0:00 ۱۵ سالته. رشته تجربی رو انتخاب میکنی فقط چون بهت گفتن آینده داره. ۲۶ سال بعد مطبت شلوغه، نوبتات پره و اسمت برای خیلیها آشناست. از بیرون همه اسم اینو موفقیت میذارن اما بین این دو لحظه فقط یک مدرک پزشکی نیست. سالها و فرصتهاییه که از دست میدی و درآمدی که خیلی دیرتر از چیزی که فکر میکنی شروع میشه. این مسیر پزشک شدن در ایرانه. از دبیرستان تا ساختن یک مطب و هزینه واقعی رسیدن به جایگاهی که خیلیها فقط نتیجهشو میبینن. مرحله یک دانشآموز تجربی. تو ۱۵ سالهای و رشته تجربی رو انتخاب کردی. اولین انتخاب جدی زندگیت. برنامه هفتگیت بیشتر شبیه برنامه یک کارمند بیمارستانه. زیست، شیمی، فیزیک،
0:47 ریاضی. هر روز تا شب مامانت میگه دکتر شو، بابات میگه دکتر شو. معلم زیستت نگاهت میکنه و میگه استعداد داری ولی هیچکدوم نمیگن چند نفر واقعاً قبول میشن. هر سال بیشتر از ۴۰۰ ه۰۰ نفر توی گروه تجربی شرکت میکنن. حالا ظرفیت پزشکی چقدره؟ کل ظرفیت پزشکی کشور حدود ۱۳ هزار نفره. یعنی از هر ۱۰۰ نفری که کنکور تجربی میده کمتر از ۳ نفر وارد پزشکی میشه. یه بازی کاملاً سخت. برای قبولی پزشکی تهران و شهید بههشتی توی منطقه یک باید رتبت زیر ۶۰۰ باشه. منطقه ۲ و ۳ معمولاً زیر ۱۵۰ برای پزشکی دانشگاههای متوسط هم معمولاً تا ۲۵۰۰ شانس داری دیگه کارت میشه درس خوندن بعد از مدرسه هم میشینی پای درس دوره میبینی
1:34 تست میزنی روزی ۶ ۷ ساعت بعضی روزا هم سرت تو گوشیه و چیزی نمیخونی نزدیکهای کنکور استرست شروع میشه فکر میکنی هیچی بلد نیستی سال اول کنکور میدی قبول نمیشی رتبت ۳۸۰۰ رتبه خوبیه ولی نه برای پزشکی نه تهران شد نه شهرستان نه چون بیستعدادی چون این بازی از اول سخت طراحی شده برمیگردی کلاس دوباره میخونی دوباره میجنگی سال دوم پای همون میز میشینی و این بار رتبتت ۱۲۰۰ میشه قبول شدی گوشیت زنگ میخوره مامانت گریه میکنه تو هم ذوق میکنی ولی هنوز نمیدونی این فقط مرحله اول مسیر پزشکیه مرحله ۲ دانشجوی پزشکی ۱۹ سالهای و وارد دانشکده پزشکی شدی پزشکی
2:21 عمومی تو ایران حدود ۷ ساله میدونم خیلی طولانیه ۲ سال اول اسمش علوم پایه است بیوشیمی آناتومی فیزیولوژی ترکیبی از سختترین چیزهایی که تو عمرت خوندی صبحها کلاس بعد از ظهر آزمایشگاه یکی از دوستات آناتومی رو میمونه یکی دیگه به خاطر فشار درس یه ترم مرخصی میگیره تو هم هر شب تا یکی دو نصف شب درس میخونی و با کافئین قهوه زندهای بعد از این ۲ سال میرسی به امتحان جامع علوم پایه اگه قبول نشی باید دوباره بدی. بعضیها چند بار میدن. امتحانو میگم. بعد از قبولی سال سومته که وارد فیزیوپاتولوژی میشی. دورهای که کمکم میفهمی مریضها چرا مریض میشن. از اینکه قلب چطوری از کار میفته تا اینکه کبد چطور نابود میشه. یه جورایی میفهمی
3:07 زندگیت چقدر ظریفه. ۳ سال آخر بالینیه. میری توی بیمارستان کارآموزی بعدشم کارورزی لباس سفید میپوشی اما هنوز دانشجویی. رزیدنتها رئیسهای واقعین. تو هم شاگردی هستی که هر کاری میدن میکنی. ساعت کاری مشخص نیست. اگه مریض بستری باشه میمونی. اگه نصف شب کد بخوره میری. دریافتی تقریباً هیچی. خرجت با خانوادهست. وقتی از استاژری رد میشی معمولاً ۲۳ تا ۲۴ سالته و هنوز یک ریال هم از پزشکی درنیاوردی. مرحله سه اینترنی. تو الان ۲۴ سالته و داری به آخر مسیر پزشکی عمومی نزدیک میشی. هنوز مطب نمیتونی بزنی. هنوز مستقل نیستی اما بالاخره درسا تموم میشه و
3:53 میرسی به اینترنی یا همون کارورزی دورهای که مسئولیتهات واقعیتر و شیفتها جدیتر میشن. شیفتهای ۲۴ ساعته اذیتت میکنن. بعضی وقتا هم مجبوری ۲۶ ساعت بمونی. روی تخت کنار بخش چرت میزنی. ۳ صبح یک مریض اورژانسی میاد. تو همراه رزیدنت میایستی و سعی میکنی هم یاد بگیری هم وحشت نکنی. حقوق اینترنی برای مجردا ماهی ۱۹ تومنه و برای متهلا ماهی ۱۲ ۱۳ تومن ولی حداقل حقوق کارگر ۱۵ تومنه یعنی همچنان فهمیدی ته ماجرا چیه یه سال و نیم اینجوری زندگی میکنی یه شب یه مریض از دست میره نه به خاطر تو به خاطر اینکه بعضیا دیر میرسن بیمارستان ولی اون شب برای همیشه تو ذهنت هک میشه اگه درسات رو
4:40 رد کنی یا آزمونها عقب بیفته این یک سال و نیم ممکنه طولانی تر هم بشه. اینترنی که تموم بشه بالاخره مدرک پزشکی عمومی رو میگیری. شناسنامه میگه ۲۶ سالته ولی خودت حس میکنی ۴۰ سال گذشته. مرحله ۴ طرح. اولین ماههای واقعی کار. الان حدود ۲۶ سالته و تازه مدرک پزشکی عمومیت رو گرفتی ولی هنوز نمیتونی مطب بزنی. باید بری طرح. طرح طرح یعنی وزارت بهداشت تصمیم میگیره کجا بری. شاید تهران شاید یه شهر کوچیک تو سیستان و بلوچستان. شاید هم یه روستا تو خراسان و حق انتخاب نداری. یعنی رسماً میگن همینی که هست. طرح معمولاً ۲ ساله. حالا حقوقت چقدره؟ تو شهرهای معمولی تا ۴۵ میلیون. تو مناطق محروم هم ۷۰
5:27 میلیون. بعضی شیفتها هم ساعتی حساب میشن. مثلاً یه شیفت ۶ ساعته ممکنه بین ۹۰۰ هزار تا ۱.۵ میلیون برات بیاره. این بیشترین پولیه که تا الان از پزشکی درمیاری و راستش حسش با تمام سختیهاش میچسبه. راستی چیزی که هیچکس روز کنکور بهت نگفت اینه که حدود ۴ تا ۵ هزار پزشک عمومی تو ایران شغل پایدار ندارن و طبق گزارشهای ۱۴۰۴ بالای نصف پزشکان عمومی درآمد کافی ندارن و مجبور میشن چند کار کنن. هیچکس اینا رو اول راه بهت نگفت ولی الان که داخلش افتادی میفهمی. مرحله ۵ تصمیم بزرگ. طرح که تموم میشه برمیگردی شهر. الان حدود ۲۸
6:13 سالته. از ۱۵ سالگیت که تجربی برداشتی ۱۳ سال از عمرت پای این مسیر رفته و بالاخره پزشک عمومی هستی. حالا سؤال بزرگ اینه چیکار میخوای بکنی؟ گزینه اول اینه که پزشک عمومی بمونی و مطب بزنی. حالا هزینههاش چطوریه؟ برای رهن و تجهیزات اولیه تقریباً ۴۰۰ تا ۷۰۰ میلیون لازم داری. بعدش هم برای اجاره، بیمه، منشی و خرجهای دیگه ماهی ۶۰ تا ۱۳۰ میلیون هزینه داری. یعنی قبل از اینکه حتی اولین مریض رو ببینی باید حداقل ۴۶۰ تا ۸۳۰ میلیون سرمایه کنار بذاری. حالا اگه مطب رو راه بندازی، تعرفه ویزیت هم اینطوریه که اگه روزی حدود ۲۰ تا مریض ببینی، درآمد ماهانت
6:59 میشه تقریباً ۲۲۰ میلیون که بعد از هزینهها تقریباً ۱۱۰ میلیون برات میمونه که واقعاً عدد خوبیه. گزینه دوم: رفتن به بیمارستان دولتی با دردسر کمتر و حقوق ثابت که با شیفت و شب کاری شاید به ۶۰ تا ۵۰ تومن برسه ولی پیشرفت و رشدی در کار نیست. گزینه سوم رفتن به کلینیک زیبایی تو این سالا بازار زیبایی حسابی داغه یه پزشک عمومی ماهر تو تزریکها لیزر فیلر و بوتاکس میتونه ۱۵۰ تا ۳۵۰ میلیون هم دربیاره بعضیا هم بیشتر ولی میدونی اینجا دیگه پزشکی کلاسیک نیست خودت میدونی منظورم چیه گزینه چهارم امتحان تخصص این
7:45 یعنی دوباره نشستن پشت میز درس ۴ تا ۵ سال رزیدنتی شیفت، امتحان و زندگی سخت. اما مسیر بیشتر پزشکها همین جاست. بیشتر پزشکان عمومی بالاخره میرن سمت تخصص چون آینده مالی و موقعیت کاریش پایدارتره. در نهایت ۲۸ سالته و تصمیم میگیری بری سراغ آزمون دستیاری. رقابتش سنگینه. برای رشتههای خفن مثل جراحی، ارتوپدی، پوست یا چشم باید واقعاً رتبت تو تاپها باشه. میزنی به دل درس خوندن و همون بار اول قبول میشی. حالا ۲۹ سالته. وارد رزیدنتی یا همون تخصص میشی. ۴ تا ۵ سال طول میکشه. از اینجا به بعد اسم رسمیت دستیاره. حقوق دستیار ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۵
8:34 واقعیش اینه. ماهی ۱۷ تا ۲۵ میلیون بسته به سال رزیدنتی و رشته. بله. با این حجم کار حقوقش همینه. شبها کشیک داری صبحها اتاق عمل اسرها درمونگاه. یه وقتایی ۴ روزه درست نخوابیدی. یه همرزیدنتت میاد میگه من جدی دارم به ول کردن فکر میکنم. میدونی چی میگه؟ چون خودت هم بعضی شبها همین فکر از ذهنت رد شده ولی ادامه میدی. زیر نظر استادا جراحی میکنی. اشتباه میکنی اصلاح میشی یاد میگیری. یه بار تو اتاق عمل یه اشتباه کوچیک میکنی استادت همون لحظه نجاتت میده. یه نفس راحت میکشی و دوباره ادامه میدی. چند وقته همسرتو درست ندیدی. رزیدنتی همینطوریه. بعضیا طاقت نمیارن طلاق بین رزیدنتها کم نیست
9:20 رسمی اعلام نمیکنن ولی همه میدونن سالها میگذره و میرسی به امتحان برد قبول میشی حالا روپوش سفید تنته و جلو اسمت نوشته دکتر متخصص ۳۴ سالته و برای اولین بار حس میکنی واقعاً رسیدی به اون چیزی که از بچگی دنبالش بودی مرحله هفت متخصص تازهکار مدرک تخصص گرفتی ولی هنوز آزادی کامل نداری و دوباره باید بری طرح ممکنه بندازنت یه شهر دیگه شاید کوچیکتر شاید دورتر ۲ سالم میری طرح تخصص حقوقت تو مناطق عادی ۴۵ تا ۸۰ میلیون و تو مناطق محروم به ۷۰ تا ۱۲۰ میلیون هم ممکنه برسه تر که تموم شد ۳۶ سالته حالا میری توی بیمارستان دولتی استخدام میشی و توی
10:06 بیمارستان خصوصی هم شیفت میگیری صبح و شب تو بیمارستانا کار میکنی درآمدت الان مثبت ۱۵۰ میلیونه و بالاخره چند سال بعد یه مطب خصوصی میزنی. بعدش باید بیمار جمع کنی، اسم دربیاری، اعتماد بسازی. این پروسه ۳ تا ۶ سال طول میکشه. تو این مدت همه چی لذتبخش و البته کمی سخته. مرحله ۸ متخصص جافتاده. الان ۴۱ سالته. کمکم اسمت شناخته شده است. نوبتهای متبت بعضی وقتها تا یک یا ۲ ماه جلوتر پره. درآمدت بعضی ماهها به ۳۰۰، ۴۰۰ میلیون هم میرسه. بالاخره به چیزی که میخواستی رسیدی اما یه لحظه برگرد عقب ببین چند سال طول کشید تا به اینجا برسی از وقتی ۱۵ ساله بودی و رشته تجربی رو انتخاب کردی تا
10:53 الان حدود ۲۳ سال گذشته تو همین مدت یکی از دوستات که مهندسی خوند از ۲۳ سالگی حقوق میگرفت یکی دیگه اصلاً از ایران رفت یه روز تو لینگدین دیدی عکس گذاشته از یه کنفرانس علمی توی انگلیس اما تو مسیر طولانی پزشکی رو ادامه دادی مرحله ۹ فوق تخصص بعضیا انگار هنوز به آخر مسیر نرسیدن. بعد تخصص فوق تخصص میخونن. ۴۱ سالگی یهو تصمیم میگیری فوق متخصص بشی. یعنی برسی به قلههای تزشکی. ۲ تا ۳ سال طول میکشه. درآمدت هم دیگه میرسه به قله اما مسئولیت و فشار کاریت هم چند برابر میشه. فوق تخصصت هم میگیری دیگه رسیدی به تهش. حالا فرض کن ۴۴ سالته. ۷ سال پزشکی خوندی. ۲ سال طرح رفتی ۴ یا ۵ سال رزیدنتی
11:40 گذروندی. چند سال هم طول کشید تا متبت جا بیفته. در مجموع چیزی حدود ۲۶ سال از زندگیت در این مسیر گذشته. الان کمردرد داری چشماتم ضعیف شده. یکی از دوستایی که پزشکیو ادامه نداد الان خونهشو فروخته و میخواد به کانادا مهاجرت کنه. یکی از همکارات که متخصص قلبه داره میره امارات میگه اونجا ماهی ۱۸ ۰۰۰ دلار درآمد داره. گاهی هم به تو میگهاگر خواستی میتونیم با هم بریم. اما تو هنوز اینجایی. مطبتو دوست داری. بیماراتو میشناسی. یک پیرمرد دیابتی که هر ماه میاد و درباره نوهش حرف میزنه. یک خانمی که سرطانشو تو زود تشخیص دادی و هنوز بعد از ۴ سال زندهست. بعضی چیزا رو نمیشه با دلار حساب کرد اما شبهایی هم هست که تنها میمونی و یه سؤال تو سرت میچرخه. اگر دوباره ۱۵ ساله
12:28 میشدم باز هم همین مسیرو انتخاب میکردم؟ جوابشو نمیدونی. راستشو بخوای خیلیها نمیدونن. چون حتی یک شغل رویایی هم آخرش فقط یه شغله.