How to gain control of your free time | Laura Vanderkam | TED

TED www.youtube.com

خلاصه

این سخنرانی درباره مدیریت زمان است و بر این ایده تمرکز دارد که چگونه با اولویت‌بندی و اختصاص زمان به کارهای مهم، می‌توانیم زندگی بهتری بسازیم. نکات کلیدی شامل:

  • زمان انعطاف‌پذیر است و ما می‌توانیم آن را برای کارهایی که واقعاً مهم هستند، پیدا کنیم.
  • به جای گفتن "وقت ندارم"، بگوییم "این کار در اولویت نیست" تا مسئولیت انتخاب‌های خود را بپذیریم.
  • با تعیین اهداف حرفه‌ای و شخصی و تقسیم آن‌ها به مراحل عملی، اولویت‌های خود را مشخص کنیم.
  • با برنامه‌ریزی هفتگی و اختصاص زمان به کار، روابط و خودمان، از زمان خود به طور مؤثر استفاده کنیم.
  • از لحظات کوچک و به ظاهر بی‌اهمیت برای انجام کارهای لذت‌بخش و معنادار استفاده کنیم.

مقدمه: تصورات غلط درباره مدیریت زمان

سخنران با بیان اینکه مردم اغلب تصور می‌کنند او همیشه سر وقت است و ترفندهای زیادی برای صرفه‌جویی در زمان دارد، صحبت خود را آغاز می‌کند. او با اشاره به مقالاتی که در مجلات درباره یافتن یک ساعت بیشتر در روز منتشر می‌شوند، این ایده را به چالش می‌کشد و معتقد است که رویکرد بهتری برای مدیریت زمان وجود دارد.

ساختن زندگی مورد نظر به جای صرفه‌جویی در زمان

سخنران با اشاره به پروژه‌ای که در آن زندگی 1001 زن پرمشغله را بررسی کرده، به این نتیجه می‌رسد که ما زندگی‌ای که می‌خواهیم را با صرفه‌جویی در زمان نمی‌سازیم، بلکه با ساختن زندگی مورد نظرمان، زمان خودبه‌خود صرفه‌جویی می‌شود. او داستان زنی را مثال می‌زند که به دلیل خرابی آبگرمکن مجبور می‌شود 7 ساعت از وقت خود را صرف رسیدگی به این مشکل کند، اما اگر از او خواسته می‌شد این 7 ساعت را به فعالیت دیگری اختصاص دهد، احتمالاً می‌گفت وقت ندارد.

اولویت‌بندی و انتخاب‌های آگاهانه

سخنران با نقل قولی از یکی از پرمشغله‌ترین زنانی که با او مصاحبه کرده، تأکید می‌کند که هر کاری که انجام می‌دهیم، انتخاب خودمان است. به جای گفتن "وقت ندارم"، باید بگوییم "این کار در اولویت نیست". او با مثال گردگیری پرده‌ها نشان می‌دهد که کمبود وقت بهانه‌ای بیش نیست و اگر انگیزه کافی وجود داشته باشد، زمان آن کار را پیدا خواهیم کرد.

تعیین اولویت‌ها و برنامه‌ریزی

سخنران دو استراتژی برای تعیین اولویت‌ها ارائه می‌دهد: نوشتن بررسی عملکرد سالانه فرضی برای سال آینده و نوشتن نامه تعطیلات خانوادگی فرضی برای سال آینده. با این کار می‌توان لیستی از 6 تا 10 هدف برای سال آینده تهیه کرد. سپس باید این اهداف را به قدم‌های عملی تقسیم کرد و آن‌ها را در برنامه هفتگی خود قرار داد. او پیشنهاد می‌کند که عصر جمعه زمان مناسبی برای برنامه‌ریزی هفته آینده است.

اهمیت تقسیم‌بندی اولویت‌ها

سخنران توصیه می‌کند که یک لیست اولویت سه بخشی شامل شغل، روابط و خودتان تهیه کنید و در هر دسته 2 تا 3 مورد را یادداشت کنید. این کار به شما یادآوری می‌کند که باید به هر سه جنبه زندگی خود توجه کنید. سپس باید نگاهی به هفته پیش رو بیندازید و ببینید کجا می‌توانید این اولویت‌ها را در برنامه خود قرار دهید.

مدیریت زمان و یافتن فرصت‌ها

سخنران با تأکید بر اینکه هر هفته 168 ساعت است، به این نکته اشاره می‌کند که حتی با وجود کار تمام وقت و خواب کافی، باز هم زمان زیادی برای انجام کارهای دیگر وجود دارد. او با اشاره به تحقیقاتی که نشان می‌دهند افراد اغلب ساعات کار خود را بیش از حد تخمین می‌زنند، تأکید می‌کند که می‌توان وقت برای چیزهایی که واقعاً مهم هستند، پیدا کرد.

استفاده از لحظات کوچک

سخنران پیشنهاد می‌کند که از لحظات کوچک و به ظاهر بی‌اهمیت برای انجام کارهای لذت‌بخش و معنادار استفاده کنید. برای مثال، می‌توانید در اتوبوس کتاب بخوانید، در زمان استراحت سر کار مراقبه کنید یا به جای شام خانوادگی، صبحانه خانوادگی داشته باشید.

نتیجه‌گیری: وقت برای آنچه مهم است

سخنران با تأکید بر اینکه وقت برای آنچه مهم است وجود دارد، سخنرانی خود را به پایان می‌رساند. او معتقد است که وقتی تمرکزمان روی آنچه مهم است باشد، می‌توانیم زندگی‌ای که می‌خواهیم را در زمانی که داریم بسازیم.

Summarize any YouTube video in seconds

Get summaries like this one for any video, in your language, with the free Summ app.

Download on the Apple Store
Get it on Google Play

Transcript

YouTube Transcript Generator

0:00 Translator: Negar Niazi Reviewer: Saeid Saadat Talab وقتی مردم مطلع می‌شوند که درباره مدیریت زمان نوشته‌ام دو چیز را فرض می‌کنند یکی اینکه من همیشه سر وقت هستم، که نیستم. من چهار فرزند کوچک دارم، و دوست دارم اون‌ها را برای تاخیر گاه به گاهم سرزنش کنم، ولی بعضی وقت‌ها واقعا تقصیر اون‌ها نیست. یکبار به سخرانی‌ام که درباره‌ی مدیریت زمان بود دیر رسیدم. (خنده حضار) ما باید لحظه‌ای فکر کنیم و کنایه این رو بفهمیم. مورد دوم اینه که فکر می‌کنند من کلی نکته و ترفند برای ذخیره‌‌ی زمان از این‌طرف و اون‌طرف دارم.

0:46 بعضی وقت‌ها از مجله‌ها می‌شنوم که گزارشی درباره این موضوع‌ها نوشته‌اند، درباره‌ی چگونگی کمک به خوانندگان‌شان برای یافتن یک ساعت وفت بیشتر در روز. و ایده این است که ما مقداری از زمان فعالیت‌های روزانه کم می‌کنیم و روی هم زمان برای کارهای خوب خواهیم داشت من کل نظریه‌ی این گزارش را به چالش می‌کشم اما همیشه علاقه‌مند به شنیدن نظرشان قبل از اینکه با من تماس بگیرند، هستم. برخی موارد محبوب من: زمانی که باید به سمت راست بپیچید فرمان را پجرخانید-- (خنده حضار) در استفاده مایکرویو بسیار معقول باشید: در روی چعبه آن نوشته، سه تا سه و نیم دقیقه، ما داریم نهایت استفاده را از نوشته زیر جعبه می‌بریم و جالب‌ترین از نظر من -که تا حدودی معقول هم هست- می‌گه برنامه‌های مورد علاقتون رو ضبط کنید اونوقت می‌تونید تبلیغ‌ها رو سریع رد کنید. این‌طوری شما در هر نیم ساعت هشت دقیقه ذخیره می‌کنید، بنابراین در یک دوره تلویزیون دیدن دو ساعته، ۳۲ دقیقه برای ورزش پیدا می‌کنید.

1:31 (خنده حضار) که خب درست هم هست. می‌دونید یه راه دیگه برای پیدا کردن ۳۲ دقیقه چیه؟ هر روز دو ساعت تلویزیون نبینید، درسته؟ (خنده حضار) به هر حال، ایده اینه که ما از این طرف و اون طرف وقت ذخیره می‌کنیم، و روی هم رفته، درآخر به همه کارهایی که می‌خواهیم انجام بدیم می‌رسیم اما بعد از بررسی گذران وقت افراد موفق و برنامه‌ی آن‌ها را ساعت به ساعت دیدن، به نظرم این ایده برعکس برداشت شده. ما زندگی‌ای که می‌خواهیم را با ذخیره کردن وقت نمی‌سازیم ما زندگی‌ای که می‌خواهیم را می‌سازیم و بعد زمان خودش را ذخیره می‌کند. منظورم رو این‌طور بگم اخیرا یک پروژه‌ی برنامه‌ریزی انجام دادم که بررسی ۱۰۰۱ روز از زندگی زنان بسیار پرمشغله بود. آن‌ها مشاغل بسیار سختی داشتند، گاهی تجارت خودشان بود،

2:16 رسیدگی به فرزندانشان، شاید هم پدر و مادرشان و تعهدات اجتماعی-- افرادی بسیار پرمشغله. از آن‌ها خواستم برای یک هفته زمان کارهای‌شان را بنویسند تا بتوانم مقدارساعات خواب و کارشان به‌دست آورم، و با آن‌ها برای کتابم درباره‌ی استراتژی‌های‌شان مصاحبه کردم. یکی از خانم‌ها که برنامه‌‌اش را بررسی کردم چهارشنبه شب برای کاری بیرون می‌رود. برمی‌گردد و می‌بینه که آبگرمکن خانه‌اش خراب شده، و حالا آب همه‌جای زیرزمین را پر کرده. اگر شما تا حالا تجربه‌ای مشابه داشته‌اید، می‌دانید که موقعیتی بسیار خسارت آور، ترسناک و آشفته است. پس اون داره با عواقب بعد از خرابی همون شب سر و کله می‌زنه، روز بعد لوله‌کش‌ها رو داره و روز بعدش تمیزکاران باتجربه برای حل مشکل فرش‌های خراب شده. و همه این‌ها در برنامه‌اش ثبت شده منتهی می‌شود به گرفتن هفت ساعت از هفته‌اش. هفت ساعت. این مثل یک ساعت اضافه در هر روز می‌شود.

3:04 اما من مطمئنم اگر اول هفته از او می‌پرسیدید، «هفت ساعت وقت اضافه دارید که برای مسابقه سه گانه آموزش ببینید؟» «هفت ساعت وقت اضافه دارید که مربی هفت فرد با استعداد شوید؟» مطمئنم جواب او جوابی بود که خیلی از ما می‌گفتیم. که همان «نه! نمی‌تونی ببینی چقدر سرم شلوغه؟» هست. اما وقتی مجبور شد هفت ساعت پیدا کند چون آب زیرزمین را پر کرده، او هفت ساعت را پیدا می‌کند. و این به ما نشان می‌دهد که چقدر زمان انعطاف‌پذیر است. ما نمی‌توانیم زمان بیشتری درست کنیم، اما زمان توسعه می‌یابد تا مناسب آنچه انتخاب می‌کنیم تا در آن بگذاریم بشود. و بنابراین کلید مدیریت زمان این است که برخوردمان با اولویت‌هایمان درست مثل همان آبگرمکن خراب باشد.

3:52 برای فهم این مطلب می‌خواهم حرف یکی از مشغول‌ترین خانم‌هایی که تاحالا مصاحبه کردم را بگویم. منظورم از مشغول‌ترین مدیریت تجارتی کوچک، با ۱۲ کارمند حقوق بگیر، و نگهداری شش بچه در وقت آزادش است. می‌خواستم باهاش تماس بگیرم تا ترتیب مصاحبه‌ای درباره چگونه او به «همه چیز رسیده» - این جمله تکراری- بدهم یادم می‌آید صبح سه شنبه بود. و اون نبودش که با من صحبت کنه. البته که نبودش، درسته؟ اما دلیل اینکه نبود تا با من صحبت کنه این بود که رفته بود پیاده‌روی، چون صبح بهاری زیبایی بود و می‌خواسته که به پیاده‌روی برود. خب البته این بیشتر منو کنجکاو می‌کنه و وقتی در آخر بهش دسترسی پیدا می‌کنم این‌طور بهم توضیح می‌ده. اون می‌گه: « گوش‌کن لورا،هر کاری که می‌‌‌کنم، هر دقیقه‌ای که می‌گذرانم، انتخاب خودمه.» و به جای این‌که بگوید، «من وقت انجام یک‌سری کارها را ندارم.»

4:37 اون گفت:« من یک‌سری کارها را انجام نمی‌دم چون در اولویت نیستند.» «من وقت ندارم» معمولا یعنی «این کار در اولویت نیست.» اگه بهش فکر کنید، این گفتار دقیق‌تری است. می‌تونم به شما بگم که وقت ندارم پرده‌هامو گردگیری کنم، اما این درست نیست. اگر پیشنهاد صدهزار دلاری به من می‌دادید تا گردگیری کنم من خیلی سریع اینکار رو می‌کردم. (خنده حضار) از آنجایی که این اتفاق نمی‌افته من تصدیق می‌کنم که این موضوع کمبود وقت نیست؛ اینه که نمی‌خوام این کارو بکنم. استفاده از این گفتار یادآور این است که زمان یک انتخاب است. و اعطا شده ممکن است عواقب ناگواری برای انتخاب‌های متفاوتی که می‌کنیم باشه، این رو قبول دارم. اما ما مردم باهوشی هستیم، و قطعا در دراز مدت این قدرت را داریم که زندگی‌مان را پر از چیزهایی بکنیم که لیاقت حضور در آن را دارند.

5:25 پس چگونه این کار را می‌کنیم؟ چگونه ما با اولویت‌ها مثل همان آبگرمکن خراب رفتار کنیم؟ خب، اول باید بفهمیم اولویت‌های‌مان چه هستند. من به شما دو استراتژی برای فکر کردن دراین‌باره می‌گویم. اول، جنبه حرفه‌ای: من مطمئنم خیلی از مردم با آمدن آخر سال عملکرد سالانه‌ی‌شان بررسی می‌شود یا بررسی می‌کنند. شما به موفقیت‌های‌تان در طول یک سال نگاه می‌کنید، «فرصت‌های پیشرفت» و این کار به دلیلی انجام می‌شود، اما به نظرم این نگاه به آینده بسیار مفیدتر است. ازتون می‌خوام فرض کنید آخر سال آینده است. شما دارید یک بررسی عملکرد از خودتان می‌گیرید، و برای شما از نظر حرفه‌ای سالی کاملا شگفت انگیز بوده. سه چهار مورد که انجام دادید و و باعث این شگفتی شد چه بوده؟

6:10 پس شما می‌تونید بررسی عملکرد سال آینده را الان بنویسید. و می‌تونید این کار رو برای زندگی شخصی خود بکنید. مطمئنم خیلی از شما مثل من در ماه دسامبر کارت‌هایی می‌گیرید که حاوی کاغذ رنگی‌هایی هستند، که روش چیزهایی معروف به نامه تعطیلات خانوادگی نوشته شده (خنده حضار) کمی مثل سبک ادبیات تلخ، در واقع، درباره‌ی این‌که چقدر همه‌ی اعضا خونه عالی هستند، یا حتی کمی درخشان‌تر اینکه چقدر همه توی خونه سرشون شلوغه. اما این نامه‌ها هدفی دارند، و اینه که به دوستان و خانوادتون بگه شما در زندگی شخصی‌تون در طی یک سال چکار کردید که براتون مهم بوده. امسال که یه جورایی تموم شده، ولی می‌خوام فرض کنید پایان سال آینده است، و سال کاملا عالی هم برای شما و افرادی که براتون مهم‌اند بوده.

6:57 سه تا پنج کاری که کردید که سال شما را عالی کرد چه بود؟ پس نامه تعطیلات خانوادگی سال دیگه را می‌تونید الان بنویسید. یه وقت نفرستیدش. (خنده حضار) لطفا نفرستیدش. اما می‌تونید بنویسیدش. و حالا، بین بررسی عملکرد سالانه و نامه تعطیلات خانوادگی لیستی از۶-۱۰ تا از اهداف رو داریم که می‌تونیم سال آینده روش کار کنیم. حالا باید این‌ها را به قدم‌های عملی تقسیم کنیم. شاید می‌خواهید تاریخ‌چه خانوادگی‌تان را بنویسید. اول، می‌تونید تاریخ‌چه خانوادگی دیگران را بخونید که سبک نوشتار دست‌تون بیاد. بعد فکرکردن به سوال‌هایی که می‌خواهید از بستگان‌تون بپرسید و برای مصاحبه قرار ملاقات بذارید. یا شاید شرکت درمسابقه دو پس باید محلش رو پیدا کنید، ثبت نام کنید و برنامه ورزشی هم بنویسید. اون کفش‌های خاک خورده رو هم از ته کمد بکشید بیرون. و بعد-- این مهمه که--

7:44 وقتی با اولویت‌هامون مثل اون آبگرمکن خراب رفتار می‌کنیم که اول از همه اونا رو در برنامه‌مون قرار بدیم. و این کارو از طریق فکر کردن به کل هفته قبل از شروع آن انجام می‌دیم. به نظرم زمان بسیار مناسب برای این کار عصر جمعه است. زمانی است که یک اقتصاددان ممکنه بهش زمان «هزینه فرصت کم» بگه. بیشتر ما وقتی عصرجمعه بشه نمی‌گیم: «من بسیار مشتاقم تا پیشرفتی به سمت اولویت‌های شخصی و حرفه‌ایم داشته باشم از همین الان» (خنده حضار) اما مایل هستیم که به اینکه آنها چه باید باشند فکر کنیم. پس عصر جمعه کمی از وقت‌تون رو برای این بذارید که برای خودتون لیست اولویت سه بخشی درست کنید: شغل، روابط، خود. ساخت لیست اولویت سه بخشی یادمان می‌آورد که

8:31 در هر دسته مواردی باید وجود داشته باشد. شغل، همیشه بهش فکر می‌کنیم؛ روابط و خودمان خیلی نه. اما در هر صورت؛ لیستی کوتاه، دو تا سه مورد در هر کدام. بعد نگاهی به کل هفته پیش رو بی‌اندازید و ببینید کجا می‌توانید قرارشان دهید. جای هر کدام دیگه بستگی به خودتون داره. می‌دونم که برای برخی ممکن پیچیده‌تر از دیگران باشه. منظورم اینه که، زندگی بعضی سخت‌تر از دیگرانه. آسون نیست اگه بخواین اون کلاس شعر رو هم برید وقتی باید به تنهایی ازفرزندان‌تان مراقبت کنید. کاملا درک می‌کنم. و قصد کوچک جلوه دادن مشکلات افراد رو ندارم. اما به نظرم اعدادی که الان می‌خوام بگم نیروبخش هستند. هر هفته ۱۶۸ ساعت است.

9:17 ۲۴ ضربدر ۷ میشه ۱۶۸. که این وقت زیادیه. اگرکار تمام وقت دارید میشه ۴۰ ساعت در هفته ۸ ساعت خواب میشه ۵۶ ساعت در هفته-- که در آخر ۷۲ ساعت برای کارهای دیگه داریم. این زمان زیادیه. می‌گید ۵۰ ساعت در هفته کار می‌کنید شاید کنار شغل اصلی‌تون شغل دیگری هم دارید خب باز هم ۶۲ ساعت وقت برای کارهای دیگه دارید. می‌گید ۶۰ ساعت کار می‌کنید. خب باز هم ۵۲ ساعت وقت برای کارهای دیگه دارید. می‌گید بیشتر از ۶۰ ساعت کار می‌کنید. نه دیگه، مطمئنید؟ (خنده حضار) تحقیقی درباره مقایسه تخمین ساعات کار هفتگی افراد با برنامه‌ی روزانه اشان انجام شد. آن‌ها پی بردند افرادی که مدعی بیش از ۷۵ ساعت کارهفتگی‌اند حدودا ۲۵ ساعت اختلاف وجود داشته.

10:04 (خنده حضار) دیگه خودتون کمتر یا بیشترش روحدس می‌زنید؟ در هر صورت، ۱۶۸ ساعت در هفته فکر کنم می‌تونید وقت برای چیزایی که براتون مهمه پیدا کنید. اگر می‌خواهید وقت بیشتری با فرزندان‌تان بگذرانید، می‌خواهید برای امتحانی که دارید بیشتر درس بخونید، می‌خواهید سه ساعت ورزش کنید و دو ساعت کار داوطلبانه بکنید، شما می‌توانید. و این در حالیست که اگرشما بیشتر از شغل تمام وقت کار می‌کنید. پس ما زمان زیادی داریم، که عالیه، حدس بزنید چرا؟ ما حتی این همه وقت را نیاز نداریم تا کارهای عجیب انجام بدیم. ولی وقتی بیشتر ما وقت اضافه میاریم،چیکار می‌کنیم؟ موبایل‌مونو برمی‌داریم، درسته؟ و فقط ایمیل پاک می‌کنیم. یا اینکه توی خونه همین‌طوری تاب می‌خوریم. یا تلویزیون می‌بینیم. اما این لحظات می‌تونند پرقدرت باشند.

10:49 می‌تونید از این وقت کم برای کمی لذت بردن استفاده کنید. شاید انتخاب خوندن چیزی فوق‌العاده در اتوبوس باشه، وقتی دارین می‌رین سر کار. من خودم وقتی شغلی داشتم که باید هر روز سوار دوتا اتوبوس و مترو می‌شدم، همیشه آخر هفته به کتابخونه می‌رفتم تا چیزایی برای خوندن بگیرم. و این کل تجربه‌ی منو تقریبا، یه جورایی لذتبخش کرد. می‌شه از زمان استراحت سر کار برای مراقبه یا دعا استفاده کرد. اگر به خاطر برنامه کاری شلوغ‌تان نمی‌توانید به شام خانوادگی برسید شاید صبحانه خانوادگی جایگزین خوبی باشه. همه‌اش درباره نگاه به تمام وقتی است که یک نفر دارد و ببینید کارهای خوب می‌توانند کجا قرار بگیرند من عمیقا به این باور دارم. وقت هست.

11:34 حتی اگر سرمان شلوغ باشد وقت برای آنچه مهم است داریم. و وقتی تمرکزمان روی آنچه مهم است، باشد می‌توانیم زندگی‌ای که می‌خواهیم را در زمانی که داریم بسازیم. ممنونم. (تشویق)

Share

YouTube Video Summaries