مرد به یه مالک تبدیل شدی.