بلوغ هیجانی؛ سلاح مخفی موفق‌ترین‌ آدم‌ها (قسمت ۴۰)

Mehran Rowshan Persian www.youtube.com

خلاصه مختصر

این ویدیو به بررسی بلوغ عاطفی و اهمیت آن در جنبه‌های مختلف زندگی می‌پردازد. در این ویدیو، مفهوم بلوغ عاطفی، مولفه‌های آن، و چگونگی دستیابی به آن مورد بحث قرار می‌گیرد. همچنین، نقش همدلی، مسئولیت‌پذیری، و خودشناسی در بلوغ عاطفی بررسی می‌شود.

  • بلوغ عاطفی توانایی مدیریت احساسات و واکنش‌ها است.
  • همدلی، مسئولیت‌پذیری، و خودشناسی از مولفه‌های اصلی بلوغ عاطفی هستند.
  • انگیزه درونی و تعهد به مسیر درست، کلید دستیابی به موفقیت هستند.
  • عضو گروه نبودن و مستقل فکر کردن به بلوغ عاطفی کمک می‌کند.

با عاطفه و مهرسا

در ابتدای این ویدیو، مهران روشن، عاطفه و مهرسا را به برنامه دعوت می‌کند تا در مورد بلوغ عاطفی صحبت کنند. مهران به اهمیت بلوغ عاطفی در موفقیت افراد اشاره می‌کند و بیان می‌کند که بسیاری از افراد باهوش به دلیل عدم کنترل بر احساسات خود، در زندگی به موفقیت نمی‌رسند. مهرسا نیز بر اهمیت مدیریت احساسات در روابط شخصی و کاری تاکید می‌کند.

کنترل نداشتن روی خود

عاطفه در مورد اهمیت بلوغ عاطفی در مذاکرات صحبت می‌کند و بیان می‌کند که افرادی که از بلوغ عاطفی برخوردارند، می‌توانند مذاکرات را به سمت برد-برد پیش ببرند. او همچنین به نقش اعتماد در روابط اشاره می‌کند و معتقد است که بلوغ عاطفی باعث ایجاد اعتماد در روابط می‌شود.

آرامش و ترس از جا ماندن

مهرسا در مورد آرامشی که از طرز فکر خاص خود به دست می‌آورد صحبت می‌کند. او بیان می‌کند که به دلیل عدم انجام برخی کارها که دیگران انجام می‌دهند، احساس عقب ماندن نمی‌کند و مسیر خود را با مشورت افراد پخته و الگوهای خود ادامه می‌دهد. مهرسا همچنین به اهمیت عدم تاثیرپذیری از اثر فومو (ترس از دست دادن) اشاره می‌کند و معتقد است که موفقیت یک بازی بلندمدت است.

حس کافی بودن

عاطفه در مورد تعریف موفقیت صحبت می‌کند و معتقد است که موفقیت به دست آوردن نیست، بلکه حرکت کردن، قدم برداشتن، سعی کردن و تجربه کردن است. او همچنین به نقش مقیاس‌های نادرست در از بین بردن فرصت تجربه رضایتمندی درونی اشاره می‌کند.

خودشناسی

عاطفه خودشناسی را به عنوان پیش درآمد و ابزار لازم برای رسیدن به بلوغ عاطفی معرفی می‌کند. او بیان می‌کند که شناخت و تعریف احساسات و عواطف، اولین قدم برای رسیدن به بلوغ عاطفی است. عاطفه همچنین به اهمیت تشخیص تفاوت بین احساسات مختلف مانند خشم، ناامیدی، حسرت، خوشحالی، هیجان و اضطراب اشاره می‌کند.

آماده سازی برای مکالمه

مهران به اهمیت طراحی مکالمه قبل از شروع آن اشاره می‌کند و بیان می‌کند که باید قبل از شروع مکالمه، اطلاعات کافی از طرف مقابل داشته باشیم و بدانیم که می‌خواهیم چه حرف‌هایی بزنیم و چگونه گفتگو را به پایان برسانیم. مهرسا نیز به اهمیت شناخت طرف مقابل قبل از شروع جلسه یا مذاکره تاکید می‌کند.

همدلی

در این بخش، نقش همدلی در بلوغ عاطفی مورد بحث قرار می‌گیرد. عاطفه با خوب بودن به طور مطلق مخالف است و درست رفتار کردن را ترجیح می‌دهد. او بیان می‌کند که درست رفتار کردن ممکن است همیشه جذاب و خواستنی نباشد، اما در نهایت به نفع همه است. عاطفه همچنین به اهمیت مرز داشتن در همدلی اشاره می‌کند و معتقد است که باید بتوانیم خود را جای طرف مقابل بگذاریم، اما تحت تاثیر قرار نگیریم.

اشتباهات گذشته

مهران به اشتباهات گذشته خود در همدلی با دیگران اشاره می‌کند و بیان می‌کند که نباید اجازه دهیم دیگران از ما سوء استفاده کنند. عاطفه نیز به اهمیت مراقبت از خود قبل از سرویس دادن به دیگران تاکید می‌کند و معتقد است که باید در همدلی با دیگران، مرز داشته باشیم و به آنها باج ندهیم.

سخاوتمند بودن در بهتر کردن دیگران

مهرسا به اهمیت به اشتراک گذاشتن آگاهی در زمینه‌های مختلف با دیگران اشاره می‌کند و معتقد است که هرچه جامعه در این زمینه‌ها آگاه‌تر شود، مشکلات کمتر خواهد بود.

راز موفقیت

مهرسا در مورد راز موفقیت صحبت می‌کند و بیان می‌کند که بسیاری از افراد فکر می‌کنند که یک راز خاصی وجود دارد که باید آن را پیدا کنند تا موفق شوند. او معتقد است که استمرار و تلاش، کلید موفقیت هستند و نباید به دنبال یک راز خاص بود.

مستقل فکر کردن

عاطفه به اهمیت عضو گروه نبودن و مستقل فکر کردن اشاره می‌کند و معتقد است که احساس تعلق و وابستگی، مانع رشد می‌شود. او بیان می‌کند که باید بتوانیم بدون احساس تعلق، زندگی کنیم و رشد کنیم.

عضو گروه نبودن

مهران نیز با عضو گروه نبودن موافق است و معتقد است که عضو گروه بودن، مانع از مستقل فکر کردن می‌شود.

انگیزه گرفتن از بیرون

مهران در مورد انگیزه گرفتن از بیرون صحبت می‌کند و از مهرسا می‌پرسد که تکلیف این داستان چیست. مهرسا معتقد است که انگیزه را باید از معادله حذف کرد و روی کاری که درست است، متعهد ماند. او بیان می‌کند که تعهد روی کارهای درست در بلندمدت، اتفاقات بزرگی را رقم می‌زند.

تعریف بلوغ هیجانی/عاطفی

مهرسا بلوغ عاطفی را اینگونه تعریف می‌کند که شما صبح پاشی و کسی هم نباشد به شما انگیزه بدهد، اما شما باید کار خود را انجام دهید. عاطفه نیز معتقد است که قشنگی زندگی به این است که ما در نهایت انسان پاداش محور هستیم و هیچ پاداشی قشنگ‌تر از این نیست که من توانستم.

اصل رو‌ ول کردن و به فرع پرداختن

عاطفه به اهمیت تمرکز بر اصل مطلب و عدم توجه به فرعیات اشاره می‌کند و معتقد است که این موضوع نیز باید روی بلوغ عاطفی کار شود.

ژورنال نویسی

مهرسا در مورد ژورنال نویسی صحبت می‌کند و بیان می‌کند که هر روز صبح بعد از اینکه سگش را راه می‌برد، می‌نشیند و می‌نویسد. او می‌گوید که تنها خطی که هر روز می‌نویسد این است که "من امروز مانند یک آدم سازنده رفتار خواهم کرد". مهرسا معتقد است که ژورنال نویسی ابزاری است که می‌توان با آن روی خود کار کرد و احساسات را دید.

Summarize any YouTube video in seconds

Get summaries like this one for any video, in your language, with the free Summ app.

Download on the Apple Store
Get it on Google Play

Transcript

YouTube Transcript Generator

0:00 من کلاً با خوب بودن موضع دارم. پختگی یعنی اینکه شما از زمانی که احساسات تحریک میشه تا تصمیم می‌گیری یه تأخیری بندازی. من همیشه مدیون آدماییم که جواب سؤالمو ندادن. بلوغ عاطفی هیچی نیست جز اینکه من خودم رو بشناسم. می‌دونی انسان بدون انگیزه یه تیکه گوش بیشتر نیست. اون گوشه افتاده هیچ فرقی نمی‌کنه. یه جاهایی برای مهربونی با خودمون لازم با بقیه یهکم بی‌رحم باشیم. هرچی سرمون میاد از بی‌مسئولتیه. راحت بگم. کسی گریه کنه من بدبخت شدم اصلاً بیا بردار هرچی می‌خوای برو شما یک آدمی که بلوغ عاطفی نداره هیچوقت نمی‌بینید عذرخواهی کنه ما قبل از اینکه بخوایم خیلی به بقیه سرویس بدیم باید مراقب خودمون باشیم همدردی کردن یه چیزه درد رو تو خودمون نگه داشتن یه چیز

0:46 دیگهست خب دو بانوی عزیز دوستای گلم ازتون دعوت کردم بیایم اینجا یک مقداری درباره بلوغ عاطفی بلوغ هیجانی حالا هرچی که میخوایم اسمشو بذاریم صحبت کنیم چون هم شما هم من هم مخاطب‌ها خیلیا رو می‌شناسیم که آدمای فوق‌العاده باهوشین آیکیوشون اگه بگیری بالای ۱۴۰ه ولی تو زندگیشون به هیجه نرسیدن به خاطر اینکه از لحاظ عاطفی کنترلی روی رفتارشون ندارن عاطفه جان خوش آمدی مرسی مهران جان دعوتت مرسی عزیز خیلی مون بار چندمه بار سومه که بار سوم عاطفه جانم بار سوم با افتخار قربون شما. خب مرسی جان شما شروع کن. من خیلی بابت موضوع

1:32 خوشحالم و خیلی خوشحالم که این یه گفتگوی سه نفرستو قراره کلی بیشتر از عاطف جان بشنویم. جلسه قبلی که داشتیم فوق‌العاده بود. یعنی من خودم یاد گرفتم واقعاً نکات بسیار مهمی رو و بحث احساسات واقعاً به نظرم از یه جایی به بعد فرق آدما هوشون نیست. توان مدیریت احساساتشونه. یعنی اینو بسیار توی کار دیدم. یعنی دیدم آدمای بسیار باهوشی، بسیار توانمندی که وقتی می‌بینن می‌بینم عصبانی میشن، حسودیشون میشه یا یه موضوعی از پیش‌بینی‌هاشون خارج میشه، یه رفتاری انجام میدن که به خاطر اون واکنش و رفتار من می‌بینم آدما ترجیح میدن کنارشون بذارن یا به مرور امتیازاتیو ازشون بگیرن و در

2:17 صورتی که از نظر توانمندی، هوش و حتی تلاش اونا تو صدر جدولن. پس از نگاه منی که حالا توسعه فردی رو دوست داره این بحث خیلی جذابه تو جلسه قبلیمونم عاطفه جان یه نکته‌ایو گفتن گفتن حتی تو روابط شخصی هم واقعاً اون چیزی که تعیین می‌کنه یه رابطه چقدر می‌تونه بمونه و اون دو نفر با همدیگه بتونن مسائلو بهتر حل کنن این هوش هیجانی و در واقع اون بلوغ عاطفیه که دو طرف دارن من مشتاقم بشنوم و یاد بگیریم امروز خب زمانی که شما درباره جلسه قبلی میگی من برای مخاطبان توضیح بدم که ما د روز پیش با عاطف جان مرسی عزیز نشستیم و صحبت کردن من فقط گوش دادم لذت بردم نتشتم تقریباً ۳ ساعت و نیم صحبت کردید با

3:05 هم ساعت و نیم بله من از شما سه ساعت و نیم فیلم دارم و احتمالاً پخش می‌کنیم بعداً اون رو یه جاشم باید قطع کنیم چون خیلی بدون سانسور بود و به اینجا می‌رسیم که عاطف جان عزیز با تجربه آ اینم قبلش بگم من خیلی دوست داشتم شما دو تا توی برنامه بشید چون جفتتونو خیلی قبول دارم خیلی احترام من رو هر جفتتون دارید ولی متفاوتید هم از لحاظ سن هم از لحاظ نوع نگاه هر جفتتون موفق هر جفتتون عالی مرساژان یک مقدار جوان‌تر باشهامت‌تر بیباک بیباک میگیم بیباک‌تر عاطف جان یک مقداری سن بیشتر احتیاط بیشتر تسلط بیشتر به همین خاطر این قسمت عالی میشه آت تی

3:51 جان شما چقدر در کار می‌بینی آدم‌هایی که دایناسورگونه کنترل خودشونو از دست میدن با کوچک‌ترین دکمه‌ای که زده میشه؟ زیاد احتمالاً مخاطب شما توی اون د تا قسمت قبلی که من با شما داشتم کلمه بلوغو زیاد از من شنیدن اصلاً مبحث خیلی جذابیه برای من یکی از دلایلشم اینه که من توی کار و در نگوشیشن در مذاکره خیلی برای من خیلی آدما رو آبزرو میکنم خوب مشاهده میکنم و بلوغ عاطفی یا همون کنترل به جای هوش هیجانی می‌تونم بگم یکی از مؤلفه‌هایی هستش که مذاکره رو

4:36 می‌تونه بسیار به سمت برنده برنده پیش ببره اگر دو طرف هر دو توی لول باشن توی سطح باشن و معمولاً هم دقت کردم آدمایی که دو طرف میز می‌شینن و د دارای بلوغ عاطفی هستن اون مذاکره و اون معاهده پایا خواهد بود یعنی شما بیزینس هم با اون آدم‌ها بکنین معامله هم بکنید بعداً کمتر مولارض اون معامله میره چون از اول می‌دونن چی می‌خوان چهجوری باید بخوان در چه حدی باید بخوان و چطور باید عنوان کنن باز نمی‌مونه ته معامله ته قرارداد و معامله‌ها و بیزینس‌های بعدی هم در راه خواهد بود چون خود بلوغ عاطفی و

5:21 خود هوش هیجانی که در واقع درست کنترل شده و چنلاز چنلایز یا توی کانال درستی افتاده خودش اعتماد به وجود میاره و اعتماد اصل به نظر من در هر نوع رابطه‌ای در روابط مالی د البته در روابط‌های فردی هم همین‌طور مسئله خیلی مهمیه و متأسفانه من فکر می‌کنم هم در تربیت‌ها کم ارزش شمرده شده هم کمتر بهش توجه شده در صورتی که یک اصلیه در روابط سالم پایا و مفید داشتن بسیار عالی مرسی جان شما خیلی از سنت بیشتر زحمت کشیدی من محتواتو نگاه میکنم با هم خیلی

6:07 حرف می‌زنیم دوست دارم محتوا خیلی حالا درسته غلطش یه چیزه من خودم محتوام نگاه میکنم بعضی اوقات میگم این درسته واقعاً اینکه گفتی دوست دارم زیر سؤال ببرم و شما خیلی از طریق محتوا داری با زندگی مخاطبت که بیشترشونم نسل آینده هستند دختر پسرایی که ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ کسایی که تازه می‌خوان وارد جامعه بشن هستند و توی محتوات یک آرامش خاصی من می‌بینم این آرامشه از کجا میاد؟ این آرامشه از یه طرز فکری میاد که من چند ساله دارم تمرینش می‌کنم و وقتی که اصلاً اینو شروع کردم خیلی به رشدم کمک کرد.

6:52 اونم اینه که چون یه کارایی رو همه دارن انجام میدن و حالا به هر دلیلی من الان یا نمی‌تونم انجامش بدم یا انتخابم نیست که انجامش بدم یا فکر می‌کنم درست نیست که انجامش بدم و من تو اون فضا نیستم من عقب نیفتادم. من باید مسیر خودمو برم و راه درست رو از روی مشاوره‌ای که از آدمای پخته و حالا الگوهام می‌گیرم از آدمایی که چند قدم از من جلوترن دارم می‌پرسم راه درستو از این طریق تشخیص میدم و البته تجربه و یه بخششم تو آزمون و خطایی که آدم خودش با شهودش بهش می‌رسه دچار اثر فومو نمیشم اینکه چون الان همه این کارا رو کردن من انجام ندادم من دیگه الان باختم من دیگه جا موندم من الان من الان فلان کیفو ندارم جا موندم فلان هم ایونتو نرفتم جا موندم فلان کنسرت

7:38 نه من یه مسیری رو دارم و به این مسیره بر اساس یه سری اطلاعاتی که دارم از آدم‌هایی که حالا برای من مورد احترامن و قبولشون دارن و جایی وایسادن که اونجایی که اونا وایسادن من دوست دارم از اونا دارم دیتا می‌گیرم و مسیرمو پیش می‌برم نه از جامعه عمومی که داره میگه این پست جالب‌تره و بیشتر لایکش می‌کنه چون هیجان بیشتری رو توش ایجاد کرده این خیلی به من آرامش میده و سعی می‌کنم به مخاطبم اینو دائم یادآوری کنم کنم که اوکی همه ما یه استانداردایی رو دوست داریم تو زندگیمون تجربه کنیم همه ما می‌خوایم با کیفیت‌تر زندگی کنیم و موفقیت اصیل و پایدارو تجربه کنیم منم می‌خوام منم آدم بلند پروازی هم دوست دارم ولی اون چیزی که امروز داریم می‌بینیم باهاش یه سریا دارن یه چیزایی رو به دست میارن الزاماً اون موفقیت اصیله رو بهشون

8:25 نمیده خیلیاشون یعنی به نظر من اکثریت اون چیزایی که ما داریم می‌بینیم و خیلی پر زرق و برق و پرهیجانه یه سری دستاوردای کوتاه مدتو به یه سریا داره میده ده و اگه ما بخوایم واقعاً موفقیتیلو تجربه کنیم باید بپذیریم یه بازی بلند مدته همه چی به موقع اتفاق میفته این آرامشه از این مایندسته میاد یه ذره بلند مدت من نگاه می‌کنم یعنی همین امروز یه دوستی اومد به من گفت یه ایونتیه من دعوت نشدم مرسا به نظرت یه ایمیل بزنم فلانی مثلاً منو توی این اکیپ راه بده من دعوت شم برم گفتم ببین چی داره براتون ایونت این مثلا آدما رو قراره ببینی خب در کوتاه مدت اینه که چار تا عکس استوری میخوای بکنی که فلانیو دیدم فینو دیدم در بلند مدت واسه بیزینس تو الان هیچ بنفیتی نداره تو می‌تونی به نقطه‌ای برسی با استمرار همین کارا که

9:11 همون آدما بخوان ایمیل بزنن با تو کار کنن پس اون مسیر رو برو که به نظرت مسیر درستری عجله نکن که به زور خودتو جایی جا بدی که حالا الان دعوت نشدی یا الان نوبت تو نبوده یا اصلاً چرا باید بری که یه فشار اضافی رو ایجاد کنی آرامشه از این مایندست میاد و فکر می‌کنم نگاه که میکنم تو مسیرم میبینم جواب داده یعنی هر جایی که احساس کردم چرا یه چیزی کار نمی‌کنه یه چیزی خوب پیش نمیره دوباره برگشتم به اینکه مرسا بازی بلند مدته صبور باش مسیر درستو ادامه بده چقدر خوب که واژه فوما رو گفتی فیر آف مسینگ اوت ترس از جا موندن من ویدیو فارسی هم دربارش درست کردم چون وقتی درباره بلوغ بلوغ عاطفی

9:57 گفتیم بله اموشنال متچوریتی صحبت می‌کنیم یه سری ابزار میخواد اینطوری نیست که مثلاً من الان بلوغ عاطفی دارم و حس کافی بودن اون فمایی که شما میگید اینکه وای الان این کاری که من انجام دادم این پادکست که درست کردم ۵۰ هزار تا ویو خورده خب من نگاه می‌کنم دیروز یکی دیگه گذاشته ۲۰۰ ۰۰۰ تا خورده خب این پس مقایسهش چی میشه و می‌رسیم به این حس اینکه ما چرا کافی نیستیم من اصلاً کی کافیام من چه چیزیرو باید به دست بیارم که حس آرامش داشته باشم از موقعیتی که دارم نظر شما چیه خانم عطفه؟ یه مطلب کلی بگم به همه دوستان و به پدر مادرها و

10:44 معلم‌ها بهخصوص باور شخصیه نمیگم من روانشناسم یا هرچی ولی باور شخصیه که برای من کار کرده موفقیت اصلاً به دست آوردن نیست موفقیت تعریفش در جامعه به نظر من به اشتباه به خورد ما داده شده موفق موفقیت حرکت کردنه قدم برداشتنه سعی کردنه تجربه کردنه به خودی خود موفقیته همین قدر که شما پا در مسیر می‌ذارین آدم موفقی هستین حتی اگر به اون چیزی که می‌خواین نرسین که دیگران قراره شما رو با اون اندازه‌گیری کنن ه۰۰ تا راه دیگه جلو شما باز میشه که بعدها ممکنه این دیگرانی که امروز شما رو

11:31 قضاوت می‌کنن در اون لحظه وجود نداشته باشن و نبینن همون مسیر شما رو به کجا رسوند ونده و این مقیاس نادرست فرصت تجربه رضایتمندی رو از ما می‌گیره. اونوقت ما دنبال چیزایی هستیم مثل بحثی که دفعه قلب کردیم از بیرون به ما احساس رضایتمندی بده. چرا؟ چون دوباره به ما گفتن موفقیت یعنی اینکه من ببینم تو چقدر پول ساختی، نمره چند گرفتی، چند کیلو وزن کم کردی، کسی نیومده به میگه چقدر سالم می‌خوری. چقدر تلاش داری می‌کنی برای این نمره؟ چقدر داری هدفمند کار می‌کنی؟ حالا اگه امروز نتیجه نگیری دو روز دیگه ممکنه نتیجه بگیری. یه سری این

12:18 مقیاسها به نظر من بارش روی جامعه هست روی بزرگترها هست که از بچگی فرصت تجربه رضایتمندی درونی رو از ماها می‌گیرن و مقیاس‌های نادرست به ما میدن و بعد من دنبال اینم که از بیرون یه چیزی به من احساس رضایتمندی بده. دوم مثل تمام مسائلی که قبلاً گفتم خودآگاهی و خودشناسی همه آدما خیلی گنگ بحث نکنیم مهران جان اصلاً بلوغ عاطفی چیه یعنی حالا ما میایم یه مخاطب میگیم بلوغ عاطفی بلوغ عاطفی چار تا کلمه قلمبه سلمبه هم هست مثلاً یکیهم نشسته پای بلوغ عاطفی بلوغ عاطفی هیچی نیست جز اینکه من خودم رو بشناسم استیت یا شرایط روحی روانی حال حاضرم رو بتونم درش تمایز قائل بشم از حال

13:05 یه لحظه قبلم و حالی که دیشب تجربه کردم یا فردا من اگر به این درجه از شناخت خودم برسم که بتونم این عاطفه و احساس حال خودم رو تعریف کنم بتونم در قالب یک لغت عنوان کنم پیش درآمد و ابزار لازم برای رسیدن به بلوغ عاطفی رو دارم یعنی من بدونم خشم فرق می‌کنه با ناامیدی ناامیدی با حسرت فرق می‌کنه خوشحالی با هیجان فرق می‌کنه هیجان با اضطراب فرق می‌کنه اینا یه دنیا پشتشون واکنش‌های شیمیایی در مغز داره صورت می‌گیره. هرموهای خاص خودشون رو دارن. واکنش‌های خاصی رو می‌طلبن. فازهای پاز یا استپ کردن یا ایستایی فاز خاص

13:52 خودشون رو می‌طلبن. یه چیز جالب بگم. من توی کانادا بچه‌ها می‌رفتن مدرسه. دم در مدرسه یه دونه کاغذ دم در کلاس یه کاغذ چسبونده بودن با اموجی‌های مختلف یعنی صبح ساعت ۷ صبح بچه داشت می‌رفت ۹ صبح وارد کلاس میشد چند تا اموجی بود شکلک بود که شما مثلاً یکیش خوشحال بود ناراحت بود خشمگین بود خسته بود ناامید بود هیجان‌زده بود مضطرب بود با لفظ خود کلمه و بچه‌ها قبل رفتن باید یه استیکر می‌چسبوندن جلوی اون شکلک اینا اسکیلزه مهارته برای این نیستش که معلم بیاد واکاوی کنه بچه الان تو چه شرایط روحی روانیه. نه. برای اینه که من بچه استاپ کنم بایستم و یاد بگیرم

14:39 کمکم شرایط روحی روانی خودم رو بشناسم و تعریف کنم. اگه بشناسم و تعریف کنم بعد ریشو پیدا می‌کنم. اگه ریشهشو پیدا کنم یکی از مؤلفه‌های بلوغ عاطفی که اینه که من واکنش نشون نمیدم. پاسخ میدم. من ریاکت نمی‌کنم، واکنش نشون نمیدم، پاسخ میدم، صبر می‌کنم، تحلیل می‌کنم و پاسخ فراخور و با همون میزان و مناسب رو سعی می‌کنم به شرایط بدم. لازمش اینه که من اصلاً ببینم چه احساس و چه عاطفه‌ری دارم تجربه می‌کنم. وقت بذارین و احساس اگر ناراحتین، مضطربین، فرار می‌کنین از شرایطتون ترسیدین ببینین اول این چه حسیه. باهاش دوست بشین پیداش کنین تعریفش کنین و بعد

15:26 ریشهشو پیدا بکنین وقتی اونو پیدا کردین اونوقت میرین کار می‌کنین سر بلوغ عاطفی بلوغ عاطفی چیه؟ بلوغ عاطفی اینه که من بدونم کی کجا و تا چه حد عواطف خودم رو اکسپوز کنم یا نشون بدم من عاطفه رو شناختم احساسم رو شناختم الانم یاد گرفتم که قرار نیست واکنش نشون بدم قراره پاسخ بدم و این پاسخ رو دارم تمرین می‌کنم کی کدوم قسمت صحبتم با مهران کجا در چه قسمتی که بیشترین اثربخشی رو داری و در چه حد که نیام نزنم خراب نکنم زیر پای معامله نزنم بلکه بهترین نتیجه رو بتونم از مباحثه و مذاکره بگیرم در اون حد بیام خودم رو نشون

16:12 بدم اسمش فیلتر نیست اسمش سانسور کردن نیست اسمش اینه که من یک آدم استراتژیست هستم استراتژی دارم برای خودم ساختار دارم که خودم رو در جامعه با اون دارم نشون میدم و در قبال این حجم این حد از نشون دادن خودم توقع دارم بازخوردهای سالمی دریافت کنم ازا از جامعه و از آدمای دور تا دورم این بروغ عاطفیه و خیلی چیز پیچیده نیست ولی کار می‌خواد و ماها باید به عنوان پدر مادر دوست پادکست کسی که داره محتوا تولید می‌کنه اینا رو به مخاطب منتقل کنیم راهکار نشون بدیم و زمان می‌بره ولی مطمئنم انقدر نتیجه زندگی رو راحت می‌کنه شما یاد می‌گیری کجا در بری اصلاً بحث نکن این آدم تو چه لولی هست از

16:59 بلوغ عاطفی شما یاد می‌گیری کجا کی چطوری رات تو د پو یعنی صاف بزنین تو هدف حالا میخواد یه مذاکره بیزینسی باشه یا اصلاً شما نشستین میخواین از نیازهاتون برای پارتنرتون برای شریک عاطفیتون صحبت کنین زندگی خیلی راحت میشه خیلی از به نظر من مسائلی که الان ما تو خودمون فرو میریم کمتر میشه یا جنگ و جدال‌ها هم کمتر میشه عالی یعنی خودشناسی خودمونو بشناسیم دکمه‌هامون رو دکمه‌هایی که داریم هرچی دکمه‌ها رو بشناسیم بهتر می‌تونیم قایمشون کنیم. چون اگه قایمش نکنید من اینو توی کارم با بچه‌ها دیدم. اگر بچه‌ها بفهمن که شما یه ح اونا یه حرفی بزنن و شما می‌ریزی به هم انقدر این رو آگاهانه

17:46 یه جایی می‌زنن دقیقا که شما رو می‌ریزن به هم و یه نکته که گفتی خیلی جالب بود. ما تو کارمون یه موضوع داریم به نام طراحی مکالمه دیزاینینگ کانورسیشن و این همینی که شما گفتی که من وقتی میرم توی جلسه کاری مثلاً میخوام با مرسا صحبت کنم یه کاری می‌خوام ازش بگیرم یا می‌خوام برم دفتر عاطفه و اصلاً می‌خوام اونجا استخدام بشم آیا به اندازه کافی اطلاعات دارم از طرف مقابل که خودم رو آماده کنم بگم من می‌خوام این حرفا رو بزنم پله پله که برسیم به این آخر که با این حرف گفتگو رو تموم بکنم و وقتی من اینو ب بار اول داشتم می‌خوندم گفتم ا چه چیز ساده‌ای ولی ما اصلاً نمی‌دونستیم چون دوست داریم همش

18:31 باموشنمون با احساساتمون بریم جلو و یه جایی من خوندم که می‌گفت پختگی یعنی چی؟ متچوریتی یعنی چی؟ و انقدر اینو قشنگ تعریف کرده بود می‌گفت پختگی یعنی اینکه شما از زمانی که احساساتت تحریک میشه تا تصمیم می‌گیری یه تأخیری بندازی یعنی هرچی این تأخیره بزرگتر باشه پاس کردن اس ایست کردن اینکه مثلاً تو فیلما دید دیگه مثلاً نشسته طرف پای صحبت کردن یارو یه چیزی میگه میزو می‌ریزه به هم بعد خیلی هم قشنگه دیگه توی تلویزیون بعد بچه‌ها یاد می‌گیرن بزرگا یاد می‌گیرن مرسی جون شما وقتی با کسایی که با شون کار می‌کنی مثلاً یه جلسه داری از این کارا می‌کنی که طرفو بشناسی یه تحقیقی بکنی ببینی اصلاً طرف چه چیزی دوست داره حتماً یعنی این اصلاً

19:19 انجام نشه که من جلسه رو نمیرم حتماً هم اگه سوشال مدیا داشته باشه میرم اکانتاشو چک می‌کنم اگر جوری باشه که بتونم از چند نفر در موردش بپرسم این کارو انجام میدم و اگر بوده برام این موضوعهم مثلاً یه موقع یه شرایطی پیش اومده یه آدمی که نمیشناختم و باهاش توی میتینگ قرار گرفتم تو اون جل جلسه زیاد صحبت نمیکنم بیشتر ترجیح میدم که ببینم بشنوم اون بیشتر صحبت کنه چون احتمال خطا اونجا زیاده دیگه چون من قراره یه آفری یه پیشنهادی بدم بابت هم مثلاً که من چه کارایی رو می‌تونم واسه بیزینس اونا انجام بدم بعد اون موقع که شناخت کافی نیست من نیاز اونو نمی‌دونم و ممکنه اون شانس همکاری سوزونده شه اونجا پس چقدر خوب که شما و من واسه پادکستم این کارو همیشه

20:04 می‌کردم یعنی به نظرم یکی از ویژگیهای یه پادکست خوب که شما این ویژگی رو همیشه داشتید اینه که اون اونر پادکست حتماً با مهموناش قبل از جلسه گفتگو کنه. من مثلاً برام پیش اومده یه سریا دعوتم کردم پادکست حالا چه داخل ایران چه اینجا بهم میگه که مثلاً همین الان بیا ضبط مثلاً تایم ضبطو میگه میگم خب نمی‌خوای یه ۱۰ دقیقه با من حرف بزن من کیم مثلاً من ادبیاتم چهجوریه نه مثلاً خب فلانی معرفی کرده خب یه ذره بعد می‌شینیم می‌بینیم حتی منو نمی‌شناسه بعد اون گفتگو خوشگل نمیشه دیگه یعنی اونجایی اون گفتگو قشنگ میشه که همه همو می‌شناسن و با همدیگه قبلاً مکالمه داشتن بسیار عالی یه نکته‌ای که من دلم میخواد اینجا پرانتز باز کنم بگم اینه که ما توی ادبیاتمون من جدیداً خیلی دوست

20:52 دارم ادبیات ایرانو دوباره این یه فاصله‌ای افتاده بود غرب زده شده بودیم برمی‌گردیم دوباره توی ادبیات ما خیلی روی خوب بودن تأکید شده یعنی ایران خیلی خوبیا داره من فکر می‌کنم باارزش‌ترین چیزی که داریم همین فرهنگ و ادبیاتمونه که همش داره ترغیب به خوبی و محبت و همدلی می‌کنه. این داستان امپتی همدلی که من فکر میکنم زمانی که ما یه مقداری روی همدلی بیشتر کار کنیم رو خودمون چون خیلی سخته شما یه نفری میخواد از شما سواستفاده کنه و شما باید باهاش همدلی کنی چون شرایطشو داره و من تو کارم زیاد دیدم و خیلی برام سخت

21:40 بوده عطف جان نقش نقش همدلی توی این بلوغ عاطفی هیجانی چی میشه نقش خوب بودن گذشت کردن من کلاً با خوب بودن موضع دارم یا خدا من با درست بودن حال می‌کنم دوستش دارم خب خوب بودن جای خودشه به جای خودش بله آدم باید درست رفتار کنه خیلی وقتا دفعه قبلم گفتیم درست رفتار کردن از من یک شخصیت جذاب و خواستنی ممکنه به نمایش نذاره همون جایی که ما مجبور شدیم یه کارمندو اخراج کنیم کار درستی کردیم برای اینکه می‌تونست فردا ۲۰ نفر دیگه رو مجبورشیم با بیزینس اخراج کنیم و بیزینس بخوابه. من با درست رفتار کردن خیلی دوست دارم یعنی می‌دونم

22:28 کار سختیه ولی تیپیک شما اگه مباحث روانشناسی رو بخونین آدمی که بلوغ عاطفی داره چند تا مشخصه داره. یکی از مشخصاتش اتفاقاً هم‌دلیه. یعنی می‌تونه خودش رو بذاره جای طرف مقابل. ولی مشخصه بعدیش مرز داشتنه. حد و حدود داشتنه. کاملاً می‌تونه این قابلیت رو داره که خودش رو بذاره جای آدم مقابل ولی تأثیر نگیره و سعی کنه تأثیر بذاره. بسیار کار سختیه. بیشتر آدما همدلی می‌کنن و تأثیر می‌گیرن. د تایی می‌شینن غصه می‌خورن. د تایی می‌شینن مرسیه می‌خونن تا یه حدی هم قشنگه بد نیست ولی ما یادمون میره ما قراره حال طرفو خوب کنیم نه اینکه خودمون هم با طرف حالمون بد بشه جایی که

23:15 جاش باشه یه جایی می‌خوان ریلیز شن تخلیه شن اون هم منی که قراره فکر کنم آدمی هستم که بلوغ عاطفی دارم حد و بعد نگه دارم من باید مسیر رو هدایت بکنم یکیش همون مرز داشتن همدلی کردن قدرت تصمیم گیریه آدمایی که بلوغ عاطفی دارن همشون دسیژن میکرن تصمیم می‌گیرن نکته جالب خیلی دیگه اینه که آدمایی که بلوغ عاطفی دارن به شدت از سرزنش کردن دیگران فاصله دارن برای اینکه آدمای مسئولین آدمایی هستن که مسئولیت تصمیم‌های خودشون رو قبول می‌کنن شما تیپیک اگه آدمی دیدین که تمام

24:00 مدت دیگرانو سرزنش می‌کنه اصلاً بحث نکنید کنید این آدم بلوغ عاطفی نداره شما اگر آدمی دیدین که از نظر فیزیکی بالغه ولی قدرت تصمیمگیری نداره این آدم هوش و هیجانی وافی و کافی نداره به بلوغ عاطفی نرسیده شما اگر آدمی دیدین که قدرت همدلی نداره این آدم آدمی نیست که بلوغ عاطفی داشته باشه ولی همدلی همونجوری که شما گفتین یه حوزه خطرناکیه به خاطر اینکه ما رو خیلی وقتا می‌تونه از درست عمل کردن باز داره. بنابراین آدمای امپ یا آدمایی که خیلی همدلی قوی دارن آدمایی هستن که از یه جایی به بعد زده میشن از این خصلت خودشون

24:46 خودشونو ملامت میکنن میگن که چه اصلا من همه اصلا بیخودی خوبم بیخودی انقدر به همه سرویس میدم بیخودی دادین بیخودی زیادی خوبین بیخودی به دیگران سرویس دادین اون هم نشون دهنده اینه که شما به بلوغ عاطفی نرسیدین و هوش هیجانیتون رو نمی‌تونین کنترل کنین کنید. اون هم شما دارین ارضا می‌کنین خودتون رو یه جور دیگه لذت می‌برین بدون اینکه مفت باشین متوجه باشین دارین به خودتون و اون طرفم آسیب می‌زنین ناخودآگاه همدلی ضرورت این هست که من بلوغ عاطفی داشته باشم ولی یک آدمی که واقعاً از نظر عاطفی بالغه می‌دونه که این باید دوباره تا چه حدی باشه به چه میزان و چطور

25:32 عنوان بشه و چطور مسیر رو هدایت بکنه چون این شرایط شرایط بسیار خطرناکی به راحتی می‌تونه کسی که قراره لیدر باشه رو خودش یه جوری کنه که شما رهرو اون آدم بشین اون سیستم بشین یه مقدار این حوزه حوزه خطرناکیه بیشتر از همه آدم باید آگاه باشه در لحظه باشه و حتماً حتماً همدلی برای بلوغ عاطفی نیازه حتماً حتما اتفاقاً آدمی که نظر عاطفی بالغه باید همدلی داشته باشه باعث بشه که مسیر همه چی درست در واقع یافته همه چی تو مسیر درست درسته خودش و این همدردی کردن یه چیزه درد رو تو خودمون نگه داشتن یه چیز دیگهست اینا بحث کالچراله بحث فرهنگیه باید آموزش داده بشه ما خیلی گرایش به این داریم که دردو تو

26:17 خودمون نگه داریم من با این زاویه دارم ما همدردی می‌کنیم که دردو بهبود بدیم اگه تو اون حد تو اون لول گیر افتادیم ما خودمون هم نتونستیم به بلوغی که باید و شاید برسیم هنوز باید رو خودمون کار کنیم امیدوارم تونسته باشم م جوابتونو میدم پس می‌رسیم به شما روانشناسی خوندید بله خب من از شما بپرسم پس برای اینکه این همدلی ما رو بیچاره نکنه بیایم بگیم که همدلی مطلق وجود نداره یعنی همدلی مطلق بیچارهمون میکنه ابسولوت امپتی و به جاش رتیو امپتی یا همدلی نسبی رو بیاریم که مثلاً من این مثال واقعی مال ماه پیشه یکی از کسایی که با ما کار می‌کرد بچه ۵

27:04 سالهشو خونه تنها می‌ذاشت که بیاد سر بیاد تو باشگاه. بعد به من گفتن گفتم خب این خیلی کار بدی می‌کنه. بعد اون کسی که مسئول این خانم بود می‌گفت آره ب چیکار کنیم؟ چیکار نکنیم؟ گفتم ببین دختر اون خانم برای من میشه تاجسر کمکش کنید که اون مشکل حل بشه ولی کارش ربطی نداره. اینکه این کار رو انجام ندادم نباید دلیلش این باشه که دخترم خونه تنهاست. اون یه مقوله دیگهست. ما کمکش می‌کنیم و کمکشم کردیم گفتیم بیشتر ساعتها در خونه کار بکن و این داستانا مرسا جان درباره همدلی به به طور مت به طور مشخص همدلی نسبی و اینکه چهجوری می‌تونه ما رو بهتر بکنه که روی عواطفمون کنترل داشته باشیم

27:49 چون می‌دونید آدما سو سواستفاده می‌کنن همینی که عاطف جان میگه رو من خودم خیلی تجربه کردم نیت خوب داری می‌خوای طرف داره گریه می‌کنه می‌خوای کمکش کنی بعد دو ماه بعد می‌خوای سرتو بزنی به این میز بگی بگی من چه اشتباهی کردم یکم در اینباره صحبت می‌کنی لطفاً انقدر صحبتای عاطفه جان کامل بود که واقعاً خیلی نکته‌ای تو این بخش نمونده ولی من اگه بخوام یه جمعبندی داشته باشم همدلی دقیقاً به قول شما نسبیش فقط جواب میده یعنی اگه ما بخوایم تو فضای افراط تو این قضیه بریم میریم تو یک حالتی که داریم یه شخصیت مهرطلبی میشیم یا آدمی میشیم که دائم به بقیه می‌خواد سرویس بده چون اینجوری احساس بزرگی می‌کنه احساس خوب بودن می‌کنه که بعدم بیاد یه جورایی روی صندلی قربانی بشینه و بگه دیدین من واسه همه کار کردم ولی هیچکی برای من خوب نبود.

28:37 به نظر من مرزش اینجا اینه که ما بدونیم ما قبل از اینکه بخوایم خیلی به بقیه سرویس بدیم باید مراقب خودمون باشیم و وقتی من قراره در ازای یه سری سرویسهایی که دارم به بقیه میدم مراقبته از خودم دچار مشکل و خدشه بشه در واقع اینجا احتمالاً من بعداً پشیمون خواهم شد. پس به نظر من یه جاهایی برای مهربونی با خودمون لازم با بقیه یه کم بی‌رحم باشیم و مراقبت از خودمونه. چون یه آدم تو خود هواپیما هم که می‌شینیم میگه اول ماسکو رو صورت خودت بذار بعد نفر بعدی چون یه آدم له داغونه خسته پر از اضطراب چطوری می‌تونه برای عزیزان و نزدیکانش آدم مفیدی باشه؟ به نظرم یه مرزش اینه یه مرز دیگشم اینه که ما به آدما نه باج میدیم نه به آدمایی که

29:23 دارن از قربانی بودنشون پاداش می‌گیرن هی بهشون سرویس بدیم و تقویت کنیم این سیکلو من خودم آدمیا که تا جایی که بتونم سعی می‌کنم به آدما کمک کنم ولی به محض اینکه می‌بینم یه نفری عادت داره بشینه روی صندلی قربانی و با گریه کردن با مش گفتن مشکلاتش از آدمای مختلفی پاداش بگیره به محض اینکه اینو متوجه بشم تمام سرویسم به اون آدم قطع میشه و اصلاً نمی‌خوام حتی به اون آدم دیگه معاشرت کنم یعنی خیلی رادیکالم تو این موضوع چون احساس می‌کنم اون آدم باید یه جایی ببینه که این سیستم جواب نمیده چون تا موقعی که آدما میگن دلمون می‌سوزه براش یه نه بذار یه کمکی کنیم بذار یه جوری کارشو راه بندازیم تا اون موقعی که این شکلیه اون آگاهانه رو اون صندلی می‌شینه چون میگه ببین من تا اینجا موقعی که نشستم کمک میاد و وقتی بدون هیچکی نیست

30:10 مجبور میشه پاشه و یه کاری بکنه من خودم همیشه اینو در مورد رشد خودم اینو دیدم من همیشه مدیون آدماییم که جواب سؤالمو ندادن چون اونا باعث شدن من برم سرچ کردنو یاد بگیرم برم پیدا کردنو یاد بگیرم مدیون اون آدماییهم که یهکم دیرتر بهم اعتماد کردن بهم یه سری فرصت‌هایی رو ندادن چون خودمشونم آپگرید کنم لول آپ کنم خودم رو مجهز کنم به مهارت‌های بیشتر تا لایق این شم که اونا به من اون فرصتو بدن و اون جایگاه رو بتونم به دستش بیارم پس یه جاهایی هم آدما باید به دست نیارن یه سری چیزایی رو یه جاهایی رو باید یه محرومیت‌هایی رو تجربه کنن و اگه ما چه به بچمون چه به عزیزانمون چه به آدم آدمای دیگه داریم یه سرویس اوریو میدیم اسمشو می‌ذاریم همدلی دلسوزی ما داریم آدما رو خراب می‌کنیم یعنی داریم باعث میشیم که اون آدما نتونن رشد کنن چون احساس می‌کنه

30:57 این این موقعیت پاداش بیشتری رو می‌گیره پس اینو ما تو روانشناسی هم داریم یعنی بهخصوص واسه بچه‌ها حالا من اینو ما تو روانشناسی می‌خوندیم حالا من در جایگاهی نیستم الان بهخصوص در کنار دو نفری که متخصصم پدر و مادر بخوام اینو بگم ولی یه اصطلاحی رو ما خیلی تو کلاسامون داشتیم مادر نسبتاً خوب همیشه اساتید می‌گفتن مادر خوبی نباید باشه آدم باید پدر و مادر نسبتاً خوبی باشه می‌گفتیم یعنی چی می‌گفتن یعنی یه جاهایی هم باید یه سری چیزا رو باب به میل بچه انجام ندی یه سری امکاناتی رو نباید براش فراهم کنی یه ذره باید بذاری یه جایی این شکلی که اون یه چیزیو بسازه تلاش کنه بخواد یه چیزیو به دست بیاره اگه مادر خیلی خوبی باشی پدر خیلی خوبی باشی آسیب بیشتری به بچت می‌زنی تا وقتی که نسبتاً خوبی و این تو ذهن من

31:45 تو همه چی هست. یعنی احساس می‌کنم که یه جاهایی ما تو رفتارامون با آدما با کارمندمون با دوستمون ما خودمون آدما رو خراب می‌کنیم و من فکر می‌کنم بالانسش اینه که مراقبت کنیم از خودمون و نذاریم آدما طولانی مدت رو صندلی قربانی بمونن. بسیار عالی. یه نکته‌ای که میخوام مخاطبا بدونن اینه که من خودم در سن ۴۳ سالگی خودم رو اصلاً فکر نمی‌کنم که از لحاظ عاطفی نه از لحاظ هیجانی حالا هرچی که بخواید بگید بالغم چون وقتی به چند سال گذشتهم نگاه می‌کنم چه اشتباه‌هایی داشتم بهخصوص تو همین قسمت هم کسی گریه کنه من بدبخت شدم اصلاً دیگه بیا هرچی می‌خوای برو یعنی حس بدی نداشته

32:34 باشید که اگه مثلاً ما درباره ۱۰ تا موضوع صحبت می‌کنیم و حس می‌کنید که اینجاها من ضعف دارم همه همینن حالا بستگی داره که کجاها باشه بله و می‌رسیم به داستان مسئولیت‌پذیری که شما یه کوچولو دربارش صحبت کردی و اینکه آدم‌هایی که بلوغ هیجانی دارند مسئولیت‌پذیرن فرار نمی‌کنن مثلاً حتی توی حالا ما داریم درباره بیشتر کار صحبت می‌کنیم این داستان هم توی تمام قسمت‌های زندگیمون میشه ازش استفاده کرد توی رابطه‌ها مثلاً تقی به تقی می‌خوره طرف قهر می‌کنه بابا خب بیا حرف بزن بیا بگو من از این رفتار تو اصلاً ب اصلاً از طرز نگاهت بدم میاد حلش کن این داستان اینکه نمی‌خوای قبول بکنی که بابا

33:19 من هم مسئولم تو این داستان تو رابطه هم زیاد دیدیم یکم دربارش صحبت می‌کنی بله هرچی سرمون میاد از بی‌مسئولتی راحت بگم خیلی آدمایی که مسئولیت پذیر نیستن مشکل این نیست که فقط مسئولیت پذیر نیستن مشکل اینه که این آدم‌ها قابلیت و قدرت تصمیم‌گیری ندارن مشکل این هستش که این آدم‌ها از یه جای به بعد ممکنه ابیوسیو بشن سواستفادهگر بشن آدم‌هایی که سواستفادهگر هستن شما رو ممکنه منیپولیت و دستکاری بکنن برای اینکه به حاجت خودشون برسن و اینها رم نمیگم بگم اینا آدمای

34:07 بدین نه اصلاً آدم بد اینا همه از ناآگاهیه و به صورت خیلی سیستماتیک در مغز ما به عنوان یه پترن شکل گرفته یه پترنی که یک الگویی که جواب داده پاسخ بهش داده شده و کسی هم بعداً نیاومده این فراآیندو بررسی کنه ببینه اصلاً فرایند اخلاقی هست نیست نیست یا اصلاً این الگو الگوی درستی هست مخربه نیست مثل خیلی از رفتارهای دیگه در ما نهادینه شده و میشه شما اگر برگردین به سمت آدمای بی‌مسئولیت قطعاً می‌بینین این آدم تصمیم نمی‌گیره بلد نیست تصمیم بگیره و حتماً حتماً اگه یه کاری خراب بشه دیگرانو سرزنش می‌کنه یعنی دوباره اون چند تا مشخصه آدمی که گفتیم که بلوغ عاطفی

34:54 نداره دیگرانو سرزنش می‌کنه قدرت تصمیمگیری نداره بیم مسئولیته همشم به هم وابستهست کاری نداره. یه خصلت جالبی که آدمایی که بلوغ عاطفی دارن اینه که تصمیم‌گیرنده هستن ولی مشورت می‌گیرن. این آدما ادوایس یا نصیحت رو فقط گوش می‌کنن. فقط گوش می‌کنن. اصلاً اصلاً تعمیم نمیدن به خودشون برای اینکه به یه جایی رسیدن که می‌دونن آدم‌ها قصه موفقیت یا باید و نباید خودشون رو با شما به اشتراک می‌ذارن ولی بسیار با شما متفاوتن. حد توانمندیشون، حد داناییشون، قدرت انتطباق‌پذیریشون و اصلاً تعریفشون از خوب و بدنون. آدم‌هایی که مسئولیت‌پذیر نیستن

35:42 ادوایس نمی‌گیرن، نصیحت نمی‌گیرن. کلاً معادله رو می‌ذارن جلو یکی براش حل کنه. مامانم اینجوری گفت همین کارو می‌کنم. زنم این کارو گفته همین کارو می‌کنم. شوهرم به من گفته کار درسته دیگه می‌کنم. بعدم اصلاً فکر نمی‌کنم درسته یا غلط. چرا؟ چون اگه فکر کنم فردا دیگه نمی‌تونم محکومش کنم اگه به یه جای بد برسه. اینا یک سری الگوهای به هم تنیده هست که به عنوان کنش و واکنش مدام داره این سیکل معیوب رو تکرار می‌کنه در آدمایی که بلوغ عاطفی ندارن شکستنشم از یه جایی به بعد بسیار کار سختی میشه چون میرن تو فاز ابیوسیو و سواستفادهگر و اونجا قابلیت‌های شما رو زیر سؤال می‌برن چون اگه قابلیتهای شما

36:29 زیر سؤال نره و شما باورتون شه که یه آدم بالغ و تصمیم‌گیرنده هستین از یه جای دیگه مطالبه‌گر میشین مطالبه حق خودتون رو می‌کنید. آدم‌هایی که بلوغ عاطفی دارن از حق خودشون صرف نظر نمی‌کنن. اگر بدونن جایی حقشون داره ازشون گرفته میشه اون فضا رو ترک می‌کنن. مبارزه نمی‌کنن با آدمی که بالغ نیست ولی خودشون رو از یه جایی به بعد بیشتر در شرایطی که در در حقشون بی‌انصافی بشه قرار نمیدن. حاضرن از یه سری چیزا صرف نظر کنن ولی حاضر نیستن بی‌انصافی رو قبول کنن. چون قدرت تمایز دارن در لحظه در ناخودآگاهشون ولی متأسفانه آدم‌هایی که مسئولیت پذیر نیستن تو این بازی میفتن. چقدر شما آدم‌های بالغ از نظر فیزیکی

37:15 می‌بینین که زندگیا از هم جدا شده برای اینکه یه آدمی مسئولیت‌پذیر نبوده؟ اتفاقاً آدمی بوده که حرف بقیه خیلی روش تأثیر می‌ذاشته. اتفاقاً آدمی بوده که خیلی سواستفاده‌گر بوده. اتفاقاً نیست. این‌ها یک پاسخ هستن. یه کنش و واکنش هستن که در آدم‌هایی که بلوغ عاطفی ندارن که دلایلشم زیاده که چرا یه آدم بالغ از نظر فیزیکی بلوغ عاطفی رو تجربه نمی‌کنه و باز هم محیط اطرافیان به شدت درش تأثیر دارن مخصوصاً والدین اور پروتکتیو والدین بیش از حد حمایت کرد چیزی که مرسا جون گفت خیلی دوست دارن خوب باشن به جای اینکه کافی باشن دوست دارن خوب باشن خوبه هم از ایگو ما میاد از همون مهرطلبی ما میاد اونا اجازه نمیدن بچه‌ها به وقتش بلوغ

38:01 عاطفی رو تجربه کنن و نتیجهش میشه بیمسئولیتی در قبالش آدمی که بلوغ عاطفی داره چون یاد گرفته فرصت‌ها رو ببینه و بنا به قابلیتش آگاهیش داناییش تواناییش بهترین پاسخ رو در همون زمان ممکنه ۲ ماه بعد فکر کنه پاسخ نادرستی بوده ولی در همون زمان بهترین پاسخو داده نه خودشو سرزنش می‌کنه نه دیگران میگه یاد گرفتم از این بهتر نمی‌تونستم از این بهتر بلد نبودم و مسئولیتشو قبول می‌کنه. شما یک آدمی که بلوغ عاطفی نداره هیچ‌وقت نمی‌بینید عذرخواهی کنه. یه شاخصه دیگهش. آدمی که بلوغ عاطفی داره به راحتی قبول می‌کنه اشتباه کردم. از این بهتر بلد نبودم. خب شده که شده. ۱۰۰۰ تا کار خوب آدم می‌کنه د تاشم ممکنه اشتباه باشه.

38:47 سرمم می‌گیرم بالا میگم آقا من اینجا بهتر از این بلد نبودم. کیپبیلیتیها توانمندی‌های خودم رو می‌شناسم. با افتخار سرمو می‌گیرم بالا ناتوانی خودم رو هم می‌شناسم. این هم مسئولیت‌پذیری هستش. آدمایی که دلوغ عاطفی دارن با خودشون مهربونن. با خودشون یعنی میگن آقا من تمام داشته‌هامو گذاشتم وسط چیزی نبود که بخوام ازش درش خصاص به خرج بدم. تصمیمم گرفتم. پای تصمیممم وایسادم. بنابراین آدم هیچوقت خودش رو ملامت نمی‌کنه. درس می‌گیره و اتفاقاً بیان می‌کنه. آدمی که بلوغ عاطفی نداره اصلاً زیر بار نمیره که اشتباه کرده. چون اصلاً تصمیمی نگرفته. چون اصلاً در موقعیتی قرار نگرفت که سد خودشو بذاره وسط موقعیتسنجی کنه و یک تصمیمی رو بگیره.

39:35 اگر بخواد قبول کنه که اشتباه کرده تا تهش باید بره عقب به یه جایی می‌رسه خیلی کم گذاشته وسط و نمی‌کنه اینا این کارا رو ۱۰۰ مسئولیت‌پذیری از یه بلوغ عاطفی میاد و هر چقدر هم اتفاقاً قوت بشه قوت بشه روش کار بشه قوی‌تر بشه این بعد آدم بلوغ عاطفی هم قوی‌تر میشه خیلی رابطه مستقیمی با هم دارن تصمیمای بیشتر شما می‌گیرین سعی خطایی بیشتر می‌کنید استراتژیست میشین کمکم یاد می‌گیرین از چه راهی باید تصمیم گرفته بشه به وقتش با بیشترین ایمپکت بیشترین اثر و کمترین هزینه این بلوغ هم همین طور که هی میاد خودشو تقویت می‌کنه و قوت میده از اون طرفم متأسفانه انفعال در یادگیری و بلوغ باعث میشه هی آدم به سمت

40:22 هیز میره کمتر از تر به خاطر ترسش کمتر تجربه می‌کنه کمتر تصمیم می‌گیره و هی منفعل‌تر و منفعل‌تر میشه و بازتابش برای اطرافیان جامعه وحشتناک‌تره عالی مهسای عزیز چیزی میخواید به این موضوع اضافه کنین یا بریم سر بریم سر من انقدر عاطف جون عالی صحبت میکنم من دارم یاد می‌گیرم استفاده میکنم من فقط تجارب شخصیم رو بهش درک واقعا خیلی خیلی صحبتهای مهمیه و واقعاً می‌دونم که آدمای زیادی تو یعنی حداقل خودم اینو تجربه کردم آدمای زیادی هستن که خیلی هم نرماله یعنی این حس بدی نباید واسه آدما ایجاد کنه این حرفم خیلیا می‌تونن خیلی خیلی تحصیل کرده باشن مدرک پی اچی داشته باشن یا خیلی ثروت داشته

41:07 باشن خیلی شهرت خیلی چیزا رو داشته باشن ولی این موضوعاتو چون جای کسی به ما یاد نمیده می‌تونیم تا خیلی سنای بالا هم ازش خبر نداشته باشیم و بعد یهو یه نگاه می‌کنیم می‌بینیم که هر جا اذیت شدیم از این ناگا ناآگاهیه تو این حوزه‌ها بوده و واقعاً چقدر خوب که این فرصته ایجاد شده و همه داریم این مواردو می‌شنویم و یاد می‌گیریم و امیدوارم بچه‌هایی هم که دارن این ویدیو رو می‌بینن سخاوتمندانه با بقی بقیه به اشتراک بذارن چون هرچی جامعه در این زمینه‌ها بیشتر آگاه بشه مشکلات کمتره شاید یه ذره این حرفم عجیب باشه ولی دیدین مثلاً وقتی مسافرت میکنیم میریم کشوری اروپایی یا حالا بعضی جاها تو امریکا یا حتی بعضی جاها تو دبی که آدمای حالا یعنی متفاوتو داریم می‌بینیم احساس می‌کنیم یه سری تنش‌هایی که مثلاً تو ایران داریم

41:55 خیلی تو اینجاها کمتره یعنی یه سری چالشهامون با آدما یه مقداری کمتره یه بخشیش بخواد به خاطر اینه که توی یه سری جوامع تو این زمینه‌ها آموزش داره داده میشه و یک سری موضوعاتی مطرح شده و واقعاً ما من که مثلاً روانشناسی هم خوندم بعضی ابعاد این صحبتها توی یعنی یه نفر که کارشناسی هم می‌خونه ارشدم می‌خونه بعضی ابعاد این صحبتها رو هیچوقت براش کسی باز نمیکنه و خیلی مهمه که با دقت گوش کنیم و تا جایی که میشه با بقیه به اشتراکشون بذاریم بسیار عالی یکی از با هم یه ضبط داشتیم و تو توش گفتی که بعضی وقتا آدما ازم می‌پرسم که راز موفقیت چیه؟ یادت من چی گفتی چی گفتی استمرارو فکر کنم گفتم نه گفتی که انگار

42:40 مثلاً یه راز انگار یه رازی وجود داره گفتم انگار دنبال گفتم که آره الان یادم اومد گفتم که آدمایی که می‌پرسن راز موفقیت چیه انگار که فکر می‌کنن یه رازی وجود داره ما نمیگیم و دنبال یه رازن و هرچی هم به اینا توضیح بدی مثلاً بگی استمراره تلاش اینه همه مواد اولیهشم بیای بهشون بگی باز فکر می‌کنن تو اون رازه رو نگفتی و حتی مثلاً یه نفر دیگه می‌تونه یه پکیجم بفروشه بگه من اینجا بیا پول بده رازو بهت میگم میگم و این آدم همیشه دنبال اون رازهست یا مثلاً من هنوزم اینو خیلی می‌بینم مثلاً کامنت می‌ذاره حامید کی بود؟ نفر اولی که حمایتت کرد کی بود؟ و من واقعاً جواب مشخصی واسه این سؤال ندارم. جواب معنویش اینه که آدم میگه خانوادم پدر مادرم. ولی واقعاً اگه این شکلی باشه خب خیلیا ساپورتهای بیشتری داشتن. پس چرا ما متفاوت از هم پیش میریم؟ به خاطر اینکه

43:27 اولش کسی حامید نیست. تو باید یکم آدما ببینن داری چیکار می‌کنی. ببینن می‌ارزه روت سرمایه‌گذاری کنن یا نه. بعد رود سرمایه‌گذاری می‌کنن ولی اون آدمه همیشه دنبال یه حامیه و هیچ‌وقت شروع نمی‌کنه. آره دلیلی که اینو گفتم بهخاطر اینکه مثلاً وقتی از آدم می‌پرسن که راز موفقیت چیه فکر می‌کنن که مثلاً صبر کن آها اینه می‌دونی فکر می‌کنن یک چیزه که تو باید انجام بدی که موفق بشی ولی یه سری نکات هست که مثلاً از لابه‌لای صحبتها میشه درآورد و یه چیزی که من خیلی بهش اعتقاد دارم حالا توی این بحث ما هم می‌گنجه اینه که عضو گروهی نبودن درسته و تا دلت بخواد این روزا گروه‌های

44:13 مختلفه می‌دونی یعنی شما وقتی خودت رو متعلق به یه گروه می‌دونی باید مثل اونا فکر کنی یه چیز جالب الان بهتون بگم یکی از نشانه‌های بلوغ عاطفی اینه که اتچمنت وجود نداره وابستگی وجود نداره خیلی کار سختیه ها خیلی کار سختیه و گروه در یه سنی نیازه اتفاقاً بچه‌ها باید در گروه باشن ولی از یه جایی به بعد تو به راحتی باید بدون اینکه احساس تعلق بکنی زندگی کنی و رشد کنی. این احساس تعلق و وابستگی تقدیر میاره از یه جایی به بعد تا قبل از اینکه روحی تیم ورک شما شکل بگیره شما باید ترایش کنی باید تجربهش کنی باید جزئی از اون باشی کاری که شما دارین تو مدرسه فوتبال و

44:58 بچه‌ها می‌کنی باید شما عضو یه تیم باشی ولی همون جا شما وقتی اون مهارتو یاد گرفتی وقتی به بلوغ عاطفی رسیدی باید بتونی بدون اتچمنت بدون وابستگی می‌خوای زن باش می‌خوای خانم باش میخوای بچه‌های مامانت باش می‌خوای آقایی باش که خیلی همسرش رو دوست داره احترام جداست قدردانی جداست اینکه من حالا یه بحثی هم اون روز کردیم شاید بد نباشه الان باز شه که من اون روز مرسان می‌گفتم می‌گفتم که بدترین چیز و مخرب‌ترین چیز توی نگوشیشن تو مذاکره توی بیزینس تو قرارداد بستر اینه که شما هیجان زده بشی هیجانتو بخوای بروز بدی و خیلی باید اون رو خوب کنترل کنی در روابط

45:44 زناشویی هم همینه در روابط بچه‌هاهم همین طوره یه وقت می‌خواین تشویق بکنین همسرتون براتون یه گلی خریده خیلی ذوق زده شدین یه کادوی خوب گرفتین قدردانی کنید حتماً باید قدردانی باشه یعنی تشکر به نظر من نماد یک انسان متمدن و روشنفکر و سالم هست روزی ۱۰ دفعه هم تشکر کنید ولی دلیل درست داشته باشین منطقی نه رو هوا همینقدر که می‌دونی که یک رابطه احتیاج به تیمار داره و برای بهتر شدنش یه گل می‌خری برای من یه دنیا ارزش داره و اتفاقاً آدرس درست بدیم که برگرده رابطه سر جای درستش بچرخه یا آقای نشسته با من داره مذاکره

46:30 می‌کنه مرسی که اومدین پای میز مذاکره مرسی که قرارداد تا اینجا رسید مطمئنم اگه این دفعه هم از توش چیزی درنیاد ما خیلی در واقع منافع مشترک داریم یا حوزه‌های مشترک داریم که در آینده بتونیم از تو چیزای خوب خلق کنی. تشکر می‌کنه آدم. می‌تونی هیجانت رو کنترل کنی به جاش تشکر کنی. حتی اگه اون بیزینس اون موقع شکل نگیره حتماً در آینده اون آدم تو رو قابل اعتماد دونسته و به تو برمی‌گرده. لازم نیست هیجانات رو بروز بدین. هیجان بروز دادن دوباره نشون دهنده همون عدم بلوغ عاطفیه. ولی اینکه شما گفتین به گروه متعلق نبودن منطقش همینه. احساس اتچمنت، احساس وابستگی آدم‌ها رو از یه جایی به بعد تقدیر می‌کنه. می‌تونیم ما همدیگه رو

47:17 تقدیر بکنیم. حضور هم رو کنار هم مقتنم بشماریم. از هم ممنون باشیم برای اینکه داریم ساعت رو با هم به اشتراک می‌ذاریم. منافع هم رو با هم به اشتراک می‌ذاریم. هم‌دلیم، همدردی می‌کنیم ولی اتفاقاً طرف مقابل باید بدون رابطه سالم که اگر در زندگی من حضور نداشته باشی ممکنه زندگی سخت باشه ولی اصلاً چیزی از مسیر من و اون جایی که من توش هستم من رو منحرف نمی‌کنه. من همچنان یک پرپسی دارم، یه هدفی دارم به سمت اون دارم حرکت می‌کنم. حضور تو تسهیل می‌کنه مسیرو برای من. نبود تو من رو از مسیرم باز نمی‌داره. و اتفاقاً این رمز موفقیته در رابطه مشترک وابستگی باعث میشه

48:04 من رشد نکنم همینقدر که من خیالم راحت باشه که مرسا برای همیشه دوست من هست برای رشد اون رابطه از حرکت باز می‌مونه این خیلی مسئله که این خودش دوباره به بلوغ عاطفی کمک میکنه اینکه من هیجانمو خیلی نشون ندم و در قبال تقدیر بشم ضمن اینکه من اشباه شدم برای کاری که کردم پاداشم رو گرفتم ضمن این به من میگه همیشه جا برای بهتر بودن هست و من همیشه فکر می‌کنم چطور بهتر باشم این خودش دوباره به بلوغ عاطفی کمک می‌کنه مسائل ریزیه احساس تعلق یه دنیا به تو میگن خیلی چیز خوبیه احساس تعلق تا کجا چقدر برای چی شما احساس تعلق به وطن می‌کنین این کانسپت بسیار فراخ و

48:51 بزرگه خیلی چیز قشنگه ولی اگر شما احساس وابستگی مادرتون بکنین یه سنری به بعد بلوغ عاطفی نرسیدین بدونیم از کجا به کجا داریم می‌رسیم، از چی کجا داریم استفاده می‌کنیم. احساس تعلق و وابستگی برای یک انسان بالغ از یه جایی به سم و مانع باید چنلایز بشه، باید در مسیر درستش بیفته که منجر به رشد بشه، پیشرفت بشه و سازندگی. زمانی که من فکر کنم که این اتشمنت و وابستگی در حدیه که اگر نباشه ی دنیا سر من خراب میشه اونجا جاییه که اون مسیر اون رابطه دیگه سازنده نخواهد بود عین اعتیاده عین دراگه عین مخدر داره منو تقدیر می‌کنه و من تمام سعیمو می‌کنم که رابطه رو نگه

49:38 دارم تمام سعیم رو می‌کنم که این بیزینسو نگه دارم دیگه سعیم نمی‌کنم بیزینسو رشد بدم سعی نمی‌کنم رابطه رو رشد بدم اصلاً دیگه به گروت یا پیشرفت فکر نمی‌کنم فقط میخوام همینی که هست چهارچنگولی بچسبم و یه جایی جا می‌مونم به همین ظریفی ولی با همون چیزایی که به ما یاد دادن می‌تونیم زاویه پیدا بکنیم. یکی از دلایلی که من خیلی مخالفم که آدم جزوی گروه باشه اینه که شما مستقل دیگه نمی‌تونید فکر کنید. حتی تو فوتبالشو میگما شما طرفدار آرسنال هستید و یه بازیکنی از آرسنال این مثال خود منه یه بازیکنی از آرسنال رفت منچستر یونایتد آقای راین رابین ومپرسی منچستر یونایتد این پسر عالیه انقدر آدم خوبیه من چند بار

50:25 باهاش نشستم بر نشست و نشست و برخواست نشست و برخواست داشتم ولی زمانی که این رفت من اگه یه جایی که آرسنالیا بودن می‌خواستن در این حرف بزنم شاکی می‌شدن یعنی شما دیگه حتی مستقل نمی‌تونی درباره این نفر فکر کنی می‌خواد گروه وگان باشه میخواد گروه آرسنال باشه آره دیگه اصلاً اجازه نداری شما صبح میاره مرسی جان یه موضوع دیگه که میخوام صحبت کنیم چون میدونی همه ماها دنبال انگیزه‌ایم همهمون هر کسی میگه من انگیزه نمیخوام داره دروغ میگه حالا یه سریا یه سریا هستن قوی‌ترن این انگیزه از درون میاد صبح بلند میشه اگه تمام دنیا م جلوش وایساده باشم میگه من می‌خوام برم به جنگ اینا یه سریا تیپشون این‌طوری نیست کسیه

51:10 که از بیرون باید یکی بهش انگیزه بده و باز این داستان وقتی آدم بهش فکر می‌کنه به این داستان بلوغ عاطفی بلوغ هیجانی حالا هر چیزی که می‌خوایم بگیم می‌دونی انسان بدون انگیزه یه تیکه گوش بیشتر نیست اون گوشه افتاده هیچ فرقی نمی‌کنه تو این قسمت از نگاه شما کسی که بلوغ عاطفی می‌خواد داشته باشه در عین حال که نمی‌خواد به گروهی تعلق داشته باشه ولی انگیزه نیاز داره. حالا اینی که از شما می‌خوام بپرسم به خاطر اینکه شما از طریق محتوا داری به یه نفری که اصلاً نمی‌شناسی انگیزه میدی. تکلیف این داستان انگیزه گرفتن خارج از خود آدم یه چیزی که اکسترناله یه چیزی که یه عامل سومه تکلیف

51:57 اون چی میشه؟ من خودم طرفدار این نیستم که ما بیایم انگیزشی صحبت کنیم. شاید خیلی عجیب باشه بهخاطر اینکه میگم انگیزه یه چیزی از جنس احساسه و اگه ما وابسته اینیم که مثلاً الان حالمون خوبه یه کاری رو انجام بدیم خب فردا که حالت خوب نیست می‌خوای چیکار کنی به اضافه اینکه خیلی وقتا یه یه حرفی که امروز منو مثلاً تکون میده و باعث میشه بلند شم ممکنه دو روز دیگه برام بیمعنا بشه به هر حال اثر این حرفا هم هی کم و زیاد میشه من میگم انگیزه رو باید از معادله حذف کرد و روی کاری که درسته متعهد موند موند به خاطر اینکه ما می‌دونیم که تعهد روی کارای بزرگ و درست تعهد روی کارهای درست در بلند مدت اتفاقات بزرگیو رقم می‌زنه و اینو خودم بارها تجربهش کردم

52:44 تو پروسه ورزشم کاهش وزنم مهاجرتم که خیلی به نظرم که سخت‌ترین پروسه‌های زندگی من مهاجرت بود و از هرچی که تا حالا فکر می‌کردم سخته تنهایی ساختنه خیلی برای من دشوارتر بودم که فقط اون دیسیپلینه و تعهدهست که تو رو می‌رسونه به جایی و خیلی روزا حالت بده ولی اون تعهده به تو این قدرتو میده که حاضر شی و به جلست برسی حاضر شی و کانتنتتو تولید کنی محتواتو بذاری حالا هر کسی کار خودش و نمیتونی بگی آقا من الان امروز دپرسم ولش کن بارها بوده مثلاً سر ضبطهای قبلیم بهخصوص یه دوره‌ای که خیلی مشکلات خیلی خاصی تو زندگیم بود ته دلم بدم نمیومد فیلم‌بردار یا مثلاً یه فردی بیرون از یعنی اختیار من پیام بده بگه میشه کنسل کنیم امروز ته دلم

53:31 بدم نمیومد ولی ولی خب باید می‌رفتم حاضر می‌شدم می‌رفتم و شاید واقعاً بعضی وقتا کسی اصلاً نمی‌فهمید من حالم خوب نیست و بعد می‌دیدم ا ویدیو وایرال شد اون ویدیو وایرال شد و هیچکی نمی‌دونه این ویدیویی که الان وایراله تو اکسپلوره این آدم با چه حالی رفته ضبطش کرده و خیلی عجیبه حتی بعد یک سال من خودمم دقیقاً یادم نیست دقیقاً چرا انقدر حالم بد بوده می‌دونم یه سری اتفاقاتی بوده ها ولی جزئیاتشم از ذهن من رفته پس توصیه کلیم اینه که آدما رو انگیزه و احساسات حساب باز نکنن چه بدش چه خوبش میره و میاد اصلاً حس بدی که داره الان یه نفر و احساس می‌کنه دنیا داره روسش خراب میشه واقعاً بعد از یه مدتی شاید با جزئیات نتونه حتی دقیقاً بگه چه احساسیو داشته و چه چیزی بوده که انقدر آزردش کرده و خوبشم همین طور پس رو انگیزه

54:19 حساب نباید کرد روی اون مسیره باید متمرکز شد که این مسیره از من چه کسی رو داره می‌سازه ادامه دادن این کارای کوچیک در بلند مدت داره منو تبدیل به چه ورژنی از خودم می‌کنه و من میگم وقتی ما می‌تونیم به یه ورژن بهتر از خودمون تبدیل شیم وقتی می‌تونیم به یه ورژنی از خودمون فرصت زیستن بدیم که خیلی باشکوه‌تر از این ورژن فعلیه و این فقط یک قدردانی از پتانسیل‌هایی که در ما نهاندیده شده نه یک کمالگرایی برای اینکه ما کافی نیستیم یعنی من میگم این از این میاد که من یه سری پتانسیلایی درونمه میخوام اینا رو شکوفا کنم زندگیشون کنم بهترین خودم باشم با کسی هم خودمو مقایسه نمیکنم تو مسیر خودمم اینو از جنس یک طرز فکر و مایندست می‌دونم تا یک حرف انگیزشی. اینو خیلیا نمی‌دونن.

55:06 یعنی فکر می‌کنم خیلیا نمی‌دوننش و من شاید تو محتواهام میام این طرز فکرو یادآوری می‌کنم و میگم اوکی شکست خوردی پاشو دوباره با شکوه‌تر شکست بخور برو جلو. اینو انگیزشی نمی‌دونم و اتفاقاً از مخاطبمم اینو می‌خوام. یعنی مخاطب مخاطبی که داره این صحبت‌های به هر حال با تم انگیزشی رو می‌شنوه که به نظر خودم انگیزشی نیست. با خودش این فکرو نکنه که الان من بمب انرژی شدم باشم مثلاً یه حرکتی بزنم به نظرم اینو یه ذره نگهش داره یه ذره عمیق شه بذاره تو وجودش تهنشین شه روش فکر کنه و بعد متناسب با ظرفیتش یک سری اقدام‌های کوچیک انجام بده یهو خرجش نکنه یعنی به نظرم اون حال خوبه رو یهو آدم نباید خرجش کنه ریز ریز خرجش کنه مثل کسی که یه جایزه

55:52 می‌بره مثلاً همون شب اول بره خرید کنه تموم میشه من میگم یه ذره ریز ریز خرجش کن یه ذره بذار تو وجودت تهنشین شه این حال خوبه رو پخشش کن تو هفتت و همهمونم به این حاله نیاز داریم من خیلی وقتا مثلاً خودم یهو بعضی کلیپای خودمو مثلاً تو یه حالیهم مثلاً یهو یه کلیپ خودم میاد تو اکسپلور می‌بینم چقدر این نکته رو من الان خودم احتیاج داشتم و این یه فکتی بوده که یک از یک طرز فکری بلند شده که منم نبودم ریشه اون فکره دیگه یه عالمه دانشمند و متخصص نشستن به اون رسیدن و من اینو صرفاً نقلش کردم ولی الان تو این لحظه حال خود منم داره بهتر می‌کنه. نه برای اینکه بدوهم یه حرکت عجیب بزنم برای اینکه حواسم باشه تو مسیر بمونم. یعنی من بیشتر هدف خودم از

56:38 کانتنت و محتوای انگیزشی اینه و اگه بخوام ارتباطشو خیلی کوتاه بگم با بحث امروزمون اینه که ما قرار نیستش که یه حرفی باعث یه تصمیم هیجانی بگیریم. قراره یه طرز فکری رو داشته باشیم که با وجود همه بالا پایینی احساسیمون به مسیری که درسته متعهد بمونیم. و تو اون مسیر درست بریم جلو و می‌رسیم. یعنی قطعاً همه رسیدن. هر کی راه درست بوده به نظر من رسید. من همیشه هر کی بهم مثلاً میگه تلاش جواب نمیده میگم واقعاً من تا حالا ندیدم یه آدمی هر روز ورزش کنه توی یک سیستم درستی با یه تغذیه درستی و مثلاً بگه هیکل خوبی نداره. من ندیدم. بهم نشون بدین. یا تو هر مثال دیگه‌ای اگه آدما دارن اشتباه تلاش می‌کنن یا فعال‌نمایی می‌کنن یعنی دارن مثلاً

57:25 تلاش می‌کنن هر روز می‌تونم برم باشگاه و هیچ اتفاقی نیفته هل برم ترد میل را برم بعد برم یه شکل سفارش بدم یه عکس آینه بگیرم بیام ۱۰۰ مدل میشه از همه چی استفاده کرد فعالنمایی اسمش تلاش نیست تلاش درست اصولی با رعایت همه چیز تو همه زمینه‌ها جواب میده حالا ظرفیت‌ها متفاوته ولی نمی‌تونیم بگیم جواب نمیده چقدر قشنگ جمع کردی بحثرو مثلاً بلوغ عاطفی احساسی هر چیزی که میخوایم اسمشو بذاریم اینه که شما صبح پاشی کسی هم نباشه به انگیزه بده کلی هم کار داشته باشی مثل شما باید صبح پاشی بری بحرین کلی هم کار انجام بدی کسی هم نیست که شما رو بلند کنه بگه عاطفی جان پاشو اینم قهوت بچه‌ها هم مدرسه دارن کار هزار یک

58:11 داستان داره باید بری کارو انجام بدی دیگه درسته بله همینطور و قشنگیش به همینه قشنگیش به اینه که ما در نهایت انسان پاداش محوره و به نظر من برای انسان هیچ پاداشی قشنگ‌تر از این نیست که من تونستم همین کافی خیلی قشنگه من تونستم هر کس گفت نمی‌تونه یا به شما میگه نمی‌تونی خیانت داره می‌کنه تمام لذت آدم بودن به اینه که من می‌تونم و تونستم چیزی خلق نشده مگر اینکه این باور در ذهن ما نهادینه نبوده هیچ آدم کاشف و مختره و انترپرونر و کارآفرین و

58:58 بیزینسمنی به جایی نرسیده مگر اینکه واقعاً گفته من می‌تونم تونستم این تونستم می‌تونه همین یه روزی باشه که برای همه ما پیش میاد واقعاً دیروز دلم نمی‌خواست برم جیم واقعاً ولی آدم میره بعد میاد میگه من تونستم این پادا داشست واقعاً یه روزایی برای من از تخ بیرون اومدنم ویکندا خیلی پیش میاد من جلسه دارم صبح مثلاً میگم بابا امروزم نباید این کارو می‌کردم پا میشم می‌بینم بچه‌ها خوابن من میتینگمم می‌گیرم آنلاین بعد بیدار میشم میگم اینم تونستم اینه اصلاً لذت به اینه که تمام پاداشی که شما به خودت می‌تونی بگی همین تونستمه جنگ نیست نمی‌خوام بگم با خودتون

59:45 بجنگین با خودتون رقابت کنید در عین اینکه با خودتون مهربونین همدلی دارین چیزی که مرسا جون گفت حالا من یه چیز دیگه بگم یه تکنیک بهتون یاد بدم اون موقعی که انگیزه دارین یکی عاشق میشه یکی نمی‌دونم حال خوب می‌گیره یه تریک یه حقه بهتون یاد بدم بدونین این ابزار اون انگیزه‌های خارجی استفاده کنین عادت بسازین تبدیلش کنین به عادت اون ابزاره و اونو روزگار جلو جلوی شما گذاشته که به شما بگه شما چه قابلیتی دارین اگر انگیزه باشه و بعداً اون انگیزه باید بشه سلف لاف عشق به خودم دیگه از تو باید بیاد اون ابزاره این یه حقهست یادش بگیرین موندنی نیست بهتون قول میدم میره

1:00:32 اون انگیزه بالاترین انگیزه‌هاهم یه تاریخ مصرف داره ولی چرا تو زندگی ما حضور داره که ما خودمونو بسازیم اونو تبدیل به عادت کنیم حالا من الان یه پسری منو ابراز علاقه کرده به خاطر اون می‌خوام رو هیکلم کار بکنم اصلاً من قضاوتتون نمی‌کنم همه ما یه روزی اونجا بودیم ولی این ابزاره ابزاره رو بکن اگه من تونستم ۵ صبح پاشم به خاطر اون برم بدوهم ۳ روز در هفته نباشم می‌تونم برم بدم اون باید بشه عادت برای من از اون انگیزه‌ها استفاده کنین به جایی که مرسا گفت می‌رسین دیگه کانسیستنسی اون ددیکیشن اون تعهد اون تکرار میشه ملکه ذهن شما همه ما هم این روزا رو گذروندیم شما هر باری که لغت انگلیسی میگید تن من می‌لرزه فارسیشو میگم جدیدا خیلی دوستان حساسن

1:01:20 یه چیزی در مورد لغت انگلیسیه بگم حالا برای دوستانی که حساسن من یادمه که دانشجو که بودم خیلی دوست داشتم برم سر کلاسهای دانشگاه‌های مختلف بشینم و رسیدم به کلاسهای پزشکی یعنی تو اون کنجکاویه و جستجوگری رسیدم خیلی هم سخت بود رام نمی‌دادم بعد دیگه نامه گرفتم و من می‌رفتم سر یه سری واحد مثلاً نوروساینسو دوست داشتم مغزو دوست داشتم می‌رفتم سر کلاسی مربوط به درسهای نورولوژی و نوروساینسشون می‌شستن و ت همیشه استادای بچه‌های پزشکی بهخصوص یه سری استادا که من خیلی دوستشون داشتم همین جوری بود صحبتاشون انگلیسی فارسی بود و من اون موقع خیلی انگلیسیم به این شکل خوب نبود که بفهمم و یه بخشی حرفا رو نمی‌فهمیدم و این برای من شد یه چالش من صدای استادو ضبط

1:02:05 می‌کردم می‌رفتم خونه و شروع می‌کردم واژه‌هایی که نمی‌فهممو دیکشنری چک می‌کردم و بعد بعد از یه مدت دیدم من یه عالمه کلمه یاد گرفتم و یهکمم عادتش یه مدت رو من بود. حالا سعی کردم چون دیدم کامنت منفی می‌گیره منم کمش کنم. فکر می‌کنم که اولاً که این موضوع خیلی بابه تو فضای آکادمیک یعنی فضای یادگیری خیلی بابه که یه سری واژه‌ها استفاده میشه و بعد اینکه می‌دونم بعضیا یه عرق خاصی به زبان فارسی ما که داریم فارسی کانتنت تولید می‌کنیم ولی این خیلی قشنگه. من ۵ تا کلمه جدید دارم امروز یاد می‌گیرم یا یه کم متفاوت ببینیم یعنی قبل از اینکه عصبانیشیم و احساس کنیم مثلاً حالا من تو کامنت‌هایی که حالا واسه پادکست این اینجا ندیدم واسه یه کلیپ دیگه دیده بودم که زده بود مثلاً می‌خواین کلاس بذارین می‌خواین مثلاً بگی خیلی مثلاً خارج زندگی کردین نه

1:02:51 واقعاً واقعاً اصلاً آدمایی که میان و در مورد این موضوعات حرف می‌زنن اصلاً تو این مدار نیستن خیلی از این مدار بذار اینم بگم سار جان اینکه شما اصل مطلبو ول می‌کنین به فر می‌رسین اینم باید رو بلوغ عاطفی کار شه واقعا می‌رسیم به جایی که میخواستم این قسمت رو با ژورنالینگ تموم کنم. من سه قسمت درباره ژورنالینگ رو یوتیوب گذاشتم و خیلی راضیا برای خودم. یعنی چون وقتی اینو درست می‌کنم ای چقدر خوب بود بذار بهشون بگم و من هر روز صبح که شروع می‌کنم روزم رو بعد از اینکه سگم رو راه می‌برم می‌شینم می‌نویسم شاید سه خط تنها خطی که هر روز می‌نویسم اینه که من امروز مانند

1:03:38 یک آدم سازنده رفتار خواهم کرد بدون اینکه انرژیم بالا باشه پایین باشه بدون اینکه بدونم کی جلوی راهم و بدون اینکه که آدمای دیگه اجازه بدن روزم روزمو تحت تأثیر قرار بده. این جمله برای من کولاک می‌کنه. یعنی داستان همین بلوغ عاطفی و خیلی از مخاطبای ما که همشونم دوست دارم کسیو نداشتن این چیزا رو بهشون بگه. کسی این چیزا رو به منم نگفته، به شماهم نگفته، به شماهم نگفته اینا ابزاره که شما می‌تونید رو خودتون کار کنید که احساساتتونو ببینید. من بارها گفتم روزی که من مردم لطفاً این رو با من خاک کنید. اینو کسی دست هیچ‌کسی نیفته. چون چیزایی که اینجا نوشتم یعنی انقدر می‌نویسم چیزایی که اصلاً نمی‌خوای حتی

1:04:25 قبولش بکنی. بعد که نگاه می‌کنی میگی او یا جدیداً کاری که می‌کنم عکس می‌گیرم میدم هوش مصنوعی توضیح میده برام بعد چون قبلیا رم بهش دادی شناخته دیگه یه مقداری باید خودمونو بهش بهتر بشناسیم بلوغ عاطفی قوقا می‌کنه من از شما خیلی سپاسگزارم مرسی از شما تا دوست عزیز خیلی از این بحث میشه استفاده کرد خود من قطعاً بیشتر از یک بار نگاه خواهم کرد اگر صحبت پایینی ندارید جمعش کنیم من یه یه جمله‌ای کوتاه دوست دارم بگم از صحبتهای عاطف جان یه جمله گفتن لذت اینکه یه چیزیو خودت بسازی لذت کریت کردن لذت ساختن خیلی دوست دارم اینو به عنوان یه واژه‌ای که حالا همسن و سالای خودم یا هر آدمی که این این ویدیو رو دیده یه کم روش

1:05:12 عمیق بشه روش فکر کنه چون خیلی جاها اگه فقط واسه همین وقت بذاریم که من میخوام چه چیزی رو بسازم خلقش کنم از خیلی چیزا دور میشیم و از یک سری دغدغه‌های اضافی دور میمونیم و متمرکز میشیم رو ساختن چیزایی که خیلی ارزشمندن. عالی عاطفه جان من فقط یه توصیه بکنم برای خودم خیلی کار کرد برای اینکه کمک کنه مخاطبا به اون بلوغ عاطفی که دوست دارن و براشون کار می‌کنه برسن. برگردن عقب ببینن کجا بیش از اندازه عکس‌العمل نشون دادن که ارزششو نداشت. دفعه بعد سعی کنن تو همچون موقعیتی تمرین کنن و کجا می‌تونستن با یه ذره بیشتر عکسالعمل نشون دادن نتیجه دلخواه بگیرن که اون کارو نکردن. اینو برا خودشون تسب کنن تکلیف

1:05:58 بذارن برگردن به حافظه کوتاه مدت یا آینده که در راهه خیلی کمک میکنه که کمکم ماها رو یه ذره معتدل کنه در رفتارمون در هیجان نشون دادن و در نوع احساس و برخوردی که می‌کنیم مرسی از شما مرسی از

Share

YouTube Video Summaries