زندگی مردم کره شمالی زیر نظر ترسناکترین دیکتاتور دنیا

SickoPick www.youtube.com

خلاصه

این ویدیو به بررسی زندگی روزمره در کره شمالی، یکی از ترسناک‌ترین دیکتاتوری‌های جهان، می‌پردازد. با بررسی داستان‌های تکان‌دهنده از اردوگاه‌های کار اجباری، قحطی‌های گسترده، و کنترل شدید دولت بر تمام جنبه‌های زندگی مردم، این ویدیو نشان می‌دهد که چگونه حکومت کیم جونگ اون با استفاده از ترس، تبلیغات، و سیستم طبقاتی، قدرت خود را حفظ کرده است. با این حال، نشانه‌هایی از تغییر و مقاومت در حال ظهور است، از جمله رشد بازارهای سیاه و نفوذ رسانه‌های خارجی، که امید به آینده‌ای بهتر را زنده نگه می‌دارد.

  • داستان شین دونگ هیوک و زندگی در اردوگاه کار اجباری
  • قحطی‌های دهه 90 و فروپاشی اقتصادی
  • کنترل شدید دولت بر زندگی شخصی و آزادی‌های فردی
  • سیستم طبقاتی سنگ بون و کار اجباری
  • نشانه‌های مقاومت و تغییر در جامعه کره شمالی

مقدمه: کیم جونگ اون و اردوگاه شماره ۱۴

این بخش با معرفی شین دونگ هیوک، متولد و بزرگ شده در اردوگاه کار اجباری شماره ۱۴ کره شمالی، آغاز می‌شود. دولت کره شمالی به قانون "جرم خانوادگی" اعتقاد دارد، که بر اساس آن، اگر یک فرد مرتکب جرم سیاسی شود، کل خانواده‌اش مجازات می‌شوند. شین به دلیل جرم سیاسی خانواده‌اش در زندان بزرگ شد و دوران کودکی وحشتناکی را در شرایط سخت و با غذای ناچیز گذراند. او در ۱۳ سالگی به نگهبانان خبر داد که مادر و برادرش قصد فرار دارند، که منجر به اعدام آن‌ها در مقابل چشمانش شد. شین در سال ۲۰۰۵ از اردوگاه فرار کرد و داستان زندگی‌اش را برای جهانیان بازگو کرد و به یکی از فعالان حقوق بشر تبدیل شد.

زندگی روزمره در کره شمالی

این بخش به بررسی زندگی روزمره مردم عادی در کره شمالی می‌پردازد. کره شمالی با جمعیتی حدود ۲۵ میلیون نفر، در شب تاریک است، در حالی که کشورهای همسایه مانند چین و کره جنوبی نورانی هستند. در دوره قحطی بین سال‌های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۸، بین ۵۰۰ هزار تا ۲ میلیون نفر از گرسنگی جان باختند. با این حال، کره شمالی همیشه اینطور نبوده است؛ در دهه ۱۹۸۰، این کشور از کره جنوبی موفق‌تر بود و مردم از خدمات رایگان بهره‌مند بودند.

فروپاشی اقتصادی و قحطی

مشکلات کره شمالی از دهه ۱۹۹۰ و با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد. شوروی سابق به کره شمالی نفت و غذا با قیمت پایین می‌داد، اما با فروپاشی آن، این حمایت از بین رفت و اقتصاد کره شمالی سقوط کرد. آمریکا پیشنهاد کمک به کره شمالی را داد، اما به شرط توقف برنامه تسلیحات هسته‌ای، که کره شمالی نپذیرفت. در سال ۱۹۹۵، سیل سنگینی در کره شمالی رخ داد و دولت حاضر نشد برای کمک به مردم خود مصالحه کند.

پایتخت پیونگ یانگ و دیکتاتوری تمامیت‌خواه

دولت کره شمالی برای نشان دادن پیونگ یانگ به عنوان الگوی سوسیالیسم پایدار، گرسنه‌ها و بی‌خانمان‌ها را از شهر بیرون کرد. در مناطق روستایی، مردم از شدت گرسنگی جان خود را از دست می‌دادند. خانواده‌ها مجبور بودند سالمندان خود را رها کنند تا نسل جوان‌تر بتواند زنده بماند. کره شمالی تحت سلطه یک حکومت تمامیت‌خواه قرار داشت. پس از جنگ جهانی دوم، کره به دو بخش تقسیم شد: شمال تحت نفوذ شوروی و جنوب تحت نظر آمریکا. کیم ایل سونگ، یک چریک که علیه اشغال ژاپن جنگیده بود، اولین رهبر کره شمالی شد و از آن زمان، این خانواده در این کشور حکومت کرده‌اند.

کنترل دولت بر زندگی شخصی

دولت کره شمالی تمام جنبه‌های زندگی شخصی مردم را تحت کنترل دارد، از جمله محل زندگی، شغل، تحصیلات، برنامه‌های تلویزیونی، اینترنت، سفرها و مدل موها. آموزش و پرورش در کره شمالی رایگان است، اما آموزش واقعی وجود ندارد و معلمان فقط در صورت دریافت رشوه به دانش‌آموزان توجه می‌کنند. پس از دانشگاه، مردان باید به خدمت سربازی بروند که ممکن است تا ۱۰ سال طول بکشد.

انتخابات و پلیس مد

کره شمالی هر ۵ سال یک بار انتخابات مجلس برگزار می‌کند، اما برای هر کرسی فقط یک نامزد از حزب کارگران حاکم اجازه رقابت دارد. اگر کسی بخواهد رأی مخالف بدهد، به عنوان خائن شناخته می‌شود. حکومت از این انتخابات به عنوان یک سرشماری غیررسمی استفاده می‌کند تا جمعیت را زیر نظر بگیرد و کنترل کند. حتی نوع لباس پوشیدن و مدل موهای مردم نیز توسط حکومت تعیین می‌شود و پلیس مد بر اجرای این قوانین نظارت می‌کند.

محدودیت‌های سفر و سرگرمی

مردم کره شمالی اجازه ندارند آزادانه از یک بخش کشور به بخش دیگر سفر کنند و برای هر سفر داخلی باید از دولت اجازه بگیرند. سفر خارجی نیاز به تأیید رسمی حکومت دارد و در صورت عدم مجوز، فرد به عنوان خائن شناخته می‌شود و با مجازات‌های سنگینی مواجه می‌شود. هیچ فیلم خارجی در کره شمالی اکران نمی‌شود و تلویزیون و رادیو توسط حکومت اداره می‌شوند و در خدمت تبلیغات حکومت هستند.

اینترنت و دین

دسترسی به اینترنت در کره شمالی فوق‌العاده محدود است و برای استفاده از آن باید از دولت مجوز گرفت. دولت یک اینترنت داخلی برای مردم عادی درست کرده است که تحت کنترل کامل حکومت است. کره شمالی رسماً یک کشور بی‌خداست و مردم هیچ آزادی برای انجام مراسم دینی یا تبلیغ دین ندارند و در صورت انجام این کار، مجازاتشان مرگ است. خانواده کیم تقریباً جای دین را گرفته‌اند و مردم کیم ایل سونگ و کیم جونگ ایل را مانند خدا می‌پرستند.

وضعیت اقتصادی و طبقات اجتماعی

وضعیت اقتصادی مردم عادی در کره شمالی بسیار بد است و بسیاری از مردم حتی پول دو وعده غذای ساده را ندارند. مردان در شغل‌هایی که دولت به آن‌ها واگذار کرده کار می‌کنند و حقوق بسیار کمی دریافت می‌کنند. زنان متأهل در بازارهای محلی (جانگ مادانگ) کار می‌کنند تا خرج زندگی را درآورند. مردم بر اساس وفاداری سیاسی به سه دسته تقسیم می‌شوند: هسته‌ای‌ها (وفاداران)، مرددها (مشکوکان) و دشمن‌ها (مخالفان).

کار اجباری و اردوگاه‌های سیاسی

کار اجباری یکی از مشکلات بزرگ مردم کره شمالی است و اقتصاد کشور بر روی کار اجباری می‌چرخد. زندانیان اردوگاه‌ها مجبور به کار روزانه ۱۲ تا ۱۸ ساعت هستند و در شرایط بسیار سختی زندگی می‌کنند. در کره شمالی، مفهوم "گناه خانوادگی" اجرا می‌شود و اگر یک فرد جرم سیاسی مرتکب شود، کل خانواده‌اش به اردوگاه فرستاده می‌شوند.

پلیس مخفی و عوامل بقای دیکتاتوری

پلیس مخفی کره شمالی بدترین دشمن مردم این کشور است و مسئول نقض حقوق بشر، از جمله ناپدید کردن مردم و شکنجه آن‌ها در اردوگاه‌های سیاسی است. این سازمان مخوف با استفاده از جاسوس‌ها و خبرچین‌ها، مردم را تحت نظر دارد و بذر بی‌اعتمادی را بین آن‌ها می‌کارد. سه دلیل اصلی برای بقای این دیکتاتوری وجود دارد: خشونت، سیستم طبقاتی سنگ بون، و تبلیغات تمام‌نشدنی.

نشانه‌های تغییر و امید به آینده

با وجود کنترل شدید دولت، نشانه‌هایی از تغییر و مقاومت در حال ظهور است. رشد بازارهای سیاه (جانگ مادانگ) و نفوذ رسانه‌های خارجی باعث شده است که مردم با واقعیت‌های جهان بیرون آشنا شوند و به تبلیغات دروغین حکومت شک کنند. این تغییرات امید به آینده‌ای بهتر را در کره شمالی زنده نگه می‌دارد.

Summarize any YouTube video in seconds

Get summaries like this one for any video, in your language, with the free Summ app.

Download on the Apple Store
Get it on Google Play

Transcript

YouTube Transcript Generator

0:00 کیم جونگ اون ترسناک‌ترین دیکتاتور دنیا چطور کشورشو اداره می‌کنه؟ سال ۱۹۸۱ زن واردا رو در یکی از اردوگاه‌های سیاسی کره شمالی به اسم اردوگاه شماره ۱۴ زندانی کردن. اون زن بچهشو توی زندان به دنیا آورد و اسمشو گذاشت شیندونگ هیوک. این پسر در همون زندان بزرگ شد. دولت کره شمالی به قانون جرم خانوادگی اعتقاد داره. یعنی اگر یکی مرتکب جرم سیاسی بشه کل خانواده‌ش میفتن زندان. مجازات اشتباه یک نفر باید تا سه نسل بعدی ادامه پیدا کنه. یعنی اگه پدر بزرگ کسی کاری کرده باشه نواشم ممکنه زندانی بشه. برای همین بود که شینگ دونگ

0:45 هیوک تو زندان بزرگ شد چون دولت معتقد بود خونش آلوده شده. دوران کودکیشو تحت شرایط وحشتناکی گذروند. فقط یه مقدار کمی فرنی ذرت برای خوردن بهش می‌دادن. برای زنده موندن مجبور بود علف و موش بخوره. در اون اردوگاه حدود ۲۰ هزار زندانی بودن و قانون هم خیلی ساده بود. اگه سعی کنی فرار کنی با گلوله می‌زننت. اگه بفهمی کسی قصد فرار داره و گزارش ندی اعدام میشی. یه روز وقتی شین ۱۳ سالش بود به صورت تصادفی شنید که مادر و برادرش دارن نقشه فرار می‌کشن. خودش درست متوجه ماجرا نشد. فقط یه بچه گرسنه بود. برای همین به نگهبانا خبر داد به امید اینکه یه غذای اضافه‌گیرش بیاد. ۷

1:32 ماه بعد همه زندانی‌ها رو توی حیات جمع کردن. شینو آوردن جلوی صف. جلوی چشمش مادرش رو دار زدن و برادرشو تیربارون کردن. شین مجبور بود همه چیزو با چشمای خودش تماشا کنه. بعد از اون ۶ ماه تمام بی‌رحمانه شکنجه شد. سال ۲۰۵ وقتی شین ۲۳ سالش بود سعی کرد از اردوگاه فرار کنه. شانس باهاش یار بود. از دست نگهبان‌ها دررفت. تونست از کره شمالی فرار کنه و خودشو به چین برسونه. از اونجا رفت به کره جنوبی. اینطوری بود که کل دنیا با داستان زندگیش آشنا شدن. بعدها شین تبدیل شد به یکی از فعالان حقوق بشر. صدای اعتراضش حتی به سازمان ملل هم رسید و یک کتاب معروف

2:20 درباره زندگیش نوشته شد. فرار از اردوگاه ۱۴ توی انجیل نوشته شده که بهشت و جهنم وجود داره. هر آدم‌ها در جهنم باید بین شعله‌های آتش زندگی کنن. اردوگاه درست مثل همون جهنم بود. با توجه به روایت‌هایی که از آدم‌هایی مثل شین شنیدیم، بیایید ببینیم زندگی روزمره مردم عادی توی کره شمالی زیر سلطه ترسناک‌ترین دیکتاتوری دنیا چه شکلیه؟ جمعیت کره شمالی حدود ۲۵ میلیون نفره. روی نقشه جهان درست بالای کشور کره جنوبی می‌تونی پیداش کنی. از سمت غرب با کشور غولپیکری مثل چین هم مرزه. اگه تصاویر ماهواره شبه جزیره کره رو در شب نگاه کنی یه چیز عجیب می‌بینی. چین و

3:07 کره جنوبی نورانین ولی بین این دو تا یه تاریکی مطلقه. اون بخش تاریک اسم رسمیش هست جمهوری دموکراتیک خلق کره همون کره شمالی. نکته جالب اینه که توی اسم این کشور کلمه دموکراتیک هم هست. همین نشون میده که صرفاً گذاشتن اسم دموکراتیک به معنی دموکراسی واقعی نیست. در کره شمالی مردم شب‌ها نمی‌تونن کتاب بخونن، نمی‌تونن تلویزیون تماشا کنن. از ساعت ۷ شب می‌خوابن چون به زندگی در تاریکی عادت کردن. سال ۱۹۹۵ جمعیت قورباغه‌ها در کره شمالی کم شد. بعدها فهمیدن علتش این بوده که مردم از شدت گرسنگی برای غذا غورباغ‌ها رو شکار می‌کردن. دوره قهدی که بین سال‌های ۱۹۹۵

3:53 تا ۱۹۹۸ اتفاق افتاد یکی از بدترین فجایع انسانی بشر در تاریخ مدرن بود. آمار دقیق مرگ و میر هیچ‌وقت اعلام نشد ولی تخمیم می‌زنن بین ۵۰۰ هزار تا ۲ میلیون نفر از گرسنگی مردن. اما نکته جالبش اینجاست کره شمالی همیشه اینطور نبوده. زمانی بود که کره شمالی از کره جنوبی موفق‌تر به حساب میومد. سال ۱۹۸۰ تولید ناخالص داخلی سرانه کلاه شمالی از هند و چین بالاتر بود. مردم از خدمات درمانی، آموزش، مسکن، گرمایش و حمل و نقل رایگان بهرهمند بودند. بین سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ تولید ناخالص داخلی این کشور سالی حدود ۴.۵ رشد می‌کرد. اما

4:42 مشکلات از دهه ۹ میلادی شروع شد. وقتی اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید در مسکو چکش و داس برای آخرین بار به پایین کشیده شد و سلطه حزب کمونیسم شوروی به پایان رسید شوروی سابق به کره شمالی نفت و غذا با قیمت پایین می‌داد در نتیجه وقتی شوروی فروپاشید اون حمایتم از بین رفت و به همراهش ثبات اقتصادی کره شمالی هم نابود شد بعد از فروپشی اتحاد جماهیر شوروی اقتصاد کره شمالی به شکل فاجعه باری سقوط کرد. نیروگاه‌ها یکی یکی از کار افتادند. برق رفت و مردم از شدت گرسنگی یکی یکی می‌مردن. آمریکا اعلام آمادگی کرد تا به کره شمالی

5:29 کمک کنه ولی یه شرط گذاشت. اونم اینکه باید برنامه تسلیحات هسته‌ایشونو متوقف کنن. اما اونا حاضر به پذیرش این شرط نشدن. نتیجه‌ش این شد که نه تنها آمریکا بلکه بقیه کشورهای دنیا هم اونا رو منزوی کردن. در ماه آگوست سال ۱۹۹۵ یه سیل سنگینی به راه افتاد. کره شمالی نه پول نقد داشت نه اعتباری برای گرفتن وام. با این حال حاضر نشدن قدمی عقب بشینن یا با فروتنی برای کمک به مردم خودشون مصالحه کنن. هر سال وضعیت بدتر میشد و دولت کره شمالی بیشتر و بیشتر به پنهونکاری و سرپوش گذاشتن روی فاجعه دست می‌زد. پایتخت این کشور شهر پیونگ یانگه. برای

6:14 اینکه این شهررو به عنوان الگوی سوسیالیسم پایدار نشون بدن، رژیم حاکم همه گرسنه‌ها و بی‌خانمان‌ها رو از شهر بیرون کرده. کارمندان حزب حاکم که در پیونگانگ زندگی می‌کردن از همه امکانات برخوردار بودن ولی بیرون از شهر اوضاع فاجعه بار بود. مردم تو مناطق روستایی از شدت گرسنگی جون خودشونو از دست می‌دادن. آندرو ناسیوس در کتاب خودش به عنوان قهطی بزرگ کره شمالی نوشته که خونواده‌های کره‌ای مجبور بودن برای زنده موندن خودشون سالمندان خونواده رو به حال خودشون رها کنن تا از گرسنگی بمیرن تا بلکه نسل جوون‌تر بتونه غذا گیر بیاره و زنده بمونه. خیلی از پدربزرگا و مادربزرگا خودشون تصمیم می‌گرفتن گرسنه بمونن فقط برای اینکه بچه‌هاشون بتونن

7:02 زنده بمونن. این تراژدی وقتی در حال اتفاق بود که کره شمالی تحت سلطه شدیدترین نوع دیکتاتوری یعنی یک حکومت تمامیتخواه بود. وقتی آمریکا بریتانیا و شوروی در جنگ جهانی دوم کشورایی مثل ژاپن و آلمانو شکست دادن اشغال شبه جزیره کره توسط ژاپن هم تموم شد. بعد آمریکا و شوروی تصمیم گرفتن کشور بین خودشون تقسیم کنن. شمال تحت نفوذ شوروی قرار گرفت و جنوبش رفت زیر نظر آمریکا. دقیقاً همین سناریوها هم برای آلمان اتفاق افتاد. بعد از شکست هیتلر آلمان به دو بخش تقسیم شد. آلمان شرقی تحت نفوذ شوروی بود و آلمان غربی زیر سلطه آمریکا. به همین ترتیب کره شمالی تحت تأثیر ایدئولوژی شوروی قرار گرفت و شد یه

7:48 کشور کمونیستی. همون زمان یه چریک به اسم کیم ایلسون که علیه اشغال ژاپن جنگیده بود اولین رهبر اعظم این کشور شد. از اون موقع تا الان فقط همین خونواده در کره شمالی حکومت کرده. امروزه نوه کیم ایلسونگ یعنی کیم جونگ اون رهبر اعظم و دیکتاتور این کشوره. اما اینکه بگیم کره شمالی فقط یه دیکتاتوری کمونیستیه چندان درست نیست. این یه دیکتاتوری خانوادگیه. هر کاری که دولت انجام میده فقط برای حفظ قدرت خانواده کیم‌هاست. دولت سعی می‌کنه تمام جنبه‌های زندگی شخصی مردمو تحت کنترل خودش دربیاره. اینکه چه کسی کجا زندگی کنه، چه کاری انجام بده، کجا درس بخونه، همه چیزو دولت تعیین

8:33 می‌کنه. حتی چیزایی مثل برنامه‌های تلویزیونی، اینترنت، سفرها و مدل موها هم تحت کنترل کامل حکومته. این کنترل از همون بچگی و از دوران مدرسه شروع میشه. آموزش و پرورش در کره شمالی رایگانه و رفتن به دبیرستان هم اجباریه. اگه کسی نره مجازات میشه ولی مشکل اینه که توی مدرسه آموزش واقعی وجود نداره. معلما فقط وقتی به بچه‌ها توجه می‌کنن که بتونن رشوه بگیرن. برای همین خونواده‌هایی که وضع مالی بهتری دارن معمولاً توی خونه معلم خصوصی استخدام می‌کنن. زندگی در پیونگ یانگ خودش یه امتیازه. حالا اگه بچه‌هات بتونن تو یکی از مؤسسه‌ها درس بخونن دیگه یه امتیاز خیلی بزرگتر محسوب میشه. ویدیوهای واقعی خیلی کمی از مدرسه‌های کره شمالی وجود

9:21 داره. همانایی هم که هست همشون توسط خود دولت ساخته شده و فقط مدارس سطح بالاییو نشون میده که می‌خوان به دنیا به جای مثبتی نشون بدن. بعد از مدرسه قبولی در دانشگاه تا حد زیادی بستگی به پیشینه خونوادگی دانش‌آموز و میزان رشوه داره. بعد از دانشگاه هم مردها باید برن خدمت سربازی که این خدمت ممکنه تا ۱۰ سال طول بکشه. اگه بخوایم درباره سیستم سیاسی کشور حرف بزنیم با وجود اینکه حکومت دیکتاتوریه کره شمالی هر ۵ سال یک بار انتخابات مجلس برگزار می‌کنه ولی یه نکته وجود داره برای هر کرسی فقط یه نامزد از حزب کارگران حاکم اجازه رقابت داره. اگه کسی بخواد رأی مخالف بده به عنوان خائن شناخته میشه. ممکنه مأموران پلیس مخفی بریزن در خونت و

10:07 خودت و خونوادهتو به سزای عملت برسونن. اما این پلیس مخفی دقیقاً چیه؟ در ادامه ویدیو دربارش حرف می‌زنیم. همین باعث شده که درصد مشارکت در رأی‌گیری توی کره شمالی همیشه بالای ۹۹.۹ باشه. یعنی تقریباً همه رأی میدن. حکومت از این انتخابات به عنوان یه سرشماری غیررسمی استفاده می‌کنه تا جمعیتو زیر نظر بگیره و کنترل کنه. در کره شمالی حتی نوع لباس پوشیدن مردم و مدل موهاشونم حکومت تعیین می‌کنه. یه لیست رسمی از مدل موهای مجاز وجود داره. فعلاً فقط ۱۵ مدل برای مردها و ۱۵ مدل برای زن‌ها تأیید شده. این یه عکس مربوط به یه مقاله خبری در سال ۲۰۱۷ه که توش مدل موهای مجاز برای مردها

10:54 رو نشون میده. اگه بخوای توی کره شمالی موهاتو کوتاه کنی باید یکی از همین مدلا رو انتخاب کنی. نکته جالب اینه که مدل موی خود کیم جونگ اون اصلاً توی این لیست نیست چون هیچ‌کس اجازه نداره موهاشو مثل اون کوتاه کنه. حتی ایناکی هم که اون می‌زنه بقیه اجازه ندارن بزنن. مردم کره شمالی حتی اجازه ندارن موهاشونو رنگ کنن. این کار هم ممنوعه. در مورد لباس شلوار جین آبی شلوارهای پاره یا جذب هم ممنوعه. لباسی مارکدار هم همینطور چون به نظر دولت اینا مظاهر فرهنگ فاسد غربین لباسای تنگ دامن‌های کوتاه و کلاه آفتابی هم برای دختران ممنوعه علاوه بر این قوانین نباید لباسات هیچ‌گونه اثر و نشونه‌ای از فرهنگ غربی داشته باشن خانما اجازه ندارن رژ

11:41 قرمز بزنن اصولاً آرایشم به چشم یه تأثیر منفی غربی دیده میشه و فقط آرایش خیلی جزئی مجازه احتمالاً بعد از شنیدن این همه قانون از خودت می‌پرسی خب چی اینا رو کنترل می‌کنه. در کره شمالی یه چیزی هست به اسم پلیس مد. شوخی نیست. هر کسی بخواد این قوانینو نقض کنه باید جواب پلیس مد رو بده. این ممور مخفیانه مردم زیر نظر دارن. اگه کسی لباس ممنوعه بپوشه ممکنه لباسشو قیچی کنن، جریمهش کنن یا حتی بندازنش زندان. اما چرا یه حکومت اینقدر نگران لباس پوشیدن مردمه؟ دلیلش اینه که حکومت کره شمالی مد لباس غربی رو یه جور تهاجم فرهنگی می‌دونه. اونا معتقدن اگه سبک زندگی سرمایه‌داری غربی تو کشورشون جا بیفته، ایدئولوژیشون به خطر میفته.

12:27 می‌ترسن مردم به چیزای خارجی علاقه‌مند بشن و نسبت به کشور خودشون بی‌تفاوت بشن. دولت کره شمالی اونقدر نسبت به این قضیه جدی بود که سال ۲۰۵ یه مجموعه تبلیغاتی درباره مدل مو ساخت. به اسمه بیاید موهامون رو مطابق با سبک زندگی سوسیالیستی کوتاه کنیم. تو این برنامه هم ادعا شده بود که موی بلند هم برای سلامتی مضره هم باعث افت هوش میشه. یه بخش مهم دیگه از این ایدئولوژی تمامیت‌ها کنترل رفت و آمد مردمه. مردم اجازه ندارن آزادانه از یه بخش کشور به بخش دیگه سفر کنن. برای هر سفر داخلی باید از دولت اجازه بگیرن و دلیل سفرشونم توضیح بدن. سفر خارجی که دیگه جای خودش داره. اگه کسی بخواد از کشور خارج بشه نیاز به تأیید رسمی حکومت

13:13 داره و اگه بدون مجوز این کارو بکنه به عنوان یه خائن شناخته میشه. کسی که این کارو بکنه ممکنه با مجازاتهای سنگینی مثل کار اجباری، شکنجه، حبس ابد یا حتی اعدام مواجه بشه و نکته وحشتناک‌ترش اینه که این مجازات ممکنه برای کل خونوادهش اعمال بشه. ماجرای شیندونگ کیوک رو در ابتدای ویدیو یادتون هست؟ می‌دونین چرا کل خونوادهش افتاده بودن توی اردوگاه کار اجباری؟ چون عموی شین از کشور فرار کرده بود و رفته بود کره جنوبی. بهخاطر همین چند نسل از خونواده‌ش افتادن زندان. دولت اونقدر درباره این موضوع سخت‌گیر شده که بعد از همه‌گیری کرونا به مأموران مرزی دستور داد شلیک مستقیم بکنن. یعنی هر کسی که در حال

13:59 عبور غیرقانونی از مرز دیده بشه بدون هشدار با گلوله زده میشه. طبق همین دستور حداقل ۱۴ نفر کشته شدن. با اینکه همه از خطراتش خبر دارن بازم بعضیا تلاش می‌کنن از کشور فرار کنن. بیشترشون میرن به چین چون مرزینی با چین راحت‌تره. ولی مشکل اینجاست که چین هم یه حکومت دیکتاتوری داره و معمولاً پناهنده‌های کره شمالیو برمی‌گردونه. مثلاً در سال ۲۰۲۳ چین حدود ۵۰۰ نفرو دوباره تحویل کره شمالی داد. در مورد سرگرمی هم باید بدونی که هیچ فیلم خارجی توی کره شمالی اکران نمیشه. تلویزیون و رادیو فقط توسط حکومت داره میشن و کاملاً در خدمت تبلیغات حکومتن.

14:45 پخش برنامه‌های صبح با سرود ملی و تجلیل از رهبران سابق کره شمالی شروع میشه. توی تلویزیون فقط یک سری کارتون نشون میدن. برنامه‌های خبری که فقط از رژیم تعریف می‌کنن و البته همیشه هم یه شخصیت اصلی وجود داره. کیم جونگ اون. اونو طوری نشون میدن که انگار یه خداست به عنوان یه رهبر قهرمان و محبوب مردم تصویرش می‌کنن. مثلاً وقتی که توی سیل وارد آب میشه ازی شاخه‌ها رد میشه و داره مردمو نجات میده. واکنش مردم به اون خیلی شبیه طرفداران سلبریتی‌هایی مثل تیلور سوئیفته ولی همش یه توهم ساختگیه که از طرف حکومت طراحی شده. دیدن سریال‌ها یا فیلم‌های خارجی یه جرم جدیه توی کره شمالی. هر کس که دستگیر

15:32 بشه با مجازات سختی روبهرو میشه. خبری که مربوط به سال ۲۰۲۲ بود حاکی از این بود که د تا نوجوون فقط به خاطر تماشای یه سریال ساخت کره جنوبی و پخش اون به ۱۲ سال کار اجباری محکوم شدن. تصورشو بکن یه بچه فقط چون دلش می‌خواسته یه فیلم کره‌ای ببینه باید ۱۲ سال بره توی زندان چون تو این کشور این کار جرمه. یه خبر دیگه هم که توی همون سال منتشر شد این بود که یه جوون فقط به خاطر دیدن و پخش کردن فیلما و موسیقیهای کره‌ای در ملعام تیربارون شد. اما با وجود این سخت‌گیری‌ها توی کشور سرگرمی و تفریح به شدت کمیابه. برای همین مردم به طور مخفیانه سریال‌های کره جنوبیو قاچاق می‌کنن. اگه یه سر به بازار سیاهی کره شمالی بزنی فیلمی کره جنوبی اونجا به چشم

16:18 می‌خوره. قبلاً این چیزا روی دی وی دی فروخته می‌شدن. مردم پخشکننده‌های دی‌وی دی چینی قدیمی می‌خریدن و توی خونه تماشا می‌کردن. برای دستگیری این افراد دولت یه روش عجیبی داشت. برقو یهویی قطع می‌کردن. وقتی برق قطع میشد دی‌وی دی داخل دستگاه گیر می‌کرد و دیگه نمی‌شد درش آورد. همون موقع ممرای دولتی می‌ریختن توی خونه‌ها. توی تاریکی بازور دستگاه‌ها رو باز می‌کردن و می‌دیدن چی داره پخش میشه. کمکم مردم از فلش مموری استفاده کردن چون پنهون کردنش راحت‌تر بود. با اینکه مردم کره شمالی به اینترنت دسترسی ندارن ولی می‌تونن فیلم و سریالهای قاچاقیو روی کامپیوتر یا پخشکننده‌های چینی که فلش خورن ببینن. به این دستگاه‌ها میگن نوتل. موقع دیدن این فیلما همه چی باید مخفیانه باشه. چراغ‌ها رو خاموش می‌کنن، پنجره‌ها

17:04 رو می‌بندن که همسایه‌ها هم نفهمن و صدا رو تا حد ممکن کم می‌کنن. اگه بخوایم درباره اینترنت بگیم باید بدونی اینترنت توی کره شمالی فوق‌العاده محدوده. برای استفاده از اون باید از دولت مجوز بگیری. بعد از گرفتن مجوز بین هر دو نفر یه کتابدار می‌شینه تا مواظب باشه کی چی سرچ می‌کنه. هر ۵ دقیقه یک بار تصویر کامپیوتر قفل میشه و برای ادامه کار باید کتابدار اثر انگشت بزنه. هر نفر فقط یک ساعت می‌تونه از اینترنت استفاده کنه. اگه بیشتر خواست دوباره باید از دولت اجازه بگیره. برای مردم عادی دولت یه اینترنت داخلی درست کرده. یه جور شبکه بسته محدود که فقط بین خودشونه. یه چیزی شبیه به اینترانت یا همون اینترنت ملی. مردم از این شبکه داخلی روی موبایل و کامپیوتراشون

17:49 استفاده می‌کنن. اونم تحت کنترل کامل حکومته. هر وب سایتی که توی این شبکه هست با تأیید مستقیم دولت انتخاب شده. اونم فقط چند تا سایت محدود. جدایی از این استفاده از اینترنت اونقدر گرونه که بیشتر مردم از پس هزینهش برنمیان. هیچ نوع شبکه اجتماعی توی کره شمالی وجود نداره. یه سری آدم تلاش کردن نسخه تقلبی فیسبوک و نتفلیکسو درست کنن ولی هیچ‌کدوم جواب نداد. گوشی‌های هوشمندی که اونجا فروخته میشن به طرز عجیبی سانسور شدن. اصلاً نمیشه با این گوشیا با خارج کشور تماس گرفت. سیستم عامل گوشی هر چند وقت یک بار به صورت تصادفی از صفحش اسکرین شات می‌گیره. بعد این اسکرین شات مستقیم برای حکومت ارسال میشه تا ببینن کاربر دقیقاً داره چیکار می‌کنه. از اون گذشته کدنویسی نرم‌افزار این گوشیها جوریه که فقط محتوایی که دولت تأیید کرده نمایش داده

18:34 میشه. حتی اپ استور هم برای دانلود این برنامه‌های دولتی وجود نداره. برای همین مردم باید خودشون عضوری برن مغازه تا برنامه‌ها رو نصب کنن. می‌تونی تصور کنی زندگی تو همچین کشوری چقدر خسته کننده است و آدم احساس خفهی بهش دست میده؟ اگه تا اینجای ویدیو رو دوست داشتی لطفاً ویدیو رو لایک کن و کانال سیکوبیک رو هم سابسکرایب کن و زنگوله کنارشم بزن تا ویدیوهای بعدی ما رو از دست ندی. یادت نره حتماً نظر خودتو در مورد کره شمالی و در کل سرنوشت دیکتاتورا در بخش کامنت‌ها بنویسی. در مورد دین هم باید گفت کره شمالی رسماً یک کشور بی‌خداست. مردم هیچ آزادی برای انجام مراسم دینی یا تبلیغ دین ندارن و اگه کسی همچین کاری بکنه مجازاتش مرگه. مخصوصاً مسیحی‌ها هدف قرار می‌گیرن چون به

19:20 اون‌ها به چشم نفوذی آمریکایی نگاه می‌کنن. هزاران مسیحی تو اردوگاه‌های سیاسی زندانی و تحت شکنجهن. سال ۲۰۹ زنی به اسم ری هیون اووک فقط به خاطر پخش کتاب انجیل در مقابل دیدگان مردم اعدام شد. بعد از اون شوهر و ۳ تا بچه‌شو هم اردوگاه سیاسی فرستادن. در کره شمالی خانواده کیم تقریباً جای دینو گرفته مخصوصاً رهبر اول کیم ایل سونگ و رهبر دوم کیم جونگ ایل. مردم این دو نفرو مثل خدا می‌پرستن. عکس و مجسمشون توی هر خونه، اداره، مدرسه و مکان عمومی هست. هر جا که توی کره شمالی بری انگار این دو نفر دارن نگاهت می‌کنن. درست مثل اون شخصیت برادر بزرگ تو رمان ۱۹۸۴ نوشته جورج اورول

20:06 پلیس مخفی به خونه‌ها سر می‌زنه و اگه عکس این‌ها پیدا نشه بازداشت میشه. مردم موظفن این عکس‌ها و مجسمه‌ها رو ازشون مراقبت کنن. حتی اگه جونشون به خطر بیفته اگه این کارو نکنن باید پاسخگو باشن. یه موردی در سال ۲۰۲۰ اتفاق افتاد. یه زن وقتی خونهش آتیش گرفت به جای اینکه عکس رهبرانو نجات بده بچه‌هاشو از زیر آتیش بیرون آورد. اون زن مجبور شد بازجویی پس بده و دولت حتی حاضر نشد برای د تا بچه بستری شد توی بیمارستان دارو بفرسته. یه مورد دیگه هم هست. یه نفر تعریف کرده وقتی پدرش اشتباهی تصویر کیم جونگ ایلو توی یه روزنامه کثیف کرد. دولت بردش اردوگاه کار اجباری. وضع اقتصادی مردم عادی توی کره شمالی واقعاً افتضاهه. ۶۹ جمعیت اونقدر فقیرن که حتی

20:52 پول دو وعده غذای ساده آب آشامنی تمیز مدرسه یا بیمارستانو هم ندارن توی خونه‌های مردم اغلب یخچال ماشین لباسی یا حتی یه دونه دوچرخه برای کمک به زندگی روزمره پیدا نمی‌کنیم یکی از دلایل این وضع اینه که تقریباً همه مردها توی کره شمالی باید توی شغل‌هایی که دولت بهشون واگذار کرده کار کنن جالبه که هنوز حقوقشونو طبق نرخ‌های قبل از دهه ۹۰ میلادی می‌گیرن اگه بدونی این حقوق چقدر رده شاخ درمیارید. چیزی معادله فقط ۷ تا ۹ کیلو ذرت در ماه بهشون می‌رسه. یعنی با کل حقوق یه ماهشون فقط می‌تونن همینقدر ذرت بخرن. سال ۲۰۱۴ یه دکتر که از کره شمالی فرار کرده بود گفت دکترها ماهی ۳۵۰۰ فون حقوق می‌گیرن که حتی باهاش ی کیلو برنج هم

21:39 نمی‌تونن بخرن. چون مردها در واقع هیچی در نمیارن تو بیشتر خانواده‌ها این زناان که بار زندگیاو به دوش می‌کشن. زنا متأهل مجبور نیستن توی شغلای دولتی کار کنن برای همین میرن بازار محلی و اونجا کار می‌کنن تا خرج زندگیو دربیارن به این بازارها میگن جانگ مادانگ بیش از ۷۰ درمد خانوارها رو زن‌ها تأمین می‌کنن وقتی بعد از دهه ۹۰ دولت دیگه نتونست غذای کافی برای مردم تأمین کنه مردم خودشون دست به کار شدن تا یه راهی برای درآوردن پول پیدا کنن کمکم بازار سیاه‌های محلی همه جا به وجود اومدن مردم می‌رفتن اونجا وسایلشونو می‌فرو فروختن و با اون پول شکم خودشون و خونوادهشونو سیر می‌کرد. هر کاری که از دستشون برمیومد می‌کردن تا فقط زنده بمونن. کم‌کم این بازارها شکل گرفته و سرمون پیدا

22:27 کرد. حالا توی این بازارها از غذا و دارو گرفته تا فلشهای قاچاقی با فیلم‌های کره‌ای پیدا میشه. جانگ مادانگ‌ها الان منبع اصلی درآمد مردم عادی توی کره شمالین. چون بیشتر مردا درگیر شغلهای دولتین این بازارای سیاه رو عمدتاً زنا می‌گردونن. علاوه بر اون این بازارها یه جور مرکز اطلاعات هم هستن. مردم اینجا از وضع زندگی توی کشورهای دیگه خبردار میشن. از آزادی‌هایی که بقیه دارن از کیفیت بالای زندگی که دولت‌های دیگه برای مردمشون فراهم کردن مقایسه با کره شمالی و خیلی چیزای دیگه و خب همین چیزا باعث شده که کمکم خیلی از وضعیت کشورشون دلسرد بشن. توی کره شمالی مردم رو بر اساس وفاداری سیاسی به ۳ دسته تقسیم کردن. اول

23:12 هسته‌ای‌ها که همون وفاداران به حکومتن. دوم مرددها که آدم‌های مشکوکن و دولت بهشون اطمینان نداره و سوم دشمن‌ها که از نظر حکومت مخالف یا خطرناک محسوب میشن. یه سند از سازمان ملل هست که این سیستمو توضیح داده. اسمش هست سنگ بون. طبق سنگبون مشخص میشه کی کجا زندگی کنه، چه شغلی داشته باشه، چقدر از دولت غذا بگیره، خدمات درمانی آموزشیش در چه سطحی باشه و کلی چیزای دیگه. حتی ازدواج‌ها هم طبق سنگبون تنظیم میشه. مثلاً پایتخت پیونگیانگ جاییه که دولت بخش زیادی از منابع و بودجهشو صرف می‌کنه تا شهررو شیک و تمیز نگه داره. برای همین بیشتر کسانی که اونجا زندگی می‌کنن از طبقه وفادرا هستن. دشمنای سیاسی اصلاً اجازه ندارن تا شو ۵۰ کیلومتری این شهر نزدیک بشن. کسانی

23:58 که برای دولت مشکوک محسوب میشن معمولاً تحت نظرن. حتی توسط اعضای خانواده‌شون که برای دولت کار می‌کنن. شهروندان دشمنم مجبور میشن همدیگه رو زیر نظر بگیرن. برای همین مردم دیگه چیزی به خانواده‌شون نمیگن چون به هیچ‌کس اعتماد ندارن. هر کسی ممکنه جاسوس حکومت باشه. یه مورد بود که یک زنی بهخاطر اینکه عروسش به یه مأمور گفته بود اون زن می‌خواد با پسرش فرار کنه به مدت ۱۰ سال به اردوگاه سیاسی فرستاده شد. اگه یکی از اعضا یا نزدیکان یه خونواده مرتکب جرم سیاسی بشه رتبه سنگبون کل خانواده پایین کشیده میشه. یکی از مشکلات بزرگ مردم کره شمالی کار اجباریه. یه جوری برده‌داری مدرن از ساخت و ساز گرفته تا مزرعه، معن یا کارخونه. مردم مجبور به کار روزانه ۱۲ تا ۱۸ ساعت

24:45 هستند. وضعیت به حدی وخیمه که کل اقتصاد کشور روی کار اجباری می‌چرخه چون بیشتر بودجه صرف ساخت سلاح و موشک میشه. بیشتر این کار اجباری هم توسط زندانیان اردوگاه‌ها انجام میشه. قانون توی کره شمالی مردمو وادار به کار سخت می‌کنه. حتی کسی که فقط متهم شده باشه باید سال‌ها کار اجباریو تحمل کنه. در کره شمالی اگه کسی حتی ناخواسته کاری علیه رهبر کشور انجام بده نه تنها خودش مجازات میشه بلکه خانوادهش هم باید توانشو پس بدن. اینجا مفهوم گناه خونوادگیو اجرا می‌کنن. اگه یکی جرم سیاسی مرتکب بشه کل خونوادهشو می‌فرستن اردوگاه حتی تا سه نسل از یک خونواده می‌تونن به خاطر گناه یکی زندانی بشن. یعنی اگه پدربزرگ یه کاری بکنه نوه‌هاشم باید توانشو پس بدن. و توی این

25:30 اردوگاه‌ها وضعیت زندانی‌های سیاسی از بقیه مردم هم بدتره. طبق گفته جونگ کیونگ ایل توی یه اتاق ۵۰ متر مربعی چیزی بین ۳۰ تا ۴۰ زندانی نگهداری میشن. الان حدود ۵ تا ۶ اردوگاه زندان سیاسی توی کره شمالی وجود داره که طبق برآوردها بین ۸۰ تا ۱۲۰ هزار نفر اونجا زندانین. تو این اردوگاه‌ها زندانیا خیلی وقتا از شدت گرسنگی می‌میرن. مجبورشون می‌کنن روزی ۱۶ تا ۱۸ ساعت توی مزرعه‌ها و معادن کار بکنن. اما در عوضش اونقدر بهشون غذا میدن که فقط بتونن زنده بمونن. تازه اگه بتونن. اونایی که فقط به جیره غذایی موتکین معمولاً از گرسنگی جون میدن. حدود ۴۰ زندانی‌ها توی این اردوگاه‌ها بر اثر گرسنگی می‌میرن. برای اینکه نمیرن بعضی از

26:15 زندانی‌ها علف، موش یا حتی مار می‌خورن. هیچ چیزیو دور نمی‌ریزن. حتی تکنونایی که روی زمین میفته. تو یکی از برگه‌های اسناد نوشته بودن که بعضی از زندانی‌ها حتی غذای خوک‌ها رو می‌خورن. اوضاع اینقدر وخیمه. ولی خوردن این چیزا هم خودش جرم محسوب میشه. یه بار یه دختر ۷ ساله چند دونه از قلات که روی زمین ریخته بود و خورد و یکی از نگهبان‌ها اونقدر کتکش زد که مرد. توی اردوگاه زندان سیاسی شماره ۱۵ یه زندانیو جلوی بقیه اعدام کردن چون از مزرعه چند تا سیب‌زمینی دزدیده بود. بیشتر زندانی‌هایی که بخوان فرار کنن یا توسط نگهبانا کشته میشن یا برق سیمخاردارای اطراف اردوگاه اونا رو می‌کشه. دوست شینگ دونگ هیوک هم همینوری کشته شد.

27:02 اون روز عصر هر دو تاشونو فرستاده بودن کنار حصار تا هیزوم جمع کنن با هم تصمیم گرفتن در اولین فرصتی که شد فرار کنن دوستش زودتر به حصار رسید و وقتی داشت از بین سیم‌ها رد میشد برق گرفتش و همونجا مرد ولی چون بدنش برقو متوقف کرد شینگ دونگوک تونست از همون سوراخ رد بشه و فرار کنه اون میگه یه زندانی دیگه هم کنارم می‌دوید وقتی به سیم خارداره حصار برخورد کرد دچار برق گرفتگی شد و مرد پوست من هم سوخت یه نگهبان سابق به اسم میونگ چول گفته بود اگه جنگ یا انقلاب بشه به نگهبانا دستور میدن همه زندانیان اردوگاهو بکشن تا هیچ مدرکی از وجود این اردوگاه‌ها باقی نمونه. این همون کاری بود که دولت نازی هیتلر در آلمان با اردوگاه‌های کار اجباری خودش کرد. برای همینه که توی گزارش

27:49 سازمان ملل گفته شده رهبری کره شمالی حقوق شهروندان خودشو در ابعادی نقض می‌کنه که در دنیای مدرن بی‌سابق است. جنایت‌های این حکومت در حد جنایت‌های نازی‌هاست. حالا دولت کره شمالی مردمشو برای کار اجباری به جاهایی مثل روسیه، چین، کشورهای حوزه خلیج فارس، لهستان و آفریقا می‌فرسته. اونجا هم درست مثل برده‌ها باهاشون رفتار میشه. حدود ۱۰۰ ه۰۰ نفر از مردم کره شمالی به کشورهای دیگه فرستاده میشن تا توی شرایط بردهگونه کار کنن مثل خبر اعزام سربازان کره شمالی برای جنگ روسیه و اوکراین که حکومت کره شمالی اونا رو فرستاده تا به نفع روسیه با اوکراین بجنگن اما بدترین دشمن مردم کره شمالی پلیس مخفی این کشوره هرچی نقض حقوق بشر تو

28:36 این کشور است ریشه‌ش برمی‌گرده به همین سازمان مخوف از ناپدید کردن مردم گرفته تا شکنجه‌شون توی اردوگاه‌های سیاسی همه کار این نهاد مخفیه. مأمورها، جاسوس‌ها و خبرچنای این سازمان همه جا هستن. این پلیس مخفی حتی آدم‌های طبقه پایین‌تر یا همون گروه‌های دشمنو مجبور می‌کنه که از همدیگه جاسوسی کنن. برای همینه که مردم اونجا به هیچ‌کس اطمینان و باور ندارن. به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کنن. چون هر کسی ممکنه جاسوس باشه. حتی جلوی خونوادهشونم درباره مسائل حساس حرف نمی‌زنن. پلیس مخفی هر محله رو به گروه‌های ۳۰ تا ۴۰ خونه تقسیم کرده. توی هر گروه هم یه انجمن محلیه که کارش اینه از مردم خبرچینی کنه. همه چیزایی که توی این انجمن‌ها گفته میشه یا محرمانه است یا بی‌نهایت محرمانه. سال ۲۰۲ وقتی

29:23 دفترچه تلفن دولت کره شمالیلو رفت حتی شماره تلفن معمولان پلیس مخفی تو اون نبود. چون اون دفترچه فقط محرمانه محسوب می‌شد. نه بی‌نهایت محرمانه. این سازمان انقدر مخفیه که مردم حتی اسم رسای اون رو هم نمی‌دونن. بعد از شنیدن همه این چیزا حالا می‌تونی درک کنی که این حکومت دیکتاتوری چطوری تونسته بیش از ۷۵ سال دو بیاره و هنوزم سر جاشه و هیچکس نمی‌دونه تا کی قراره مردم اونجا این وضعیتو تحمل کنن. س دلیل اصلی برای این مسئله وجود داره. اول خشونت. برای کوچک‌ترین اشتباه مردم حکم اعدام می‌گیرن. این ترس اونقدر در وجود مردم رخنه کرده که قبل از هر کاری به عواقبش فکر می‌کنن. مردم همیشه در وحشت زندگی می‌کنن. دیدن که کیم جونگ اون حتی

30:08 عموی خودشو هم کشت. می‌دونن این آدم تا چه حد بی‌رحمه. می‌دونن که یه حرکت ساده می‌تونه باعث بشه کل خونوادهشون به اردوگاه فرستاده بشن. دلیل دوم سیستم سه طبقه‌ای سنگ بون. کل کشور به س طبقه تقسیم شده. وفادارها در راسن. به محض اینکه به کسی شک کنن کل خونوادهشو می‌برن به پایین‌ترین طبقه. اونایی هم که وفادار موندن از طرف حکومت راضی نگه داشته میشن تا همچنان وفادار بمونن. و دلیل سوم تبلیغات تموم نشدنی مردم کره شمالی از بچگی در محاصره تبلیغات قرار دارن از مدرسه تا دانشگاه صداها داستان براشون تعریف میشه که رهبرشون رو شبیه خدا نشون بده و کلی دروغ و قصه تلاش می‌کنن این دیکتاتور مثل یه خدای زمینی جلوه بدن مثلاً یکی از همین داستان‌ها این بود که

30:55 وقتی کیم جونگ اون به قدرت رسید گفتن در سه سالگی تیراندازی یاد گرفته و توی ۵ سالگی اسب سواری بلد بوده بقیه داستان‌ها حتی از اینم اغراق آمیز زتره یه روایتی هست که میگن یه روز وقتی پدربزرگ کیم ایلسونگ از نوش کیم جونگ اون خواست براش یه سیب بیاره کیم جونگون گفتب به من یه بیل بده می‌خوام کل کوهو برات بیارم اخبار داخل این کشور چیزی نیست جز دنباله‌ای از تبلیغات و پروپاگاندای حکومتی هر خبری که پخش میشه فقط تعریف و تمجید از حکومته اگهم بخوان خبری از کشورای دیگه رو نشون بدن همیشه اونو با نگاهی منفی پخش می‌کنن به مردم کره شمالی نشون میدن که وضعیت دنیا خیلی بدتره و اینکه همه جا فساد هست. بیماری بیداد می‌کنه. بلای طبیعی زیاد شده و مردم دارن رنج می‌کشن. در مقابل میگن

31:42 مردم کره شمالی خوشبخت‌ترین و خوشحال‌ترین مردم دنیاان. چون رهبر بزرگشون کیم جونگ اون داره هدایتشون می‌کنه. همه این تبلیغات برای شستشی مغزی مردم طراحی شده چون کنترل اون‌ها رو راحت‌تر می‌کنه. اما هیچ دیکتاتوری هر چقدرم که قوی و ترسناک باشه تا ابد دووم نمیاره. حتی در کره شمالی هم خبری هست که نشون میده تسلط کیم جونگون داره ضعیف میشه. مهم‌ترین نشونهش رشد بازارهای سیاه کوچیکیه که به اسم جانگ مادانگ شناخته میشن و بیشتر توسط زن‌ها اداره میشن. جویانگ کسی که سال ۲۰۱ از کره شمالی فرار کرده تعریف می‌کرد که در ابتدای کار حکومت سعی داشت این بازارها رو از بین ببره. اون موقع هرچی مردم می‌فروختن دولت مصادره می‌کرد. ولی با گذشت زمان این بازارها اونقدر بزرگ شدن و

32:28 توی زندگی مردم جا باز کردن که دیگه تقریباً همه کره‌ای‌ها در اون داده ستد می‌کردن. حتی دولت مقتدر کره شمالی هم نتونست جلوشو بگیره و کم‌کم از انجام این کار منصرف شد. این وض باعث شد دولت در سال ۲۰۹ یه بازنگری بزرگ در ارزش پول کشور انجام بده. هدفش این بود که ثروت شخصی مردمو بگیره و کنترل خودشو تقویت کنه. اما این حرکت اشتباه از آب درراومد حتی توی کشوری مثل کره شمالی اونقدر اعتراضات عمومی بالا گرفت که دولت مجبور شد عذرخواهی کنه و عقبنشینی کنه دلیل سادهشم این بود اتحاد دولت نتونست مردمو تو این مسئله از هم جدا کنه نتونست او رو وادار به جاسوسی از همدیگه کنه برای همینم شکست خورد از طریق همین بازارها در این چند سال نفوذ رسانه و فیلمی خارجی بین مردم خیلی

33:13 زیاد شده اون پروپاگان دروغینی که حکومت سال‌ها به مردم هرونده حالا با رساره خارجی داره مثل شیشه خرد میشه. دویانگ هم طبق گفته خودش سریال‌های جنوبی کمکش کردن تا پرده تبلیغاتو کنار بزنه. تونست دنیاییو ببینه که حتی تصورشم نمی‌کرد. فلش مموریا باعث شدن دسترسی به این چیزا خیلی راحت‌تر بشه. دو نکته جالب این وسط وجود داره. ۸۱ از کسانی که از کره شمالی فرار کردن به فلش مموری دسترسی داشتن و ۹۸ از کره‌ای‌هایی که فلش داشتن داخلش رسانه‌ای غیرقانونی داشتن که عدولتشون در تضاد بوده. اکثر مردم کم‌کم دارن با واقعیت‌های جهان بیرون آشنا میشن چون مردم تو این بازارها به طور جمعی در این کارهای غیرقانونی شرکت می‌کنن. همین موضوع داره راه جدیدی برای ایجاد اعتماد بین آدم‌ها

33:58 می‌سازه. سیستم جاسوسی دولت یعنی سیستمی که هدفش کاشتن بذر بی‌اعتمادی و شک بین اعضای خانواده بود هم داره از هم می‌پاشه. شیمون هو کسی که سال ۲۰۱۳ از کره شمالی فرار کرده گفته بود که با دوستانش فیلم‌های خارجی تماشا می‌کرده و وقتی دوستی باهات این فیلما رو می‌بینه یعنی می‌تونی بهش اعتماد کنی. همین اعتماد بذر اتحادو در دل مردم می‌کاره و آخرین چیزی که تسلط کیم جونگ اون رو تضعیف کرده فساده. اوایل این ویدیو گفتیم که خانواده‌ها مجبور میشن به معلما رشوه بدن تا بچه‌هاشون آموزش درستی ببینن. رشوه در کره شمالی شده بخشی از زندگی همه. حتی کارمندای دولتی هم برای تأمین مخارجشون به این پول‌ها وابستن. می‌دونین این یعنی چی؟ یعنی دیگه مردم از قوانین سخت و دیکتاتور معابانه حکومت نمی‌ترسن چون می‌بینن هر

34:45 کاری رو با یه رشوه کوچیک می‌تونن انجام بدن. اما این‌ها فقط شروع کاره. امیدواریم که در سال‌های آینده خبرهای بهتری از کره شمالی بشنویم. هر دیکتاتوری تخم نابودی خودش رو با دست خودش می‌کاره. بیایید اینو یه درس برای خودمون بدونیم. درسی برای اینکه قدر آزادیو بدونیم. هیچ‌وقت به خاطر چند سیاست‌مدار یا حزب سیاسی به مردم کشورمون پشت نکنیم. در هر جامعه و کشوری مهم‌ترین چیز اتحاد بین مردمه. درس دوم اینکه هیچ‌وقت اختیار زندگیمونو کامل به دست حکومت ندیم. اینکه چطور لباس می‌کوشی، چی می‌خوری، مدلمی مورد علاقه چیه یا چه فیلمی می‌بینی باید انتخاب خودت باشه. هیچ قدرتی نباید بتونه بهت بگه چه کاری می‌تونی یا چه کاری نمی‌تونی انجام

35:32 بدی.

Share

YouTube Video Summaries