بعد از سه سال مشخص شد که قاتلان واقعی داریوش مهرجویی و زنش کیا بودن!

erfan & ali www.youtube.com

ملخص سريع

تتناول الفيديو قضية مقتل المخرج الإيراني داريوش مهرجويي وزوجته وحيدة محمدي‌فر، مشيرةً إلى أن نظام الجمهورية الإسلامية حاول إخفاء تفاصيل القضية. يتم استعراض الشهادات والمعلومات الجديدة التي تشير إلى أن القتل كان مدبرًا، وليس مجرد عملية سرقة. يتطرق الفيديو لتفاصيل متعلقة بحياة مهرجويي وعمله وأسباب استهدافه.

  • مقتل مهرجويي وزوجته.
  • محاولات النظام لإخفاء الحقيقة.
  • أدلة على أن القتل كان مدبرًا وليس سرقة.

مقدمة حول قضية داريوش مهرجويي

يبدأ الفيديو بتقديم التحية لجميع المشاهدين ويكشف عن مرور ثلاث سنوات على مقتل داريوش مهرجويي وزوجته. يذكر المتحدث أن النظام الإسلامي حاول توجيه القضية بعيداً عن الأنظار وإخفاء التفاصيل المتعلقة بها.

تفاصيل الحادثة

بعد الإعلان عن مقتل مهرجويي، صدم الجميع، لكن لم يتجرأ أحد على كشف الملابسات الحقيقية أو قتلة الضحايا. يتحدث المتحدث عن كيف أن مهرجويي وزوجته تعرضوا للقتل في منزلهما بطريقة بشعة، بينما قدم النظام رواية عن دخول لصوص أفغان إلى بيتهما.

تفكيك السيناريو المفترض

يكشف المتحدث عن معلومات جديدة توضح أن نظام السلامة لم يكن دافعه سرقة، حيث أن الحالة التي وجد بها الضحايا والتحقيقات الجنائية تشير إلى دوافع سياسية. يوضح أن ملابس مهرجويي كانت رسمية تشير إلى حضوره حفل ويفترض أنه كان في منزله.

دوافع القتل

يصف المتحدث كيف أن مهرجويي كان قد غامر بانتقاد النظام في فيديو يظهر فيه وهو يتحدث بغضب حول الرقابة، مما دفع النظام إلى اتخاذ إجراءات ضده. كما ينبه إلى أن مهرجويي كان يجمع معلومات حول قضايا وقعت في السبعينات والتي تعتبر حساسة للغاية للنظام.

التحقيقات والتسريبات

يستمر المتحدث في التحقيق في اختفاء الأدلة، حيث يتم التطرق إلى كيفية عدم اكتشاف السلاح المستخدم في الجريمة، بالإضافة إلى وجود تلاعب بالأدلة والمعلومات ذات الصلة. يتساءل كيف تمكن القاتل من تشويش الأدلة ومن ثم عدم العثور على أي آثار لوجودهم.

النتائج القانونية وأثرها على العائلة

يناقش المتحدث رد فعل عائلة مهرجويي بعد صدور حكم الإعدام في القضية، حيث اختاروا عدم المطالبة بالإعدام، وهو قرار حمل دلالات خطيرة على عدم الثقة بنزاهة النظام القضائي. يوضح كيف كان هذا القرار يهدف إلى كشف الغموض وراء القتل.

تحدي الأسرة للنظام

ينتهي الفيديو بتشديد على شجاعة ابنة مهرجويي، منا، عندما تحدثت علناً في مراسم التأبين عن وجود القتلة الحقيقين بين الناس، مما يبرز عزم الأسرة على البحث عن العدالة والكشف عن الحقيقة بالرغم من محاولات القمع.

Summarize any YouTube video in seconds

Get summaries like this one for any video, in your language, with the free Summ app.

Download on the Apple Store
Get it on Google Play

Transcript

YouTube Transcript Generator

0:00 درود می‌فرستم بر تمامی هم‌میهنان عزیز. علیه نوری هستم. ۳ سال از مرگ داریوش مهرجویی و همسرش گذشت و امروز سومین سالگردشونه. تو این ۳ سال جمهوری اسلامی با تمام توانش سعی کرد که این پرونده رو مخدومه کنه و البته جزئیاتشو پنهان کنه. ولی اطلاعات بسیار موثق و تکمیلی به دستم رسیده که نشون میده کیا قاطر داروش مهرجوی همسرش بودن. اصلاً اون شب حادثه چه اتفاقی دقیقاً افتاد؟ وقتی خبر قتل داریوش مهرجویی پخش شد همه شوکه شدن اما هیچ‌کس جرأت نکرد پشت پرده و قاتلانش رو رو کنه. هیچکس نپرسید چرا شناسنامه سینمای ایران باید در سن ۸۴ سالگی به همراه همسرش وحیده محمدی‌فر

0:48 ویلای شخصی خودش در زیبدشت کرج با آن شکل فجیع سلاخی بشه؟ رژیم خیلی زود سناریوی خودش رو نوشت و گفت چند تا سارق طبعه افغانستان برای ۳۰ میلیون تومان وارد خونه شدن و این جنایت رو رقم زدن. اما وقتی لایه‌های پنهان، گزارش‌های پزشکی قانونی و اعترافات خود وکلای پرونده رو کنار هم می‌ذاریم با یک انباروت اطلاعاتی روبهرو میشیم که نشون میده پشت پرده چه سناریوی کثیف و هلناک جریان داشته. امروز می‌خوام تمام این جزئیات مگو رو از همان نقطه شروع یعنی ساعت‌های پایانی شب بیست و دوم مهر ماه سال ۱۴۰۲ رو باز کنم. اولین و تکان‌دهنده‌ترین پازلی که سناریوی سرقت

1:34 رژیم رو به کل پودر می‌کنه وضعیت لباس و پوشش داریوش مهجویی در زمان قتله. بر اساس عکسهای رسمی ثبت شده توسط تیم جنایی و فکتی که مانوش منو وکیل رسمی خانواده در جلسات دادگاه فاش کرد، داریوش مهرجویی در آن ساعت پایانی شب لباس کامل رسمی مهمانی به تن داشته. یک آدم در ساعت ۱۱ شب در خانه خودش چرا باید لباس رسمی و پلوخوری بپوشه؟ به همین دلیلم بود که در ویلا بدون هیچ‌گونه زور، شکستگی یا خرابی باز شد. مأمور عملیاتی در پوشش یک چهره آشنا یا فرستاده ویژه وارد خانه شد. ابتدا مهرجویی رو غافل‌گیر کرد و بعد این فاجعه رو رقم

2:21 زد تا گناهش رو گردن یک باغبام بندازه. کدام دزد طلا و گوشی در دنیا هست که وقتی وارد خانه‌ای میشه ثروتمندترین مهره رو با لباس رسمی ببینه و بعد از قتل گردن‌بند طلای باارزش و گرانقیمتی که دقیقاً روی گردن و سینه خود داریوش مهرجویی بود رو دست نخورده رها کنه. جا ماندن این گردنمند طلا ثابت کرد که انگیزه مأموریت هرگز سرقت نبوده بلکه یک ترور عقیدتی و تصفیه حساب خونی بوده. اما چرا رژیم باید دست به حذف فیزیکی داروش مهرجویی می‌زد؟ جواب این سؤال در پروژه‌های آخر و پنهانی او مخفی شده. داروش مهجویی مدتی قبل از این اتفاق در یک ویدیوی بی‌سابقه و پر از خشم علناً

3:07 خطوط قرمز رژیم و محمد مهدی اسماعیلی وزیر وقت ارشاد رو به چالش کشید و فریاد زدبیایید منو بکشید. این سینه منه منو بزنید. او در آن ویدیو به یک سرنخ اشاره کرد و گفتشما یکی از فیلم‌های من رو مفقود کردید. فیلم سیاحت در ایران این اثر که در واقع همون مستند بلند علموت بود یک پژوهش عمیق و به شدت انتقادی درباره تاریخ اسلام در ایران بود که رژیم مدعی شد گم شده. اما اطلاعات لورفته نشون میده مهرجویی در سال‌های آخر به شدت پیگیر این فیلم بود و قصد داشت با انتقال دیتای آن به خارج از کشور یک افشاگری بزرگ انجام بده. بدتر از آن مستند پنهانی دیگری بود که حسن صلحجو

3:54 مستندساز ارشد در ماه‌های آخر زندگی مهرجویی به صورت کاملاً مخفیانه در همین ویلای کرج ضبط کرده بود. من معترضم این پروانه نمایش فیلم لمینور منه فیلم اخیر منه این شیر نیست گوش نیست که بگین که تاریخش گذشته دیگه این شما به من پروانه دادید پروانه نمایش دادید چرا زیر قول خود حدود می‌زنید مرد نیستید مردانه رفتار کنید همه فیلمی منو توقیف کردید یکی از فیلمهای منو اصلاً مفخود وت کردید اون زیات در ایران رو اصلاً انداختید تو ظرف آشغال من کارشناس فلسفه از بزرگ‌ترین

4:42 دانشگاه امریکا هستم شما دارین فیلم من رو قضاوت می‌کنی شما کی هستین من دیگه دیگه یارین دیگه دیگه نمی‌تونم دیگه می‌خوام بجنگم بیاین بزنین بکشین منو این سینه من بزنین بزنین نابودم کنید بخوری بکشید همه کارتون هر کار می‌خواین بکنید ولی من حقمو می‌خوام بگیرم حقمو از شما می‌گیرم می‌گیرم در این مستند که بخش‌هایی از آن بعد از قتل اولو رفت مهرجویی مواضع علنی و تندی علیه کل نظام اسلامی گرفت کلاهش رو برداشت و رو به دوربین گفتاین کلاهی که ۴۰ سال بر سر ما گذاشتن دیگه نمی‌خوایم و آن را به

5:27 آب انداخت همزمان همسرش وحیده محمدیفر هم کشف حجاب کرد. دستگاه امنیتی از طریق شنود متوجه ضبطی مستند شده بود و فهمید که شناسنامه سینمای ایران علناً داره سیستم رو به بازی می‌گیره. آنها به این نتیجه رسیدند که باید قبل از پخش نسخه کامل این مستند مغز متفکر آن را حذف کنند. اما موضوع فراتر از فیلم‌های توقیف شده بود. مهرجویی علاوه بر کارهای سینماییش به اسناد و مدارک فوق‌العاده خطرناکی دست پیدا کرده بود که امنیت سیستم رو مستقیماً نشانه می‌گرفت. اطلاعات لورفته از نزدیکان او نشون میده که مهرجویی در سال‌های آخر زندگیش مخفیانه در حال جمع‌آوری یک آرشی پنهان از مکاتبات، نامه‌ها و اسناد دسته

6:16 اول مربوط به قتل‌های زنجیره دهه ۷۰ و ترور دوستان هنرمندش مثل محمد مختاری و جعفر پوینده بود. او به واسطه قدمت و نفوذش در جامعه فرهنگی مدارکی از پنهانکاری‌های وزارت اطلاعات در آن سال‌ها رو در گافو صندوق ویلای خود نگهداری می‌کرد و قصد داشت این اسد تاریخی رو به عنوان پشتوانه مستند افشاگرانه‌ش به خارج از کشور بفرسته. حکومت متوجه این انبارود شده بود و در شب عملیات مأموران پیش از هر کاری تمام دستنوشته‌ها، هارد دیسکها و اسناد پنهان او را غارت کردند تا این مدارک تاریخی برای همیشه نابود بشه. برای اجرای این طرح دقیقاً از همون فرمول قدیمی قصد‌های زنجیره‌ای دهه ۷۰ استفاده شد.

7:02 فرمولی که در دکترین امنیتی با آن عملیات اشباه می‌گفتند. وحیده محمدی‌فر از هفته‌های قبل در پست‌های اینستاگرامیش و مصاحباش با روزنامه اعتماد علناً گفته بود که افراد ناشناس با چاقو پشت پنجره خانه‌شون میان و آن‌ها را تهدید می‌کنند. او به پلیس رژیم گزارش داده بود اما سیستم عمداً هیچ حفاظتی از آنها نکرد تا درها برای مأموران باز بمونه. در شب حادثه کل سیستم نظارتی و دوربین‌های مداروسته شهرک فوق امنیتی زیبشت به طور همزمان خراب و کور شدند. مأموران سایبری وزارت اطلاعات بعد از این جنایت وارد گوشی‌ها و لپتاپ‌های مقتولان شدند و تمام اکانت‌ها،

7:47 پیام‌ها و چت‌های واتسپ و تلگرام آنها را طوری پاک کردند که هیچ ردیابی از واسطه‌ای که آن شب با آنها قرار داشت باقی نمونه. حتی حسامالدین آشنا معاون سابق وزارت اطلاعات همون روز در یک توییت بودار علناً از کلمه ترور استفاده کرد و نشون داد که خود سیستم هم می‌دونه چه اتفاقی افتاده. رژیم بعد از این جنایت هلناک چند طبعه خارجی مثل کریم رو دستگیر کرد و زیر شکنجه از آنها اعتراف اجباری گرفت تا پرونده رو به سرعت ببنده. خبرنگارانی مثل بهاره شبانکاریان هم که به نواقص پرونده اشاره کردند فوراً توسط قوه قضایی احصار و تهدید جانی شدند تا صداها در نطفه خفه بشه.

8:33 بزرگ‌ترین شوک قضایی این پرونده زمانی رخ داد که احکام نهایی صادر شد. دیوان عالی کشور حکم اعدام و قصاص متهم ردیف اول یعنی همان باغوانی به اسم کریم رو تأیید کرد. اما واکنش منا مهرجویی یعنی دختر دارگوش مهرجویی و البته خانواده به این حکم فکر می‌کنین چی بود؟ آن‌ها با یک تصمیم مقتدرانه بازی رژیم رو به کل خراب کردند. اولیای دم علناً اعلام کرد که ما به هیچ وجه درخواست اعدام نداریم و از حق قصاص خودمون گذشتیم. وکلای پرونده صراحتاً فاش کردند که این بخشش برای رضایت یا نادیده گرفتن خون مقتولان نیست بلکه علت اصلی اینه که شواهد ابهامات و کارهای غیرقابل

9:21 حل در این پرونده به قدری زیاده که از نظر خانواده این قتل هرگز انگیزه سرقت یا کینه‌جویی شخصی نداشته و اعدام کریم فقط برای پاک کردن صورت مسئله و فراری دادن عامران اصلی پشت پرده است. یکی از عجیب‌ترین سؤالاتی که وکیل پرونده در دادگاه مطرح کرد و قاضی رژیم با دستپاچگی از روش رد شد یک سؤال کاملاً منطقی بود. وکیل رو به دادگاه کرد و گفتچطور ممکنه چند کارگر ساده و سارق بعد از انجام یک قتل فجیع و خونین آنقدر خونسرد و با خیال راحت در خانه مقدور بمونن و حتی دست‌های خودشون رو بشورن. از آن عجیب‌تر در مدارک نهایی دادگاه سلاح اصلی یعنی همان چاقوی که باهاش گردن مهرجویی و همسرشو بروده

10:07 بودن هیچ‌وقت پیدا و کشف نشد. چطور ممکنه رژیم مدعی بشه قاتلان رو گرفته اما هنوز اسلحه و چاقوی اصلی جم رو پیدا نکرده باشه؟ چطور این سرایدار ساده وقت و تخصص اینو داشت که وارد گوشی‌های مقتولان بشه و اپلیکیشن‌های اجتماعیشون مثل تلگرام، اینستاگرام و واتسپ وحید محمدیفر و داریوش مهجویی رو طوری پاک بکنه که هیچ دیتایی ازش باقی نمونه. این حجم از خونسردی و تخصص سایبری نشان‌دهنده حضور یک تیم مأمور امنیتی حرفه‌ای در صحنه جرم است. نه سارقه که برای ۳۰ میلیون تومان کینه داشت. شدت وحشت رژیم از لو رفتن حقیقت به حدی بالا بود که کریم متهم ردیف اول به محض اینکه

10:52 پاش به دادگاه علنی رسید تمام اعترافات ویدیوی خودش رو پس گرفت او جلوی قاضی فریاد زد من اصلاً در صحنه قتل نبودم انگیزه‌ای نداشتم و تمام آن اعترافاتی که جلوی دوربین انجام دادم ناشی از فشارها بازجویی‌های ترسناک و شکنجه‌های مأموران امنیتی بود او گفت من خودم ماهی ۴۰ میلیون میلیون تومان درآمد داشتم و برای ۳۰ میلیون تومان دست به چنین جنایتی نمی‌زنم. اما سیستم قضایی رژیم بدون توجه به این انکارها با شتاب‌زدگی و به عجله عجیبی پرونده رو بست تا این اتبا خارجی رو سپر بلا کنه و رد پای محفل مخوف وزارت اطلاعات و عامران اصلی سانسور برای همیشه مخفی بمونه. اما اگه سناریوی دزدی باغبان دروغه

11:40 پس قاتلان اصلی کیا بودن؟ بر اساس کدهای لو رفته از آژانس‌های امنیتی و تحلیل‌های مخفی سر نخ‌ها مستقیماً به تیم‌های ویژه حذف فیزیکی در معاونت امنیتی داخلی وزارت اطلاعات می‌رسه. یعنی همان مأموران سایه و سلاخ‌های حکومتی که کارشان اجرای ترورهای پنهان بدون به جا گذاشتن رد پای رسمی است. اما پرده آخر این پرونده هنوز نوشته نشده در حافظه تاریخ ثبت شده. در مراسم خاک‌سپاری درست در میان محاصره نیروهای امنیتی و مأمورانی که برای خفه کردن صداها اومده بودند منا مهرجویی دختر داریوش مهرجویی پشت تریبون رفت و با سلابت تمام جمله‌ای رو فریاد زد که لرزه به اندام

12:26 مهره‌های رژیم انداخت. او رو به جمعیت گفتقاتلین واقعاً میان ما هستن. این جمله نشان داد که ماشین سرکوب و ترور هرچقدر هم قوی باشه و صحنه‌سازی کنه نمی‌تونه اراده یک ملت و خانواده‌های دادخواه رو برای دیدن حقیقت کور کنه. تاریخ همیشه نشون داده که این عبدهای پوشالی و مترسک‌های ترس از درون کاملاً پوسیده‌اند و بالاخره یک روز اراده مردم برای آزادی شاخپوس ترور را خواهد شکست تا خاورمیانه و مردم ایران بالاخره رنگ آرامش، صلح و آزادی واقعی رو به چشم ببینن. اون روز اصلاً دور نیست. وضعیتو حالا نگاه کنید شما یه خورده وسایل به هم ریخته است این قسمتی که حالا آقای

13:12 مرجوی افتاده بوده شونه تخریب روی این در صورت نگرفته درسته یعنی در یا باز بوده یا اینکه بسته و قفل نبوده به طور کلی دروهای ورودی اینجا باز بوده آها باز بوده سر باز نه اینجوری که مفتوح باشه باز زور نیومدن آره بازور داخل نیامدن قفل نبوده یکی اینجا رخ داده خب اینجا افتاده خانم اومده اینجا رفته داخل اون اتاق درسته یعنی حالت فرار که در رو بسته آثار اینگونه نشون میده خانم داخل اومده در رو بسته و اینجا حائل در شده دقیقاً این لکه‌های خونی که ریخته شده می‌تونه مال اون باشه که اونجا احتمالاً ضربه ولی چرا از اونجا تا اینجا هیچ آثاری خون ریخته نشده این می‌تونه مال بد باشه و نهایتاً

14:00 جنازه اینجا افتاد یعنی دنبال پولی بودن یا نه همین اینجا دنبال پول مدارک می‌تونه همه این‌ها باشه. دنبال پول احتمالم بودن معلومه ولی اینکه چیزی بردن یا نبردن تا حالا آماری به ما ندادن ما گفتیم که اعلام بکنن طلایی برده نشده ببینید پولی برده ن چون دختر خانم با شما صحبت کرده دختر خانمش فعلاً چیزی اعلام نکرده در مورد سرقت در مورد سرقت هیچ اعلام نکرده هر دوست دارم که نظر شما رو داخل کامنتها بخونم شب و روزتون خوش و هر کجا که از این کره خاک هستید براتون سلامتی و امنیت آرزو دارم پاینده بایران جاوید شاه بدرود ‏Yeah.

Share

YouTube Video Summaries